بزرگ‌ترین شکست‌های دنیای فناوری در سال 2022

[ad_1]

بسیاری از فناوری‌های نوپا در ابتدای پیدایش خود، مدت کوتاهی سروصدای زیادی به پا می‌کنند و  پس از آن از کانون توجه خارج می‌شوند یا حتی شکست می‌خورند. در سال ۲۰۲۲ هم شاهد شکست چند تکنولوژی در زمینه‌های مختلف ازجمله حوزه دارایی‌های دیجیتال و دنیای مجازی بودیم. حتی چند پروژه شرکت‌های مطرح مانند گوگل، متا و اپل نیز عملکرد ناموفقی داشتند.

صنعت فناوری در سال ۲۰۲۲ رشد خوبی داشت. خوش‌بینی‌های بعد از دوران همه‌گیری کرونا باعث رکوردشکنی قیمت‌های سهام شد و همچنین استقبال از ارزهای دیجیتال به بیشترین میزان خود از زمان پیدایش آنها رسید.

همچنین در این سال، سرمایه‌داران سراسر جهان سود خوبی کسب کردند. سرمایه‌داران راحت‌تر از هر زمان دیگری می‌توانستند با سرمایه‌گذاری در حوزه NFT یا عرضه اولیه ارزهای دیجیتال جدید، تنها ظرف چند ماه بازگشت سرمایه داشته باشند. اما همه چیز به این خوبی پیش نرفت و خوش‌بینی‌ها در مورد بهبود وضعیت اقتصادی کمرنگ‌تر شد.

پس از تلاش‌های دولت آمریکا برای جلوگیری از آسیب‌های اقتصادی در بدترین شرایط پاندمی کرونا، تورم آغاز شد و بانک مرکزی در واکنش به آن، نرخ بهره را بالا برد. این‌ اقدام دسترسی راحت شرکت‌های تشنه به پول به اعتبارهای مالی را از بین برد.

از سوی دیگر مصرف‌کنندگان هم مخارج خود را کاهش دادند. همزمان، روند کاهشی و منطقی‌شدن قیمت‌های سهام نیز آغاز شد. این‌ اتفاقات باعث زیان هنگفت برخی از بزرگترین یونیکورن‌های دنیای فناوری شد؛ یونیکورن‌هایی که یک یا دو سال قبل تصور می‌شد تحت تأثیر آسیب‌های اقتصادی ناشی از کرونا قرار نمی‌گیرند.

مسلماْ تمام شکست‌های دنیای فناوری در سال ۲۰۲۲ ناشی از عوامل اقتصادی خارجی نبودند. برای مثال سقوط اخیر صرافی FTX خودش روی شرکت‌های دیگر تأثیر گذاشت.

بزرگ‌ترین شکست‌های دنیای فناوری

حالا که در روزهای پایانی ۲۰۲۲ بسر می‌بریم، می‌خواهیم به سراغ بزرگ‌ترین شکست‌های دنیای فناوری در این سال برویم.

ورشکستگی صرافی ارز دیجیتال FTX

ورشکستگی  صرافی ارز دیجیتال FTX

ورشکستگی صرافی ارز دیجیتال FTX و متعاقباً دستگیری مدیرعامل سابق آن، سم بنکمن فرید یکی از خبرهای پرسروصدای دنیای فناوری در چند ماه اخیر بود. بنکمن فرید تا همین چند ماه پیش یکی از افراد محبوب دنیای رمزارزها بود. او به‌عنوان فردی بشردوست که با کمک‌های میلیارد دلاری خود را از سایر همتایان میلیاردر متمایز می‌کرد، تحسین می‌شد.

اما انتشار گزارشی کوبنده از سوی کوین‌دسک نشان داد «آلاماندا ریسرچ» (Alameda Research)، دیگر شرکت معاملاتی متعلق به بنکمن فرید، بیشتر دارایی خود را به شکل FTT، توکن اختصاصی FTX نگهداری می‌کند. شایعات حاکی از پشتیبانی‌شدن آلاماندا ریسرچ توسط سرمایه چند میلیارد دلاری موجود در FTX، دهان‌به‌دهان چرخید.

این‌شایعات سرمایه‌گذاران را هراسان کرد و باعث شد آنها فوراً ارزهای دیجیتال خود را از این‌صرافی بیرون بکشند. این‌ بحران نقدینگی چند روز بعد FTX را مجبور به اعلام ورشکستگی کرد. این صرافی با تخمین بدهی به یک میلیون سرمایه‌گذار، وارد ورشکستگی فصل ۱۱ شد. البته مدیرعامل سابق این صرافی متهم به کلاهبرداری است.

چندین پرونده حقوقی علیه بنکمن فرید و FTX تنظیم شده‌اند. یکی از پرونده‌ها به‌صورت ویژه در مورد متهم‌کردن چند سلبریتی است که مدتی پیش با صحبت در مورد چند مورد تقلب در اوراق بهادار، نقض قوانین سرمایه‌گذاری آمریکا توسط FTX را تأیید کرده‌اند. تقلب در اوراق بهادار به معنی وادارکردن سرمایه‌گذاران به تصمیم‌گیری برای خرید و فروش اوراق بهادار براساس اطلاعات نادرست است.

سرویس استریم بازی گوگل استادیا

سرویس استریم بازی گوگل استادیا (Google stadia)

گوگل تنها سه سال بعد از راه‌اندازی سرویس اشتراک بازی ابری خود یعنی گوگل استادیا، در ماه سپتامبر سال میلادی جاری توقف فعالیت این‌ سرویس در آینده را اعلام کرد. گوگل دلیل توقف استادیا را استقبال کمتر از انتظار کاربران از آن بیان کرد. 

گوگل استادیا علیرغم موفق‌بودن فناوری استریم محتوا در سال‌های اخیر، در جذب مخاطب شکست خورد و تنها دلیل این‌شکست، پایدارنبودن عملکرد این‌ سرویس در حد انتظار است. به نظر می‌رسد این‌ تصمیم گوگل بسیار ناگهانی بوده و حتی توسعه‌دهندگان بازی‌ها را نیز متعجب کرده است. 

یکی از شرکت‌های توسعه‌دهنده بازی گفته است توسعه‌دهندگان آن، یک روز قبل از اعلام تصمیم توقف فعالیت گوگل استادیا، قرارداد خود را برای قراردادن یکی از بازی‌های خود روی این‌ پلتفرم، نهایی کرده بود.

البته گوگل استادیا تا ۱۸ ژانویه ۲۰۲۳ (۲۸ دی‌ماه)، همچنان سرویس می‌دهد؛ اما فعالیت آن پس از این‌ تاریخ برای همیشه متوقف می‌شود. گوگل اعلام کرده است که پول کاربرانی را که سخت‌افزار استفاده از استادیا را خریده‌اند و همچنین کاربرانی که بازی‌های این‌پلتفرم را از استور رسمی آن خریده‌اند، بازمی‌گرداند. 

البته گوگل اعلام کرده است که اگرچه استادیا در سال ۲۰۲۳ برای همیشه کنار گذاشته می‌شود، اما فناوری‌های آن در سایر بخش‌های این شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرند. واقعیت افزوده یکی از این بخش‌هاست.

بنابراین کارمندان گوگل استادیا دوباره در بخش‌های دیگر به خدمت گرفته می‌شوند و بیکار نمی‌شوند. قطعاً متوقف‌شدن یک پلتفرم بازی که تنها چند سال از عمرش می‌گذرد، برای گوگل شکستی بزرگ است، اما ضربه سنگینی به گوگل و کارمندانش وارد نمی‌کند.

پلتفرم بلاکچین ترا و ارز دیجیتال لونا

پلتفرم بلاکچین ترا (Terra) و ارز دیجیتال لونا (Luna)

با شروع کاهش ارزش بازار ارز دیجیتال در اوایل ۲۰۲۲، کاهش ارزش پلتفرم بلاکچین ترا و ارز دیجیتال اختصاصی آن یعنی لونا، باعث ایجاد شوکی در بازار کریپتو شد. ارزش لونا در آوریل ۲۰۲۲ به بالاترین سطح خود از زمان پیدایش رسید، اما سریعاً سقوط کرد.

براساس گزارش کوین‌بیس، ارزش این ارز دیجیتال تنها در طول یک ماه تقریباً صفر شد. ترا قرار بود استیبل کوین با ارزش 1 دلار باشد، اما این‌ پلتفرم بلاکچین برای جلوگیری از دی‌پگ‌شدن ترا (قطع وابستگی ارزش ترا به ارزش دارایی‌های دیگر) به‌جای بهره‌مندی از پشتوانه دولتی، به‌صورت الگوریتمی به ارز دیجیتال لونا متکی شد.

با آغاز ماه مه و پس از آشکارشدن نشانه‌های فرار سرمایه، «دو کوآن»، خالق ترا و لونا به سرمایه‌گذاران گفت نگران نباشند. او برای دفاع از وابستگی ارزش لونا به ارزش بیت کوین، مقداری بیت کوین را وارد سرمایه شبکه کرد؛ اما این‌ سیاست هم جواب نداد و گزارش‌ها نشان داد که دو کوان تنها نامی ساختگی پشت استیبل کوین الگوریتمی شکست‌ خورده است. ارزش لونا  تنها در عرض یک روز ۹۶ درصد کاهش یافت.

مسلماً دو کوآن یا هر کس دیگری نمی‌توانست ترا و لونا را از چنین وضعیتی نجات دهد، البته درنهایت دو کوان  چند هفته بعد بلاکچین جدیدی تحت عنوان ترا ۲.۰ (Terra 2.0) ایجاد کرد. مدتی بعد مقامات کره‌ای که در حال بررسی دلیل سقوط ترا بودند، حکم بازداشت کوآن را صادر کردند، اما او اکنون فراری است. به نظر مقامات کره‌ای، او اکنون در صربستان مخفی شده است. 

طبق گزارش‌ها، کوآن در حال همکاری با مجریان قانون صربستانی جهت پناهنده‌شدن در این‌ کشور است. میزان زیان مالی سرمایه‌گذاران به دلیل سقوط ترا، ۴۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

متاورس

شکست متاورس

مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیسبوک همچنان برای توسعه متاورس مصمم است و حتی نام شرکت خود را هم به متا تغییر داد. بااین‌حال سرمایه‌گذاران و حتی اکثریت مردم اشتیاقی به این‌ پروژه نشان نداده‌اند. هدف پروژه متاورس، ایجاد و گسترش محیطی مجازی است که افراد در آن می‌توانند کار کنند، یکدیگر را ببینند و حتی در فعالیت‌ها و بازی‌های مختلف آن شرکت کنند. 

اما بدون تردید متاورس پروژه‌ شکست‌خورده‌ای است؛ زیرا از زمان اعلام دیدگاه زاکربرگ، قیمت سهام متا به میزان قابل‌توجهی کاهش یافته و اکنون قیمت سهام آن در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته ۶۵ درصد کمتر شده است!

طبق گزارش‌ها، متا حداکثر تلاش خود را می‌کند تا بتواند با پلتفرم پرچمدارش یعنی هورایزن وردز (Horizon Worlds)  که در حقیقت یک بازی واقعیت مجازی سه‌بعدی چندنفره است، عموم مردم را به متاورس علاقه‌مند کند.

طبق اسناد افشاشده، این‌ شرکت مجبور است تعداد کاربران هدف خود را کاهش دهد تا مشخص نشود نرخ حفظ کاربران پایین‌تر از حد انتظار است. طبق گزارش‌ها، تعداد کاربران ماهانه این پلتفرم در اکتبر ۲۰۲۲، ۲۰۰ هزار نفر بوده که کمی کمتر از تعداد کاربران ماهانه خود متاورس در این‌ماه است. 

این تعداد کاربر در مقایسه با ۲۰۰ میلیون کاربر ماهانه پلتفرم بازی روبلاکس (Roblox) که رابطه کاربری مناسبی برای کودکان دارد، عدد ناچیزی است. متا شایعات مبنی بر توقف پروژه متاورس به دست مارک زاکربرگ به‌خاطر فشار فزاینده سرمایه‌گذاران را رد کرده است، اما به نظر می‌رسد مدیرعامل متا متوجه آینده تاریک متاورس است.

او در اوایل دسامبر ۲۰۲۲، ۱۳ درصد از کارمندان متا را اخراج کرد. از سوی دیگر، سیلی از انتقادهای شدید از مارک زاکربرگ در انجمن‌ها و سایت‌های کاریابی به راه افتاده است. به نظر یکی از کارمندان سابق متا، پروژه متاورس به‌تنهایی می‌تواند متا را نابود کند.

آمازون الکسا

آمازون الکسا

دستیار مجازی آمازون الکسا به لطف تولید انبوه اسپیکر هوشمند اکو، به خانه میلیون‌ها کاربر راه یافته است، اما وب‌سایت بیزینس اینسایدر با انتشار گزارشی مدعی شده است که این‌ دستیار مجازی آنطور که به نظر می‌رسد، موفق نیست. طبق آمار، ظاهراً آمازون الکسا تا پایان سال ۲۰۲۲ باعث زیان ۱۰ میلیارد دلاری آمازون می‌شود و هرگز سودآور نبوده است. 

این‌ زیان‌های مالی سنگین، از شکست آمازون در تبدیل کاربران به مشتریان کسب‌وکار اصلی خود یعنی همان فروشگاه آمازون نشأت می‌گیرد. هدف نخست عرضه اکو، گسترش استفاده از دستیار مجازی اختصاصی آمازون برای سفارش کالاها به فروشگاه اینترنتی بود. 

به همین دلیل آمازون اسپیکر هوشمند خود را با همان قیمت تمام‌شده برای تولید، عرضه کرد تا بتواند آن را با بیشترین استقبال ممکن بفروشد و زمانی که مشتریان کالاهای مختلف را با آمازون الکسا به آمازون سفارش می‌دهند، بتواند اکو را به دستگاهی سودآور برای خود تبدیل کند.

 اما آمازون نتوانست با عرضه اکو به هدفش برسد؛ زیرا بسیاری از کاربران از آن تنها برای موسیقی گوش‌کردن یا انجام کارهای ساده‌ای مثل تایمر هندزفری یا شنیدن پیش‌بینی آب‌وهوا استفاده می‌کنند. آمازون تنها درصد اندکی از مبلغ پرداخت‌شده برای استریم موسیقی روی سرویس خود را دریافت می‌کند و سرویس‌های ساده مانند اعلام صوتی پیش‌بینی آب‌وهوا هیچ درآمدی برای آن ندارند. 

ظاهراً جف بزوس می‌خواسته با پروژه آمازون الکسا، شانس خود را برای کسب درآمد بیشتر امتحان کند، اما وقتی متوجه‌شده این‌ دستیار مجازی چندان درآمدزا نیست، اشتیاقش در مورد آن کمتر شده است. آمازون در ماه نوامبر اعلام کرد تعداد زیادی از توسعه‌دهندگان مشغول در پروژه آمازون الکسا را اخراج کرده است. در ضمن شایعات حاکی از آن هستند که در آینده تعداد دیگری از این‌توسعه‌دهندگان نیز اخراج خواهند شد.

NFT

NFT

در اوایل سال جاری میلادی شاهد استقبالی بی‌نظیر از NFT یا همان توکن‌های غیرقابل معاوضه بودیم، به‌طوری که سرمایه‌گذاران برای یافتن کلکسیون بزرگ و NFTهای تراشه‌های آبی مثل CryptoPunks و Bored Ape Yacht Club (BAYC)، با یکدیگر رقابت می‌کردند و ارزش آن‌ها را افزایش می‌دادند.

اما در نیمه دوم ۲۰۲۲ وضعیت تغییر کرد. طبق گزارش بلومبرگ، در ۶ ماهه دوم سال، حجم معاملات ان‌اف‌تی‌ها ۹۷ درصد کاهش یافت و از ۱۷ میلیارد دلار در ماه ژانویه، به ۴۶۶ میلیون دلار در ماه سپتامبر رسید!  داده‌های جدیدتر مربوط به ماه نوامبر نشان‌دهنده تداوم کاهش معامله این‌ دارایی‌های دیجیتالی است، به‌طوری که میزان فروش آنها در پنج پلتفرم مطرح فروش NFT تنها ۳۹۴ میلیون دلار بوده است. 

ارزش کلکسیون‌های محبوب NFT نیز در مقایسه با زمانی که به بیشترین میزان خود رسیده بود، کاهش یافته است. طبق گزارش کوین گکو، اکنون قیمت BAYC در حدود ۸۴ هزار دلار است، در حالی که ارزش آن در مه ۲۰۲۲ در حدود ۴۲۰ هزار دلار بود.

نوسان شدید در بازار NFT و ارز دیجیتال موضوع جدیدی نیست، اما سقوط شدید ارزش محبوب‌ترین کلکسیون‌های NFT در کنار کاهش کلی شدید حجم معاملات آنها، قاعدتاً باید حتی خوش‌بین‌ترین سرمایه‌گذاران را نیز نگران کند. یکی از دلایل اصلی رونق‌گرفتن بازار NFT در اوایل ۲۰۲۲، افرادی بودند که برای اولین‌بار این دارایی را می‌خریدند.

این‌خریداران به دلیل کاهش بسیار زیاد ارزش ان‌اف‌تی‌ها، پول زیادی از دست داده‌اند که باعث شد صنعت NFT در سال ۲۰۲۲ ضربه سنگینی بخورد. بعید است تجارت NFT دوباره مانند قبل پررونق شود، حتی اگر ارزش ان‌اف‌تی‌ها دوباره افزایش یابد.

خودروی خودران اپل

خودروی خودران اپل
طرح مفهومی خودروی خودران اپل

اپل یکی از معدود غول‌های فناوری است که رکود بازار تأثیری چندانی روی آن ندارد و در حالی که رقبایش با کاهش سود روبه‌رو می‌شوند، گزارش‌های مالی قابل‌توجهی منتشر می‌کند. بااین‌حال اوضاع برای کوپرتینونشین‌ها همیشه هم بر وفق مراد نیست.  

طبق گزارش تقریباً جدید بلومبرگ، ممکن است خودروی موردانتظار اپل یا اپل کار (Apple car)، اصلاً خودران نباشد. منابع آگاه گفته‌اند قابلیت‌های خودران این‌ خودرو تنها در بزرگراه‌ها قابل استفاده هستند و همیشه راننده‌ای باید آماده در دست گرفتن کنترل آن باشد. 

به عبارت دیگر به نظر نمی‌رسد قابلیت‌های خودروی اپل چیزی بیشتر از قابلیت‌های موجود در خودروهای خودران تسلا و جنرال موتورز باشد. در ضمن اپل علاوه‌براینکه برنامه‌های خود برای خودروی خودرانش را کمتر کرده، زمان عرضه مورد انتظار آن را نیز به تعویق انداخته است. 

به گزارش بلومبرگ، زودترین زمان ممکن برای عرضه خودروی خودران کوپرتینویی‌ها سال ۲۰۲۶ است. طبق گزارش‌ها، قیمت هدف اپل برای این‌ خودرو، مبلغی زیر ۱۰۰ هزار دلار است. بنابراین خودروی خودران اپل می‌تواند رقیبی جدی برای خودروهای ارزان تسلا و بی‌ام‌و باشد.

در حال حاضر مشخص نیست اپل چه ویژگی‌های خاصی را در خودروی خودران خود قرار می‌دهد. این خودرو برای موفق‌شدن نیازمند برخورداری از ویژگی‌های خاص است؛ زیرا تنها نام و قدرت اپل برای جذب مشتری‌های خودروهای خودران سایر شرکت‌ها کافی نیست، البته با توجه به اینکه تنها یک دهه است که اپل روی این‌ پروژه کار می‌کند، به نظر نمی‌رسد چیز زیادی برای آن در چنته داشته باشد.

سلسیوس

پلتفرم کریپتوی سلسیوس

سلسیوس یکی دیگر از پلتفرم‌های کریپتو است که زمانی وعده بازگشت سرمایه‌ها با مبلغ بالا به سرمایه‌گذاران آن داده شد، اما هیچ روش مشخصی برای تحقق این‌ وعده بیان نشد. این‌ پلتفرم در ماه ژوئیه ورشکستی خود را ثبت کرد و درخواست داد تحت پوشش قانون حمایت از ورشکستگی قرار بگیرد.

سلسیوس درست مانند یک بانک، پول را در قالب ارز دیجیتال به سرمایه‌گذاران و صندوق‌های پوشش ریسک وام می‌داد. از سوی دیگر این‌ شرکت متعهد شده بود تا به تأمین‌کنندگان منابع مالی خود، ۱۸.۶۳ درصد سود بپردازد.

عملکرد شرکت در دوران تداوم سرمایه‌گذاری جدید در آن، پایدار بود؛ اما به‌تدریج مشخص شد میزان سودی که شرکت متعهد به پرداخت آن شده، بیش از توانایی حقیقی آن است. در ضمن پس از گذشت مدتی، تعداد زیادی از کاربران سرعت تزریق سرمایه به سلسیوس را کاهش دادند و در نتیجه شرکت سریعاً ورشکسته شد. 

در حقیقت رویکرد سلسیوس برای پرداخت سود، ترفند پانزی بود. ترفند پانزی نوعی کلاهبرداری و پرداخت سود با میزانی بیش از میزان متعارف برای تشویق به سرمایه‌گذاری بیشتر یا جذب سرمایه‌گذاران جدید است. شرکت‌هایی که این‌ رویکرد را دنبال می‌کنند، معمولاً هیچ فعالیت اقتصادی انجام نمی‌دهند و سودها را از سرمایه‌گذاری‌های جدید پرداخت می‌کنند.

فرایندهای ثبت ورشکستگی سلسیوس در جریان است، اما بازگشت سرمایه‌های خرد به سرمایه‌گذاران بعید به نظر می‌رسد. «الکس ماشینسکی»، بنیان‌گذار و مدیرعامل سلسیوس، ماه سپتامبر از سمت خود کناره‌گیری کرد. او در بیانیه‌ای متعهد به بازگشت سپرده سرمایه‌گذاران شد، اما با توجه به وجود کسری ۱.۲ میلیارد دلاری در ترازنامه شرکت در زمان ورشکسته‌شدن، معلوم نیست چگونه می‌خواهد به تعهداتش عمل کند.

شرکت تجهیزات ورزشی پلتان

شرکت تجهیزات ورزشی پلتان (Peloton)

 پلتان، شرکت تجهیزات ورزشی آمریکایی در اوایل دوران پاندمی کرونا رشد مداومی داشت؛ زیرا آن زمان تقریباً تمام مردم جهان در قرنطینه خانگی به سر می‌بردند و دنبال راهی برای ورزش در خانه بودند. فروش شرکت در آن زمان رشد زیادی داشت و منجر به افزایش قیمت سهام نیز آن شد، اما دوران طلایی پلتان زیاد طول نکشید. 

پس از کاهش ناامیدکننده فروش پلتان در سال ۲۰۲۱، ارزش سهام آن نیز ۷۶ درصد کاهش یافت. در سال ۲۰۲۲ هم شاهد هیچ‌گونه نشانه‌ای مبنی بر توقف روند کاهش فروش آن نبودیم. طبق گزارش MSN، اصلی‌ترین مشکل این‌ شرکتُ عدم اعتماد سرمایه‌گذاران به «برایان مک‌کارتی»، مدیرعامل پلتان بود. 

به نظر نمی‌رسید تصمیم او برای شروع فروش دوچرخه‌ها در آمازون و فروشگاه تجهیزات ورزشی Dick’s Sporting Goods، بتواند میزان فروش شرکت را در حد انتظارش بالا ببرد. با گذشت زمان وضعیت شرکت هم بدتر شد و درآمد آن در سه ماه پایانی ۲۳ درصد کاهش یافت.

طبق گزارش MSN، پلتان در مدت مذکور ۴۰۹ میلیون دلار ضرر کرد و فروش آن تنها کمی افزایش داشت. حتی گزارش شده که مک‌کارتی به سرمایه‌گذاران شرکت گفته است شاید فروش آن در فصل تعطیلات، به‌اندازه مورد انتظار نباشد.

چنین خبری به‌منزله زنگ هشدار بود و باعث شد ارزش سهام شرکت بیش از پیش کاهش یابد. پلتان زمانی یکی از شرکت‌های موفق در زمینه بهره‌مندی از فناوری‌های نوین در حوزه ساخت تجهیزات ورزش خانگی بود، اما متأسفانه به وضعیت بد کنونی دچار شد. به نظر می‌رسد این‌شرکت به‌زودی به تاریخ بپیوندد.

نظر شما درباره بزرگ‌ترین شکست‌های دنیای فناوری در سال ۲۰۲۲ چیست؟

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

کارفرما یا کاربلد؟

[ad_1]

تحلیل مشکلات روابط بین کارفرمایان و کارمندان در شرایط فعلی …

بدنه اصلی تجارت در کشورمان گویی دچار لکنت است. این لکنت بیش از هر چیز در ساختار تولید، اقتصاد نا امن و نحوه مدیریت سازمان‌های تولیدی به چشم می خورد. از آنجا که مدیریت تجاری سازمان ها در کشورمان تحت نظارت عالیه صاحبان صنایع است (که معمولا در این امور مدیریت شناوری دارنند) در اکثر مواقع مشاهده می گردد که درك صحيحي ازجایگاه وظايف و نقش کارمندان در سطح سازمان حتي در بين سهامداران اصلی سازمان نيز وجود ندارد. این امر در بسیاری از سازمان های بزرگ صنعتی در کشورمان که سرمایه داران اصلی سازمان بنوعی تصمیم گیران طراز اول سازمان هم می باشند بسیار شایع می باشد . کارآفرینان بزرگ، محترم و پرکاری که به تنهائی می خواهند بار مجموعه را بدوش بکشند و متاسفانه یکی از دلایل عدم موفقیت کامل آنها ، شاید در عدم بها دهی به کارمندان سازمان و یا عدم داشتن نیروی انسانی پویا و فعال در سازمان است. این نحوه مدیریت ادراکی – سینوسی و یا مدیریت پولینزی (دریانوردان پولینزی سرآمد دریانوردان طبیعی در جهان شناخته شده اند، که توانسته اند مسیرهای آبی طولانی و مخاطره انگیز را در زورق‌های خود ساخته، بدون قطب نما بپیمایند) چندان سرانجام مثبتی ندارد. این قبیل صاحبان سرمایه با استفاده از روش ها و ابزارهای به روز می توانند رونق دوچندانی به بازدهی سرمایه خود بدهند و بدون وارد شدن به جزئیات امور (که معمولا اطلاع از جزئیات برای مدیریت ارشد سازمان همیشه اضطراب آور، و منتهی به تصمیمات هیجانی و احساسی مضر می گردد، که مدیریتباید این جزئیات را به مدیران واحدهای مختلف بسپارد چراکه همیشه جزئیات مدیران رده بالائی سازمان کلیات مدیران میانی است و بالعکس. این برخلاف روند مطلوب تغییرات در یک سازمان است که همیشه باید یک روند تدریجی و طبق فرآیند تعریف شده باشد.) کلیات تجارت خود را بهینه مدیریت نمایند. اطلاع رسانی منظم درون سازمانی در قالب یک داشبورد جامع فروش – مالی از سطح پایین تا مدیریت ارشد باعث دور نگه داشتن صاحبان تجاری از ورود ناگهانی به جزئیات سازمانی می گردد که واحدهای مختلف یک سازمان در این امر می تواند نقش راهبردی را بازی نمایند. تعریف سیستم و پروسه درون سازمانی برای اجرای امور می تواند مانع ورود صاحبان صنایع به حوزه تصمیم گیری مدیران گردد. سیستم، روش انجام دادن یک کار با نهایت کارآمدی و دقت است. سیستم نسبت به زمان حساس است. آینده را در نظر می گیرد. به تسلسل توجه می کند و می خواهد از عناصر بهم پیوسته، جواب گرفته و مسئله ای را حل کند. از این رو، سیستم با این واژه ها عجین است: عناصر، تسلسل، اولویت بندی، بهینه سازی، کارآمدی، دقت، زمان و آینده . با قواعد یک سیستم، فکر سامان می یابد، رفتارها قابل پیش بینی می شوند، زمان بهینه می شود و مشکلی برطرف می شود. سیستم ها، دریچه هایی هستند که داده ها و اطلاعات را پردازش می کنند، از آنها معنا استخراج کرده و خروجی هر کدام را مشخص می کنند. با برنامه ریزی و در نظر گرفتن عموم احتمالات، سیستم ها خود را به شرایط جدید منطبق می کنند. حل حجم عظیم مسائل خارج از توان یک فرد است. مقصود این نیست که صاحب صنعت، انسانی خوب، علاقمند و خوش نیتی نیست بلکه موضوع پیرامون مدیریت سیستمی و سیستماتیک و مدیریت مطلوب یک سازمان است چراکه تنها نیت خوب برای مدیریت کافی نیست. سیستم بهتر، دقیق تر و زودتر از فرد، خطاها و اشتباهات را تشخیص می دهد. درجه احساس، هیجان، کینه، انتقام، عصبانیت، سلیقه شخصی، مزاج و خستگی در سیستم ها تعطیل است. هیچ انسانی را نمی توان از این خصوصیات مبرا دانست. هر قدر جلوتر می آییم، مدیریت به دلیل تعدد موضوعات و مسائل به مراتب پیچیده تر می شود و فراتر از فضای ذهنی، توان تحلیلی، قدرت پردازش و حوصله یک فرد است. تنها سیستم سازی می‌تواند این حجم از موضوعات و مسائل متنوع را شناسایی، تحمل و حل کند. جهان نوین، جهان نرم افزارهاست. جلسه، گفتار درمانی، توجیه، موعظه و رفاقت نمی‌توانند جای مدیریت نرم افزارها و سیستم‌ها را بگیرند. وقتی نرم افزارها و سیستم ها بر شبکه سازی و مدیریت تسلط پیدا می‌کنند، نقش احساس، هیجان، کینه، انتقام و عصبانیت تقریبا صفر می شود. دنیای جدید، دنیای هوش مصنوعی Artificial Intelligence است. تعدد موضوعات و پیچیدگیهای ما بین موضوعات و متغیرها، به کارگیری هوش مصنوعی را یک ضرورت اجتناب ناپذیر کرده است. وجود سیستم ها به معنای این نیست که تحلیل و بررسی و آنالیز انسانی تعطیل شده است. آنچه در این چارچوب کلیدی است عقل جمعی، عقل تخصصی و بررسی های دقیق میدانی و کاربردی است.

هنگامی که تجارت، پشتوانه نظری نداشته باشد، حاکمیت فرد بر جمع مسلط می شود. خلقیات شخصی صاحب صنعت جلوتر از دانش مدیریت عمل می کند و هرکسی در مقابل او قرار گیرد حذف می گردد. صاحبان صنعت شاید تجربیات تجاری ارزشمندی داشته باشند و در سطح کلان از هوش اقتصادی بالائی برخوردار باشند ولی در مدیریت خرد همیشه شکست می خورند . تمایلات تجاری دارند ولی اندیشه تجارت نه ! در اینگونه سازمانها مثلت توان مالی، قدرت و مدیریت فردی صاحب صنعت را بعنوان مدل اصلی مدیریت می توان به چشم دید. سازمان، سازمان افراد است نه سیستم ها و فرآیندهای سازمانی که به تصمیم گیریهای جمعی منتهی شود. سیستمی که در آن پایداری مدیریت متکی به فرد به مراتب بیشتر از اندیشه ها و سیستم است . اقتدارگرایی مطلق فردی نیازی به تئوری و نظریه ندارد. تنها فرمان می خواهد و شلاق و چماق برای به پیش بردن. فرد مقتدر دچار پدیده ای روانی – شناختی تحت عنوان Cognitive Dissonance می گردد عارضه ای که به معنای رد کردن و کنار زدن داده ها و شناخت هایی که با شناخت و قضاوت های موجود در ذهن و نظام باورهای یک فرد در تضاد است بطوریکه فرد برای حفظ هارمونی روح و فکر خود از ورود اطلاعات و تحلیل های غیرمتجانس جلوگیری می کند. رهیافتی پروژه محور به مدیریت سازمان دارد. با حل و فصل امور به طور روز به روز، گرفتار بحرانهای پی در پی می شود. عمدتا در فضاهای ذهنی خود به اوضاع فکر می کند و در لحظه و آن بدون مشارکت دیگران تصمیم می گیرد و با خصلت بسیار قدرتمند حق به جانب داشتن Self-righteousness خود را صحیح، به حق و منطقی می داند و در خمیر مایه ذهنی و شخصیتی خود، دیگران را از هر نوع حقوقی محروم بپندارند. این رفتار مصداق نوینی بر جمله معروف لویی چهاردهم باشد که گفت : حکومت یعنی من (L’etat, c’est moi) غافل از آنکه مدیریت و کارگروهی بازی زندگی نیست که تکنفره باشد. به همین دلیلدر سازمان های ایرانی اختلافات حل نمی شود انباشته می گردد و از مدیری به مدیری دیگر انتقال می یابد. عموما ایرانی ها یکدیگر را قبول ندارند و این باعث می شود تا نتوانند ساختار ایجاد کنند. اگر افراد یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار با یکدیگر همکاری نزدیک بکنند و بعبارتی شریک پیدا نمایند. تقسیم سازی کار یعنی جمعی فکر کردن و جمعی کاری را انجام دادن و جمعی مشکل را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خود بزرگ پنداری Self-Obsession را به نمایش بگذارند در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. حل موضوع و سازمان خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. تقسیم سازی کارها یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. علاوه بر این، افرادی که اهل تقسیم کردن هستند دو ویژگی را در خود به وجود می آورند: اول، اخلاقی تر می شوند و خودخواهی های آنها کاهش پیدا می کند و دوم، بیشتر یاد می گیرند چون با صدای بلند اعلام می کنند: من خیلی مسایل را نمی دانم. ممکن است فقط کسری از مسایل را بفهمم. این گونه افراد به طور واقعی متواضع می شوند و اداهای مصنوعی تواضع را نمی توانند از خود نشان دهند. خصلت تقسیم سازی کردن در سازمان های یافت می شود که جمع بر فرد مقدم باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد. وقتی افراد مسئول در واحد های مختلف یک سازمان باهم هماهنگ نباشند و هر کدام جزیره ای برای خود ایجاد کرده باشند، سیستم تصمیم سازی جمعی شکل نمی گیرد. افراد به گروههای بسیار کوچک رو می آورند، آنچه جامعه شناسان بدان ذره ذره شدن Atomizationمی گویند. ساختارهای قدیمی مدیریت، دو خصلت نسبتا پایدار را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد یکدیگر را رعایت نمی کنند، حریم ها را می شکنند، دو خصلت حذف دیگران و ایجاد انحصار، جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد نسبت به سایر کارمندان و قسمت های مختلف سازمان،احساس وظیفه نمی کنند بلکه در گروههای کوچک، هوای همدیگر را دارند. وقتی شخصی خارج از یک گروه است و مورد وثوق و اعتماد نیست، حذف می شود. افراد در درون ناخودآگاه خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای من فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا ما شکل نگیرد و ارتباطات خلاصه شود در من و دوستان من.قطعااین ویژگی بسیاری از افراد در حوزه تجاری ایران قابل تامل است: مجموعه ای از گرایش ها، دیدگاهها و تمایلات منتاقض را هم زمان حمل می کنند. شرایط کاری و وجود نیروهای متضاد باعث می شود تا افراد از صراحت و شفافیت پرهیز کنند و خود را با شرایط گوناگون و تحولات رنگارنگ منطبق نمایند در این حالت فهم گرایشات واقعی افراد به واسطه توانایی قابل توجه در استتار بسیار مشکل است .افراد سازمان در این حالت از نیروی خلاق به نیروی بله قربان گو تبدیل گردند و کارهای اشتباه دیکته شده را به نحو احسن انجام دهند بعبارتی دستورات را تئوریزه می کنند، حتی اگر هم باور به غلط بودن آن کار داشته باشند برای حفظ موقعیت، باز خود را مجبور به انجام آن می بینند. این به معنیترویج یک نوع فرهنگ بی انگیزگی و بی تفاوتی در محیط کار که در نهایت منتهی به عدم نتیجه گرایی مثبت خواهد شد که در نهایت عملکرد کل سازمان و تیم، دیر یا زود به زیر سوال خواهد رفت. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران برای صاحب تجارت اهمیت نداشته باشد، صفات خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند و او را بسمت خود را موجه دانستن Self-Righteousness سوق می دهد به نحوی که نظم و تبعیت را مساوی می داند. باطن مدیریت در ایران این است که یک نفر بر همه امور غلبه و نظارت دارد ظاهر نمایشنامه و تئاتر است. تئاتر یک نفره که بقیه تدارکات چی ها صحنه هستند. اقتدارگرایی فردی بالذات نمی تواند با مشورت و افراد متخصص کار کند. حداقل اینست که مدیران باید مرتب تغییر پیدا کنند تا اینکه امنیت یک فرد در راس سیستم اقتدارگرایی حفظ شود. مدیر اقتدارگر فکر می کند که جمیع مسایل فقط در ذهن او شکل می گیرند، از افراد اطلاعات بگیرد ولی اولویت ها، حدود و تصمیم آخر را خود اخذ کند . مدیرانی که با دستور کار محدود سازمانی خود نزد او می آیند کل را نمی بینند و متوجه ملاحظات او نیستند. او خود را فراتر از قاعده، آئین نامه، اساسنامه و مقررات می داند وقتی مدیری از رده میانی درجه ای از استقلال را نشان دهد، آزرده خاطر می شود و مقدمات حذف او را فراهم می نماید. مدیران میانی باید هویدا وار مطیع محض باشند. مدیریت یک نفره با پیشرفت سازگار نیست . پیشرفت ابتدا مشارکت درون نخبگی می طلبد و به تدریج مشارکت عمومی. در شرایطی که فقط یک نفر مسئولیت اصلی مدیریت را بعهده میگیرد؛ روان شناسی افرادی که برای او کار می کنند نیز حالت تبعی به موازات بی ثباتی های رفتاری و خودخواهی های فردی به خود می گیرد. چون زیرمجموعه نظرات و دیدگاههای خود را در فضایی استدلالی و گفت و گویی نمی تواند مطرح کند یا مطیع می شود یا چاپلوس، یا فرصت طلب و یا اصولا نمی تواند دوام بیاورد و صحنه تصمیم گیری را ترک می کند. در چنین سیستم فردگرا، افراد تحصیل کرده در حدی می توانند از دانش خود استفاده کنند ولی توجیه گر شده و از فرصت های فراوان برای بهره برداری های شخصی استفاده می کنند. اقتدارگرایی فردی در ظاهر در شرایط ثبات کار می کند ولی در شرایط بحرانی، دچار آشوب در تصمیم گیری می شود چون همه عادت کرده اند با رای، سلیقه و مزاج یک نفر، امور را پیش ببرند و وقتی آن فرد دچار اضطراب و فراز و نشیب می شود، شدت ناهماهنگی و رفتارهای جزیره ای گسترش می یابد. فقدان تبادل، یادگیری، مکالمه، گفت و گو کردن با دیگران نه تنها تخیلات را تحکیم می بخش و ذهن فرد را سولفاته می کند بلکه وقتی فرد جایگاه تعیین کننده ای دارد، آن سازمان یا شرکت را به نوسان و ناکامی سوق می دهد. اقتدارگرایی فردی بسیار اشتباه می کند و در پی اصلاح آن بر نمی آید.سه نوع اشتباه در اینجا قابل طبقه بندی است:

-رفتاری Behavioral نقد ناپذیری و اصرار بر خود رای بودن Opinionated

-ساختاری Contextual تلقی نادرست از روندها، موضوعات، مشکلات و شاید از همه مهمتر سنتز Synthesis و کنار هم گذاشتن مسایل و اولویت بندی و روش حل مسایل Problem Solving

نقش مدیر در نظام مدیریت جدید، نقشی هماهنگ کننده است و نه ضرورتا تصمیم گیرنده. خصوصیات شخصی افراد در فهم موضوعات و پردازش داده های جدید به حداقل می رسد. هرچند کارآمدی و سیستم سازی حد و مرزی ندارند و همیشه در حال تکامل هستند ولی تحقق آنها در مجموع، نقش فکر، قاعده، محاسبه، آنالیز علمی و دقت انسان را افزایش می دهند. دیدن مجموعه ای (Synoptic Seeing) توان فکری جمع است و نه فرد، ظرفیت سازی جمعی یک سیستم است و نه ظرفیت یک فرد. اگر از زاویه سیستم ها به امر مدیریت نگاه کنیم، مدیران کاریزماتیک خیلی مفید نیستند بلکه مدیران هماهنگ کننده، کارآمد هستند. مدرنیته به جای فرد، گروههای کاری را نهادینه کرد. گروهی کارآمد است که در آن خودسانسوری نباشد. معمولا کار گروهی زمان بیشتری می برد و حتی در مقایسه با کار فردی ممکن است دیرتر به جواب برسد ولی در نهایت به نفع بحث، گفتگو، فهم موضوع، درک گزینه ها و تصمیم است. در اینگونه سازمان ها، حمله به اندیشه صاحب صنعت غالبا معادل با حمله به صاحب صنعت تلقی می شود و به این ترتیب، آن را اهانت آمیز می دانند و نه سودمند . به همین دلیل چاپلوسی جای لیاقت را براحتی میگیرد. تفکیک شخص از اندیشه او، پیش شرط کار گروهی است. میان اقتدار و گوش کردن به سخنان متفاوت (Latitude) توازن ایجاد کند. مدیر کارآمد قله را نشان می دهد ولی اجازه می دهد زیرمجموعه، چالش های رسیدن به قله را خودش کشف و مدیریت کند و یک رابطه بر اساس وابستگی متقابل Interdependence بین آنها شکل می گیرد. مهمترین توانایی که شرکت های بزرگ در متقاضیان کار جستجو می کنند توان فرد در کار با گروها، یادگیری و ظرفیت تبادل اطلاعات و دانش با دیگران است. در یک جمله عبور از اقتدارگرایی فردی مطلق به اقتدارگرایی جمعی خردمحور، رمز موفقیت سازمان های پیشرو در جهان می باشد. (برای توضیحات بیشتر مراجعه کنید به کتاب قرارداد اجتماعی، ژان ژاک روسو، 1762 که نه تنها در فرانسه و سویس بلکه در کل اروپا، ذهن ها، ادراکات و تعاریف قشرهای مختلف اجتماعی را بهم نزدیک کرد؛ ادبیاتی که قاعده و رفتار قاعده مند را جایگزین فرد محوری و سلیقه های فردی می کردو همچنین کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی نوشته دکتر محمود سریع القلم.)

مجید رویگر حقرو
مدیرعامل شرکت گسترش پخش سانا
معاونت بازاریابی گروه رحمانی و عضو هیئت مدیره

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

آینده برندسازی هدف محور، اثری از «دیوید آکار»

[ad_1]

07/16
1401

هدایت و اجرای یک سری طرح‌های اجتماعی، موفقیت در آینده را تضمین خواهد کرد. در غیر این صورت، عدم برقراری ارتباط با مشتریان، سرمایه گذاران و کارمندان شرکت، در نهایت به ضرر برند‌ها تمام خواهد شد. تعهد به کاهش مصرف انرژی یا تخصیص بودجه ای موقتی برای اعطای کمک‌های مالی یا انجام امور داوطلبانه چندان کفایت نکرده و جهان در اینده نزدیک به کسب و کار‌هایی نیاز دارد که با اجرای طرح‌های مفید و تاثیرگذار به مقابله با تهدیدات موجود در جوامع بر می‎‌خیزند.

دیوید آکار، کارشناس برندسازی، در کتاب خود با عنوان «آینده برند سازی هدف محور»، مسیری را پیش پای ما خواهد گذاشت که در قالب رهنمود‌هایی برای رهبری اجتماعی، شامل چهار استراتژی زیر می‌شود:

  1. با اجرای طرح‌های اجتماعی تاثیرگذار، الهام بخش و ماموریت محور، به رهبران کسب و کار در مسیر ایجاد برند‌هایی مرتبط تر و هدف محور تر از گذشته کمک کنید. این طرح‌ها در عین حال می‌توانند بر روی چالش‌های مهم اجتماعی نیز تاثیر مثبتی گذاشته و گامی در مسیر حل آن‌ها بردارند.

  2. از طریق ادغام یک سری طرح‌های اجتماعی مخصوص به خود با مدل کسب و کارتان می‌توانید جایگاه برند را به عنوان یک شرکت ماموریت محور و موفق در ذهن مشتریان ارتقاء دهید.

  3. ضمن تشکیل مجموعه ای از برند‌های اجتماعی الهام بخش، دست به مدیریت آن ها زده و خود را مشتاق حل چالش‌های اجتماعی نشان دهید.

  4. از منابع مختلف برای مقابله با سخت ترین و جدی ترین چالش‌های اجتماعی، نظیر تغییرات آب و هوایی و تبعیض‌های اجتماعی بهره ببرید.

دیوید آکار، در کتاب خود ضمن اشاره مفصل به برخی مطالعات موردی درباره سازمان‌های پیشرو و طرح‌های اجتماعی منحصر به فرد آن‌ها، به ادغامشان با مدل‌های کسب و کار و شرح نتایج مثبت حرکت فوق می‌پردازد. چنین اقداماتی در نهایت یک بازی برد-برد خواهد بود.

www.prophet.com




برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

دوقلو دیجیتال Digital Twin (دیجی تویین) چیست و چرا در تغییر جهان اهمیت زیادی دارد؟

[ad_1]

دیجی تویین , دیجیتال تویین , تویین دوقلو , تویین دیجیتال , دوقلوهای دیجیتال

تولید حتی ساده ترین محصول نیازمند تخصص در مواد، تجهیزات، عملیات و جریان فرآیند است. و وابستگی‌های متقابل این عناصر باعث می‌شود که «درست کردن آن در اولین بار» هنگام راه‌اندازی یک خط تولید جدید یا اصلاح فرآیند موجود، بسیار دشوار – اگر نگوییم غیرممکن – باشد. هر عنصر، از طراحی محصول گرفته تا طرح تولید و سیستم کنترل، احتمالات متعددی را برای خطاها یا ناکارآمدی‌ها معرفی می‌کند که کشف آنها تا زمانی که سیستم راه‌اندازی و راه‌اندازی نشود، دشوار است. اما دوقلوهای دیجیتال این عدم قطعیت ها را با ارائه راهی برای طراحان و برنامه نویسان برای آزمایش و تأیید سیستم دنیای واقعی قبل از قرار گرفتن دارایی های فیزیکی کاهش می دهند یا حذف می کنند.

دوقلو دیجیتال Digital Twin (دیجی تویین) چیست

دوقلو دیجیتال Digital Twin چیست و چگونه کار می کند

یک دوقلو دیجیتال یک نمایش مجازی از یک موجودیت یا فرآیند در دنیای واقعی است.

از سه عنصر زیر تشکیل شده است:

  • یک موجود فیزیکی در فضای واقعی؛
  • دوقلو دیجیتال در قالب نرم افزار; و
  • داده هایی که دو عنصر اول را به هم پیوند می دهد.

یک دوقلو دیجیتال به عنوان یک پروکسی برای وضعیت فعلی چیزی که نشان می دهد عمل می کند. همچنین منحصر به چیزی است که نشان داده شده است، نه صرفاً عمومی برای دسته. علاوه بر این، دوقلوهای دیجیتالی دو محصول به ظاهر یکسان معمولاً یکسان نیستند.

در حالی که بسیاری از دوقلوهای دیجیتال دارای یک تصویر دوبعدی یا سه بعدی طراحی به کمک کامپیوتر (CAD) هستند، نمایش بصری پیش نیاز نیست. نمایش دیجیتال یا مدل دیجیتال می تواند شامل یک پایگاه داده، مجموعه ای از معادلات یا یک صفحه گسترده باشد.

پیوند داده، اغلب اما نه لزوماً دو طرفه، چیزی است که دوقلوهای دیجیتال را از مفاهیم مشابه متمایز می کند. این پیوند این امکان را برای کاربران فراهم می‌کند که وضعیت شی یا فرآیند را با جست‌وجو در داده‌ها بررسی کنند و اقداماتی که از طریق دوقلوی دیجیتالی در همتای فیزیکی آن اعمال می‌شوند، ارتباط برقرار کنند.

کنسرسیوم دیجیتال دوقلو، یک انجمن صنعتی که برای ایجاد بازار و توصیه استانداردها کار می کند، یک عبارت مهم را به تعریف اصلی اضافه می کند: “همگام سازی در فرکانس و وفاداری مشخص”.

این معیارها به سه جنبه کلیدی فناوری اشاره دارند.

  • همگام سازی به این معنی است که مطمئن شوید دوقلو دیجیتال و موجودیت نشان داده شده تا حد امکان یکدیگر را منعکس می کنند.
  • فرکانس یا سرعت به‌روزرسانی داده‌ها در یک دوقلو دیجیتال می‌تواند بسیار متفاوت باشد، بسته به هدف، از ثانیه تا هفته تا درخواستی.
  • وفاداری درجه دقت و صحت نمایش مجازی و مکانیسم همگام سازی است.

دوقلوهای دیجیتال با استفاده از همان CAD و نرم افزار مدل سازی ایجاد می شوند که طراحان و مهندسان در مراحل اولیه توسعه محصول از آن استفاده می کنند. تفاوت با دوقلو دیجیتال این است که مدل برای مراحل بعدی چرخه عمر محصول، مانند بازرسی و نگهداری، حفظ و به روز می شود و اغلب در نرم افزار مدیریت چرخه عمر محصول (PLC) مدیریت می شود.

ارتباطات فیزیکی بین موجودیت و دوقلو آن اغلب حسگرهای اینترنت اشیا هستند و اجرای بالغ اینترنت اشیا اغلب پیش نیاز دوقلوهای دیجیتال است. همچنین گفته شده است که اینترنت اشیا به همان اندازه به دوقلوهای دیجیتالی نیاز دارد، زیرا آنها ساختار، تجزیه و تحلیل و قابلیت استفاده را برای داده های اینترنت اشیا به ارمغان می آورند که در غیر این صورت سازماندهی نشده و تفسیر آنها دشوار است.

ماهیت همزیستی این رابطه در یک مطالعه گارتنر در سال 2019 مطرح شد که پذیرش گسترده دوقلوهای دیجیتالی را در بین اجراکنندگان اینترنت اشیا نشان داد.

در نهایت، تجزیه و تحلیل، که اغلب توسط هوش مصنوعی و یادگیری ماشین تقویت می شود ، در پردازش و تجزیه و تحلیل داده های دوقلو دیجیتال ضروری است.

انواع دوقلوهای دیجیتال

روش‌های مختلفی برای دسته‌بندی دوقلوهای دیجیتال وجود دارد، اما چهار دسته زیر که در یک سلسله مراتب سازمان‌دهی شده‌اند، بسیار رایج‌ترین آنها هستند:

  • دوقلوهای جزء (همچنین به عنوان دوقلوهای جزئی نیز گفته می شود ). ابتدایی ترین سطح؛ این برای قطعات ساده مانند پیچ ​​نیست، بلکه برای چیزهایی مانند مجموعه های فرعی مکانیکی است.
  • دوقلوهای دارایی ( محصول ). دو یا چند جزء که تعامل آنها در دوقلو دیجیتال نشان داده شده است.
  • سیستم دوقلوها ( واحد ). دارایی ها در یک واحد کامل و کارآمد جمع شده اند.
  • دوقلوها را پردازش کنید. سیستم هایی که با هم کار می کنند تا به یک هدف بزرگتر خدمت کنند.

مزایای دوقلوهای دیجیتال

از آنجایی که دوقلوهای دیجیتالی مجازی هستند، می‌توانند هزینه و خطر کار بر روی چیزهای فیزیکی را کاهش دهند. مزایای بیشتر شامل موارد زیر است:

  • بهبود بهره وری عملیاتی از داشتن داده های به موقع و تولید سریع تر و موثرتر.
  • تحقیق و توسعه مؤثرتر و کم‌هزینه‌تر از جایگزینی نمونه‌های اولیه فیزیکی، که ممکن است گران و سخت باشد، با نمونه‌های اولیه مجازی که انعطاف‌پذیرتر هستند و داده‌های بیشتری تولید می‌کنند.
  • زمان کار طولانی‌تر برای تجهیزات، زیرا مسائل تعمیر و نگهداری را می‌توان در یک دوقلو دیجیتالی به‌جای خاموش کردن همه تجهیزات برای جداسازی یک مشکل بررسی کرد.
  • به لطف اطلاعات دقیق تر در مورد سن و محتوای یک محصول، فرآیندهای پایان عمر محصول، مانند بازسازی و بازیافت، بهبود یافته است.

قابلیت همکاری دوقلوی دیجیتال

برای مفید بودن، دوقلوهای دیجیتال باید در انواع برنامه های سازمانی کار کنند.

در حالی که آنها معمولاً در CAD و PLM شروع می شوند، برخی از دوقلوهای دیجیتال نیز در نرم افزار ERP و برنامه ریزی نیازهای مواد (MRP) مدیریت می شوند.

ERP و MRP صورتحساب مواد (BOM) را ذخیره می کنند ، موجودی جامعی از مواد و قطعات مورد نیاز برای ساخت یک محصول و معمولاً سهم عمده ای در داده های دوقلو دیجیتال دارند. ERP و MRP با هم بسیاری از زنجیره تامین و فرآیندهای تولید را که برای تولید یک محصول انجام می شود را اجرا می کنند. در طول مسیر، آنها بسیاری از داده هایی را که به دوقلو دیجیتال می رود جمع آوری می کنند.

یکی دیگر از منابع رایج داده‌های دوقلوی دیجیتال، سیستم اجرای تولید (MES) است که بسیاری از شرکت‌ها از آن برای نظارت، کنترل و بهینه‌سازی سیستم‌های تولید در کف کارخانه استفاده می‌کنند.

نرم افزار مدیریت دارایی سازمانی ، که به طور فزاینده ای سیستم ترجیحی است که شرکت ها برای مدیریت خرید، نظارت و نگهداری با ارزش ترین تجهیزات خود استفاده می کنند، باید با دوقلوهای دیجیتال ادغام شود.

علاوه بر این، ارائه دهندگان ابری که خدمات دوقلو دیجیتال را ارائه می دهند، مانند خدمات وب آمازون و مایکروسافت آژور، باید نوعی ادغام با سایر برنامه های کاربردی سازمانی داشته باشند. حتی ممکن است دوقلوهای دیجیتالی که در سطوح مختلف سلسله مراتب زندگی می کنند – برای مثال دوقلوهای دارایی و دوقلوهای پردازشی – در سرویس های ابری مختلف پخش شوند.

چالش های دوقلوهای دیجیتال

سازمان هایی که به دنبال توسعه دوقلوهای دیجیتال هستند با موانع دلهره آور دیگری روبرو هستند. در اینجا شش مورد از بزرگترین چالش های دوقلو دیجیتال آورده شده است:

مدیریت داده. پاکسازی داده ها اغلب برای قابل استفاده کردن داده های یک مدل CAD یا حسگر IoT در یک دوقلو دیجیتال مورد نیاز است. ممکن است نیاز به ایجاد یک دریاچه داده برای مدیریت داده های دوقلوی دیجیتال و انجام تجزیه و تحلیل بر روی آن باشد. تصمیم گیری در مورد مالکیت داده ها مشکل دیگری است.

امنیت داده ها. داده‌های دوقلوی دیجیتال به موقع و حیاتی هستند، اما از طریق چندین شبکه و برنامه‌های نرم‌افزاری نیز حرکت می‌کنند، که امنیت آن را در هر مرحله چالش برانگیز می‌کند.

توسعه اینترنت اشیا حسگرهای IoT به عنوان منبع داده ترجیحی برای بیشتر داده‌های بی‌درنگ و تاریخی در مورد یک موجودیت یا فرآیند، معمولاً نیاز اساسی دوقلوهای دیجیتال هستند. پیاده‌سازی اینترنت اشیا چالش‌های بزرگی را در زیرساخت‌های شبکه و ظرفیت ذخیره‌سازی، امنیت دستگاه و داده‌ها و مدیریت دستگاه ایجاد می‌کند.

یکپارچه سازی سیستم دوقلوهای دیجیتال اغلب زندگی خود را در نرم افزار CAD آغاز می کنند، اما در PLM بیشتر استفاده می شوند، جایی که در خدمات پس از فروش مانند نظارت بر عملکرد و تعمیر و نگهداری تجهیزات استفاده می شوند. تعداد زیادی از فروشندگان نرم افزار CAD و PLM دارای ادغام یک به یک هستند، اما همیشه کافی نیست و فروشندگان کوچکتر ممکن است ادغام داخلی نداشته باشند.

همکاری تامین کننده شرکت کنندگان متعدد در یک زنجیره تامین باید مایل به اشتراک گذاری اطلاعات از فرآیندهای تولید خود باشند تا اطمینان حاصل کنند که اطلاعات در یک دوقلو دیجیتال کامل است.

پیچیدگی. داده‌های جمع‌آوری‌شده در برنامه‌های نرم‌افزاری مختلف مورد استفاده توسط سازنده و تامین‌کنندگان آن نه تنها حجیم است، بلکه اغلب تغییر می‌کند. برای مثال، تغییرات طراحی لحظه آخری باید به نسخه نهایی دوقلو تبدیل شود تا مشتری و سازنده جدیدترین اطلاعات را داشته باشند.

از موارد و نمونه هایی از دوقلوهای دیجیتال استفاده کنید

استقرار اولیه دوقلوهای دیجیتال عمدتاً در جهت طراحی، تولید و نگهداری تجهیزات بسیار با ارزش و از نظر فیزیکی بزرگ، مانند هواپیماها، ساختمان‌ها، پل‌ها و نیروگاه‌های تولید برق بوده است که در آن خرابی مکانیکی می‌تواند تهدید کننده زندگی باشد یا باعث خسارات مالی شود. که بیش از هزینه و تلاش قابل توجه توسعه یک دوقلو دیجیتال است.

صنایع زیر بیشترین فعالیت را در برنامه ریزی یا استقرار دوقلوهای دیجیتال دارند:

  • ساخت. دنیای صنعتی به طور گسترده ای به عنوان پیشگام در استفاده از دوقلوهای دیجیتال شناخته شده است و گسترده ترین استقرار را دیده است. برای چندین سال، تولیدکنندگان دوقلوهای دیجیتالی از قطعات، محصولات و سیستم‌ها را می‌سازند و شروع به استقرار دوقلوهای فرآیندی کرده‌اند که فرآیندهای تولید و گاهی اوقات کل کارخانه‌ها را مدل می‌کنند.
  • آب و برق و انرژی. شرکت های برق در حال بررسی دوقلوهای دیجیتال برای طراحی، نظارت و نگهداری نیروگاه ها، شبکه های برق، انتقال و مصرف هستند. این فناوری همچنین می‌تواند به بهبود کارایی سیستم‌های انرژی تجدیدپذیر، مانند تاسیسات خورشیدی و مزارع بادی، که تولید آنها کمتر از نیروگاه‌های سوخت فسیلی قابل پیش‌بینی است، کمک کند. دوقلوهای دیجیتالی فرآیندی می توانند روزی منعکس کننده کل شبکه های الکتریکی باشند.
  • مراقبت های بهداشتی. دوقلوهای دیجیتال ساخته شده بر روی پرونده الکترونیکی سلامت ، تصاویر پزشکی، توالی ژنوم و سایر اطلاعات پزشکی می‌توانند تشخیص بیماری‌ها و توصیه‌های درمانی را با مقایسه دوقلوی دیجیتالی بیمار با بیماران دیگر با پروفایل‌های مشابه آسان‌تر کنند. با اجتناب از خطرات استفاده از بیماران واقعی، آزمایش های پزشکی می تواند کارآمدتر انجام شود. محققان در حال حاضر شبیه‌سازی‌هایی را بر روی داده‌های دوقلوی دیجیتالی ناشناس اجرا می‌کنند تا بهترین گزینه‌های درمانی را شناسایی کنند.
  • برنامه ریزی و ساخت و ساز شهری. دوقلوهای دیجیتال در طراحی ساختمان‌های بزرگ و سکوهای نفتی دریایی استفاده می‌شوند. برخی از کاربران به شدت در حال گسترش دوقلوهای ساخت و ساز هستند تا محله ها و شهرها را با تمرکز بر زیرساخت ها در بر گیرند. بریتانیا حتی ابتکاری برای توسعه یک دوقلو دیجیتال ملی دارد. دوقلوهای دیجیتال همچنین در طرح‌های شهر هوشمند نقش دارند که هدف آنها اتصال دیجیتالی زیرساخت‌ها، اغلب از طریق اینترنت اشیاء، و اعمال هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل بر روی داده‌ها برای کارآمدتر کردن حمل‌ونقل و صرفه‌جویی در مصرف انرژی است.
  • خودرو. دوقلوهای دیجیتال نقش معمول خود را در مرحله طراحی محصول خودرو و همچنین در مراحل بعدی چرخه عمر خودرو، مانند سرویس، ایفا می کنند. خودروسازان همچنین از دوقلوهای دیجیتال برای کارآمدتر کردن کارخانه های مونتاژ استفاده می کنند. انتظار می رود دوقلوهای دیجیتال با امکان تجزیه و تحلیل دوقلوهای منحصر به فرد هر وسیله نقلیه برای وجود نقص، فراخوان های گسترده را کاهش دهند.
  • خرده فروشی و تجارت الکترونیک. خرده‌فروشان شروع به استفاده از دوقلوهای دیجیتالی برای مدل‌سازی محل قرارگیری محصول، سفر مشتری از طریق فروشگاه و تأثیر چیدمان‌های جدید فروشگاه کرده‌اند. برخی از شرکت ها استفاده از این فناوری را برای ایجاد دوقلوهای آنلاین فروشگاه های خود برای افزایش علاقه به سایت های تجارت الکترونیک خود آغاز کرده اند. دوقلوهای دیجیتال همچنین به بهبود واقعی تصاویر سه بعدی محصول کمک می کنند.

رابطه دوقلوهای دیجیتال با متاورژن چیست

دوقلوهای دیجیتال یکی از بلوک‌های سازنده متاورژن هستند، مفهومی گسترده که فناوری‌هایی مانند واقعیت مجازی را در بر می‌گیرد که جهان‌های دیجیتالی فراگیر و بسیار تعاملی را ممکن می‌سازد. طرفداران در تلاش هستند تا بسیاری از عناصری را که مردم در دنیای واقعی با آنها در تعامل هستند، در فراجهان بازآفرینی کنند.

واقعیت افزوده ، یکی دیگر از فناوری‌های بنیادی متاورس، می‌تواند یک دوقلو دیجیتالی را بر روی جسمی که نشان‌دهنده آن است پوشش دهد تا داده‌های تعمیر و نگهداری دقیق‌تری را در اختیار تکنسین‌های میدانی قرار دهد. دوقلوهای دیجیتال همچنین می توانند برخی از داده ها را برای تصاویر در واقعیت مجازی فراهم کنند.

هم دوقلوی متاورس و هم دوقلوهای دیجیتالی نیازمند تلاش‌های عظیم برای ثبت و سپس آینه دیجیتالی چیزهای جهان هستند. برای دوقلوهای دیجیتالی، این فرآیند را ضبط واقعیت می نامند. معمولاً با یک اسکنر لیزری انجام می شود که پرتو لیزر را به سمت یک جسم و فضای اطراف هدایت می کند تا اندازه گیری ها را ثبت کند. سپس فایل‌های اسکن لیزری در یک ابر نقطه ترکیب می‌شوند ، مجموعه‌ای از نقاط در فضای سه‌بعدی که هندسه شی اسکن شده را مشخص می‌کند. رنگ اغلب اضافه می شود و ابر نقطه برای بهبود بیشتر به نرم افزار CAD وارد می شود.

فناوری ضبط واقعیت فراتر از اسکنرهای لیزری گسترش یافته و شامل نرم‌افزار گوشی‌های هوشمند و هواپیماهای بدون سرنشین، در میان سایر موارد است که باید به گسترش استفاده از آن در توسعه دوقلو دیجیتال کمک کند.

دوقلوهای دیجیتال در مقابل شبیه سازی

در حالی که گاهی شبیه سازی ها بر روی دوقلوهای دیجیتال انجام می شود، آنها ویژگی مشخص کننده دوقلوهای دیجیتال نیستند. برعکس، شبیه‌سازی‌ها به‌طور خودکار دوقلوهای دیجیتالی نیستند، زیرا معمولاً فاقد اتصالات شبکه قوی به موجودیت ارائه‌شده و مدل داده‌ای هستند که اطلاعات را سازمان‌دهی می‌کند. تبلیغات بازاریابی اغلب این دو را با هم اشتباه می گیرد، اما به راحتی می توان تفاوت ها را ثابت کرد.

شبیه سازی ها معمولا در نرم افزار CAD در مرحله طراحی یک محصول یا فرآیند انجام می شود. مهندسان مدل های دو بعدی یا سه بعدی را ایجاد می کنند، متغیرها را معرفی می کنند و مشاهده می کنند که چگونه بر نتایج تأثیر می گذارند.

در مقابل، دوقلوهای دیجیتال در کل چرخه عمر تولید وجود دارند. با گذشت زمان، آنها مقادیر قابل توجهی از داده های بلادرنگ را به دست می آورند که به آنها امکان می دهد تکامل یافته و وضعیت فعلی همتایان فیزیکی خود را با دقت بیشتری نشان دهند. شبیه‌سازی‌های انجام‌شده روی دوقلوهای دیجیتال فعال‌تر هستند، در حالی که شبیه‌سازی‌های انجام‌شده در CAD ثابت هستند. شبیه‌سازی‌های CAD تئوری هستند و با تصورات طراحانشان محدود می‌شوند، در حالی که شبیه‌سازی‌های دوقلوی دیجیتال از داده‌های واقعی استفاده می‌کنند.

تاریخچه دوقلوهای دیجیتال

بسیاری از کارشناسان شروع مفهوم دوقلو دیجیتال (البته نام آن) را در سال 1969 دنبال می کنند، زمانی که ناسا شبیه سازهای آموزشی را با داده های تله متری فضاپیمای آسیب دیده آپولو 13 برای تشخیص و حل مشکلات تقویت کرد. مفهوم دوقلوهای دیجیتال برای اولین بار در سال 2002 توسط مشاور ناسا، مایکل گریوز، یک دانشگاهی که در PLM تأثیرگذار است، توضیح داده شد و در سال های بعد به طور قابل توجهی گسترش یافت. در سال 2010، جان ویکرز، همکار Grieves، مدیر تولید پیشرفته در ناسا، شروع به استفاده از اصطلاح دوقلو دیجیتال برای این مفهوم کرد.

در دو دهه بعد، با شروع تولید، دوقلوهای دیجیتال به صنایع دیگر گسترش یافتند، به یکی از ویژگی‌های استاندارد نرم‌افزارهای CAD و PLM تبدیل شدند، به صدر چرخه‌های تبلیغاتی فروشندگان و تحقیقات بازار رسیدند و شروع به ریشه‌کردن در تصورات عمومی کردند.

با این حال، شایان ذکر است که دوقلوهای دیجیتالی در بیشتر شرکت‌ها فقط روی تابلوهای طراحی هستند. نظرسنجی Capgemini در سال 2022 نشان داد که تقریباً نیمی از سازمان‌هایی که برنامه‌های بلندمدت برای دوقلوهای دیجیتال دارند، فاقد تعهد مدیریتی و سرمایه‌گذاری برای اجرای آن‌ها هستند.

آینده دوقلوهای دیجیتال

در کوتاه مدت، توسعه‌دهندگان احتمالاً استفاده از دوقلوهای دیجیتال را به طیف گسترده‌تری از موجودیت‌ها، از اعضای بدن گرفته تا افراد، از شهرهای هوشمند تا زنجیره‌های تامین جهانی گسترش خواهند داد. با کاهش قیمت فناوری دوقلو دیجیتال، شرکت‌ها دیگر استفاده از آن را به گران‌ترین تجهیزات حیاتی خود محدود نخواهند کرد. رشد مداوم گزینه‌های توسعه دوقلو دیجیتال، زیرساخت اینترنت اشیا و مفاهیم مرتبط مانند متاورس باید به محبوبیت دوقلوهای دیجیتال کمک کند و استقرار آنها را آسان‌تر کند.

بیشتر محققان بازار انتظار دارند رشد سرسام آور افزایش یابد. به عنوان مثال، Global Market Insights انتظار دارد نرخ رشد سالانه مرکب 35٪ باشد که تا سال 2027 بازار دوقلو دیجیتال را به 50 میلیارد دلار برساند.

پیشرفت های عمده در فناوری دوقلو دیجیتال در افق است. به عنوان مثال، محققان درباره دوقلوهای دیجیتالی شناختی بحث کرده‌اند که دارای قابلیت‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد به عنوان همراهان هوشمند با همتایان دنیای واقعی خود عمل کنند.

خوش بینان دوقلو دیجیتال روزی را تصور می کنند که دوقلوهای دیجیتال هوشمند در هر سطحی از پیچیدگی، از اشیاء خانگی گرفته تا محیط جهانی، همه جا حاضر شده اند. اینکه آیا این سطح از تحول دیجیتال واقع بینانه است، چه برسد به مطلوب، قابل بحث است، اما تعداد کمی از آنها مناقشه دارند که دوقلوهای دیجیتال نقشی در آن آینده ایمن کرده اند.

مهارت های دوقلو دیجیتال

از طریق این ایده های توسعه یافته برای ایجاد دوقلوهای دیجیتال ممکن است به مجموعه مهارت هایی مانند هوش مصنوعی ، یادگیری ماشین، قابلیت های علم داده و تجزیه و تحلیل پیش بینی نیاز داشته باشد. بسیاری از محققان دوقلو دیجیتال ثابت کرده اند که این فناوری پیچیدگی را افزایش می دهد و کنترل آن کمی دشوار است.

به ویژه، این فناوری دوقلو دیجیتالی به عنوان بیش از حد برای برخی از مسائل تجاری خاص عمل می کند. لازم به ذکر است، نگرانی هایی در مورد هزینه، امنیت، حریم خصوصی و یکپارچگی نیز وجود دارد. از این رو، درک اینکه چگونه فناوری دوقلو دیجیتال امروزه نقش حیاتی دارد، کارآمد است. اینها مهارت فناوری دوقلو دیجیتال است که واقعاً در دنیای معاصر کار می کند.

digital twin دیجی تویین دوقلو دیجیتال

دیجیتال دوقلو و اینترنت اشیا

به طور معمول، این سناریوهای فناوری دوقلو دیجیتال می تواند شامل اجسام پیچیده کوچکتر و جزئی باشد. این ترکیب از طریق انفجار حسگرهای اینترنت اشیا (IoT) امکان پذیر است. برای اشاره، این مزایای مازادی را به شرکت ها ارائه می دهد. اینترنت اشیا شامل قابلیت استفاده از دوقلوهای دیجیتال است. به ویژه، این برای پیش بینی نتایج مختلف است که به متغیرهای داده بستگی دارد.

معمولاً مربوط به اجرای سناریوی شبیه سازی است که اغلب در چندین صنعت دیده می شود. به دلیل نرم‌افزار اضافی و تجزیه و تحلیل داده‌ها، دوقلوهای دیجیتالی اغلب می‌توانند استقرار اینترنت اشیا را برای کارایی عالی بالا ببرند. این نشان می دهد که چقدر اینترنت اشیا در فناوری دوقلو دیجیتال بسیار مهم است. اگرچه اینترنت اشیا نقش اصلی خود را در چندین صنعت و تکنیک دارد، اما نقش و کارکردهای منحصر به فرد خود را در فناوری دوقلو دیجیتال دارد.

دوقلو دیجیتال در مقابل دوقلو پیشگو

معمولاً دوقلو دیجیتال شامل توضیحات دستگاه، جزئیات حسگر، رندر سه بعدی دستگاه است. علاوه بر این، به طور مداوم خوانش های حسگر را تولید می کند که وانمود می کند گزینه های زندگی واقعی است. اینها مشخصات منحصر به فرد دوقلو دیجیتال است که واقعاً در علم امروزی کار می کند.

دوقلو پیشگو وضعیت و عملکرد آینده دستگاه را مدل می کند. برای اشاره، این بستگی به داده‌های تاریخی دستگاه دیگر دارد که می‌تواند تظاهر به خرابی‌ها و سایر شرایطی که نیاز به توجه دارد. از این دو تکنیک، می‌توان نتیجه گرفت که دوقلو دیجیتال دارای دامنه بهتر و عملکردهای منحصربه‌فردی در میان سایر تکنیک‌ها است.

برنامه دیجیتال دوقلو

دوقلوهای دیجیتال می توانند در تولید، انرژی، حمل و نقل و ساخت و ساز استفاده شوند. اقلام بزرگ و پیچیده مانند موتور هواپیما، قطار، سکوهای دریایی و توربین ها ممکن است قبل از تولید فیزیکی به صورت دیجیتال طراحی و آزمایش شوند. این دوقلوهای دیجیتال همچنین برای کمک به عملیات تعمیر و نگهداری استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، تکنسین‌ها دوقلو دیجیتال را برای آزمایش تست تمرین می‌کنند که یک تعمیر پیشنهادی برای یک قطعه تجهیزات قبل از اعمال اصلاح دوقلو فیزیکی کار می‌کند.

دیجیتال تویین در صنعت

برای تولید صنعتی و اتوماسیون، دوقلوهای دیجیتال طراحی و راه اندازی یک سیستم – از جمله برنامه های کنترل حرکت و منطق عملیاتی – را در دنیای مجازی، قبل از ساخت نمونه های اولیه و نصب تجهیزات ممکن می کنند. بنابراین طراحان و مهندسان کنترل می توانند سناریوها را آزمایش کرده و سیستم را قبل از نصب بهینه کنند و زمان ساخت، برنامه نویسی و عیب یابی واقعی را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. و برای سیستم‌های موجود، دوقلوهای دیجیتال به تولیدکنندگان این امکان را می‌دهند که طرح‌های محصول، فرآیندها یا روش‌های تولید جدید را شبیه‌سازی کنند، این تغییرات را قبل از اجرای آن‌ها در طبقه تولید تأیید و بهینه‌سازی کنند، بنابراین زمان خرابی و اختلال در تولید به حداقل می‌رسد.

فراتر از طراحی و ساخت، از دوقلوهای دیجیتال می توان برای تشخیص و عیب یابی مشکلات یک فرآیند، ماشین یا محصول استفاده کرد. به عنوان مثال، با مقایسه عملکرد یا نتیجه ایجاد شده توسط دوقلوهای مجازی با عملکرد یا نتیجه تولید شده توسط دوقلوهای فیزیکی، می‌توان اختلافات را مشخص کرد و مشکلات مربوط به دوقلو فیزیکی را آسان‌تر شناسایی کرد. و هنگامی که با ابزارهای واقعیت افزوده AR (واقعیت افزوده) همراه شود، می‌توان از دوقلوهای دیجیتال برای کمک به تکنسین‌ها برای تعیین مؤثرترین و کارآمدترین راه‌های تعمیر استفاده کرد.


[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

چرا هشتگ‌های اینستاگرام کار نمی‌کنند؟

[ad_1]

چرا هشتگ‌های اینستاگرام کار نمی‌کنند

علیرضا زهرایی

دانشجویی دکترا مدیریت بازاریابی

هشتگ (#) به لطف شبکه‌های اجتماعی یکی از شناخته شده ترین نمادهای نسلZ( نسل زد ) است. اگرچه این ویژگی اولین بار توسط توییتر رایج شد، اینستاگرام ارتباط و اهمیت آن را بسیار افزایش داده است.

هنگامی که از هشتگ در پست‌های اینستاگرام خود استفاده می‌کنید، محتوای شما در میان پست‌های دیگری که به حوزه یا صنعت شما مربوط می‌شود، قرار می‌گیرد. این به کاربرانی که ممکن است حساب شما را دنبال نکنند ، امکان می‌دهد محتوای شما را پیدا کنند. همچنین دسترسی به مخاطبان هدف و ایجاد یک جامعه آنلاین برای برند شما را آسان تر می‌کند.

استفاده از هشتگ‌های اینستاگرام یکی از اساسی‌ترین راه‌ها برای جذب بیشتر و افزایش مشارکت در پست‌های شما و به دست آوردن فالوورهای جدید است. در واقع، بازاریابان رسانه های اجتماعی دریافته‌اند که استفاده از یک هشتگ می‌تواند نرخ تعامل پست اینستاگرام را تا 12.6 درصد افزایش دهد. اما، بسیاری از کاربران شکایت دارند که هشتگ‌هایشان باعث رشد اکانت اینستاگرامشان نمی شود و کار نمی‌کند.

دلایل زیادی برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام وجود دارد. این امکان وجود دارد که هشتگ‌های اشتباهی را انتخاب کنید، از مقدار نامناسبی استفاده کنید یا آنها را در مکان‌های اشتباه قرار دهید. همچنین این امکان وجود دارد که از هشتگ‌ها به نحوی سوء استفاده کرده باشید که باعث شده پست‌های شما شادوبن شوند.

در این مقاله، برخی از این دلایل را بررسی می‌کنیم و چند نکته تخصصی برای استفاده مؤثرتر از هشتگ‌ها به شما ارائه می‌کنیم.

دلیل شماره 1 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: پروفایل شما شادوبن شده یا به عنوان هرزنامه پرچم گذاری شده است

یکی از مقصران اصلی کار نکردن هشتگ های اینستاگرام شادوبن شدن است. به دلیل استفاده نادرست از هشتگ‌ها در گذشته، اینستاگرام دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه‌تری برای استفاده از هشتگ‌ها ایجاد کرده است. این دستورالعمل‌ها اسپم را محدود می کند و تجربه بهتری را برای همه کاربران اینستاگرام ایجاد می‌کند. یک نقطه ضعف عمده در استفاده نادرست از هشتگ این است که می‌تواند به تلاش حساب‌هایی که عمداً اسپم نمی‌کنند آسیب برساند..

وقتی اینستاگرام پست‌ها یا حساب شما را به‌عنوان هرزنامه علامت‌گذاری می‌کند، دسترسی شما را فقط به حساب‌هایی محدود می‌کند که قبلاً شما را دنبال می‌کنند. این بدان معنی است که شما نمی‌توانید با هشتگ‌های خود به مخاطبان جدیدی دست پیدا کنید.

چند اشتباه رایج در هشتگ وجود دارد که می‌تواند باعث شود اینستاگرام حساب شما را شادوبن بزند، از جمله:

  • استفاده از هشتگ‌های محبوب یا پرطرفدار که به پست شما بی‌ربط هستند.
  • استفاده از هشتگ‌های مشابه برای هر پست
  • استفاده از هشتگ‌های ممنوعه یا محدود

اگر مشکوک هستید که حساب شما به‌عنوان هرزنامه پرچم‌گذاری شده و شادوبن شده است، چند اقدام برای رفع مشکل وجود دارد. اولین قدم این است که هر هشتگ ممنوعه یا سوء استفاده شده را از پست‌های قبلی خود حذف کنید. همچنین ممکن است بخواهید برای یک یا دو روز از استفاده از هشتگ خودداری کنید. در آخر می‌توانید با اینستاگرام تماس بگیرید و مشکل را گزارش دهید.

اگر به نظر می‌رسد هیچ یک از این راه حل‌ها مشکل را حل نمی‌کند، متأسفانه ممکن است مجبور شوید با یک حساب کاربری جدید اینستاگرام شروع کنید. برای راهنمایی در مورد چگونگی جلوگیری از شادوبن در آینده، به خواندن ادامه دهید. من به جزئیات بیشتری در مورد اشتباهات رایج هشتگ و نحوه بهبود استراتژی هشتگ اینستاگرام خواهم پرداخت.

دلیل شماره 2 برای کار نکردن هشتگ ها: شما از هشتگ هایی استفاده می‌کنید که به پست‌های شما بی ربط هستند

یک نکته برای جلوگیری از مشکل کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام این است که مطمئن شوید فقط از هشتگ‌های مرتبط با پست های خود استفاده می‌کنید.

قبل از اینکه اینستاگرام شروع به مقابله شدید اسپم کند، بسیاری از حساب‌ها با قرار دادن هشتگ‌های پرطرفدار یا ترند در کپشن‌های خود، نرخ تعامل خود را افزایش دادند. این امر باعث افزایش دسترسی به پست‌های آن‌ها می‌شود و احتمال بیشتری برای کسب جایگاه مطلوب در صفحه کاوش می‌داد.

این تاکتیک نه تنها دیگر جواب نمی‌دهد، بلکه می‌تواند باعث شود اینستاگرام اکانت شما را پرچم گذاری کند. اگر از این تاکتیک استفاده کرده‌اید، احتمالاً ابزارهای تشخیص اینستاگرام حساب شما را شادبون کرده‌اند.

همچنین باید از استفاده از هشتگ‌های غیر ضروری در کپشن خودداری کنید. به عنوان مثال، برخی از کاربران از هشتگ‌ها برای کلمات رایج مانند #ما، #تو و #آن استفاده می‌کنند تا بتوانند دسترسی به حساب خود را افزایش دهند. اگرچه میلیون‌ها پست در زیر این برچسب‌ها وجود دارد، استفاده از آنها نرخ تعامل شما را بهبود نمی‌بخشد. این عمل بیهوده است زیرا اینها هشتگ‌هایی نیستند که کاربران احتمالاً آنها را جستجو یا دنبال کنند.

بهتر است از هشتگ‌هایی استفاده کنید که مربوط به پست ها و جایگاه شما هستند. این به پست‌های شما کمک می‌کند تا به مخاطبان هدف و کاربرانی که احتمال بیشتری برای تعامل با حساب شما دارند، برسد. همچنین نرخ تعامل شما را بهبود می بخشد و به شما کمک می کند که فالوورهای بیشتری به دست آورید.

دلیل شماره 3 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: شما از هشتگ‌های ممنوعه استفاده می‌کنید

هشتگ‌ها معمولاً به دلیل اضافه کردن آنها به پست‌هایی که حاوی محتوای نامناسب یا صریح هستند، ممنوع می‌شوند. برخی از هشتگ‌های ممنوعه واضح هستند، در حالی که برخی دیگر مانند #کتاب، #میز و #تهران به ظاهر بی‌گناه هستند. اینستاگرام حتی هشتگ #نوروز مبارک را در سال گذشته به دلیل حجم بالای اسپم مرتبط با آن ممنوع کرد.

به همین دلیل بسیار مهم است که قبل از استفاده از هشتگ‌های خود تحقیق کنید. هنگامی که از هشتگ‌های ممنوعه استفاده می کنید، در معرض خطر شادوبن شدن حساب خود قرار می‌گیرید. وقتی اینستاگرام پست‌های شما را شادوبن می‌کند، فقط حساب‌هایی که شما را دنبال می‌کنند می‌توانند آن‌ها را ببینند. این امر دسترسی شما را محدود می کند و دسترسی به مخاطبان جدید را غیرممکن می کند.

خوشبختانه، تشخیص ممنوعیت یک هشتگ بسیار آسان است. برای انجام این کار، به سادگی می توانید از نوار جستجو برای جستجوی هشتگ استفاده کنید. پس از انتخاب هشتگ مورد نظر از نتایج جستجو، روی تب Recent کلیک کنید. اگر هشتگ ممنوع باشد، این پیام را خواهید دید:

چرا هشتگ‌های اینستاگرام کار نمی‌کنند

“پست‌های اخیر #desk در حال حاضر پنهان می‌شوند زیرا جامعه مطالبی را گزارش کرده است که ممکن است با دستورالعمل‌های جامعه اینستاگرام مطابقت نداشته باشد.”

این یک ایده عالی است که قبل از استفاده از هشتگ‌های جدید، آنها را جستجو کنید. همچنین باید وضعیت هشتگ‌های پرکاربرد خود را هر از چند گاهی بررسی کنید. همچنین ممکن است ایده خوبی باشد که فهرستی از هشتگ‌های ممنوعه مرتبط با حوزه یا صنعت خود را نگه دارید تا به طور تصادفی از آنها استفاده نکنید.

دلیل شماره 4 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: شما هر بار از یک هشتگ یکسان استفاده می‌کنید

آیا همان دسته هشتگ‌ها را برای استفاده در هر پست کپی و جایگذاری می‌کنید؟ اگر چنین است، ممکن است دسترسی خود را محدود کنید.

وقتی از هشتگ‌های یکسانی برای هر پست استفاده می‌کنید، ابزارهای تشخیص اینستاگرام شما را مورد توجه قرار می‌دهند. این کار به پلتفرم سیگنال می‌دهد که شما فقط از هشتگ‌ها برای بهبود مشارکت خود استفاده می‌کنید تا اینکه محتوای ارزشمندی را برای کاربرانی که هشتگ را دنبال می‌کنند ارائه دهید. انجام این کار باعث می شود اینستاگرام پست های شما را به عنوان هرزنامه تلقی کند و اینستاگرام از چیزی بیش از هرزنامه متنفر نیست.

اگر اینستاگرام تشخیص دهد که کاربران را اسپم می‌کنید (چه عمداً چه غیرعمدی) ممکن است پست‌ها و نمایه شما را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین اگر می‌خواهید همچنان به مخاطبان جدید دست پیدا کنید، حتما هشتگ‌های خود را تغییر دهید!

بهترین راه برای مبارزه با این مشکل ایجاد لیستی از 40 تا 50 هشتگ مرتبط است که می توانید برای هر پست بچرخانید. من پیشنهاد می کنم یک صفحه گسترده برای پیگیری آنها ایجاد کنید. ایده خوبی است که ترتیب و ترکیب این هشتگ ها را با هر پست مخلوط کنید.

این نه تنها حساب شما را در وضعیت خوبی حفظ می‌کند، بلکه دسترسی خود را نیز متنوع می کند. حتی ممکن است هشتگ های جدیدی را کشف کنید که برای جذب مخاطب هدف شما موثرتر عمل می‌کنند.

دلیل شماره 5 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: شما در حال انتخاب هشتگ‌هایی هستید که خیلی گسترده هستند

هنگامی که از هشتگ برای رشد اکانت اینستاگرام خود استفاده می‌کنید، مهم است که از انتخاب هشتگ‌های بسیار گسترده خودداری کنید. اگرچه هشتگ‌های گسترده‌تر می‌توانند به مخاطبان گسترده‌تری دسترسی پیدا کنند، اما با استفاده از هشتگ‌هایی که مختص حوزه یا صنعت شما هستند، احتمالاً دنبال‌کنندگان جدیدی به دست می‌آورید و تعامل خود را افزایش می‌دهید.

هنگامی که هشتگ‌هایی را انتخاب می‌کنید که با مخاطبان هدف شما مرتبط هستند، به کاربرانی دسترسی پیدا می‌کنید که از قبل علاقه فعالی به جایگاه شما دارند. اگرچه در یک زمان به افراد کمتری دسترسی خواهید داشت، اما فالوورهایی به دست خواهید آورد که بیشتر با محتوای شما درگیر خواهند شد.

دلیل دیگری که چرا بهتر است از هشتگ‌های خاص‌تر استفاده کنید، این واقعیت است که آنها قابل جستجو هستند. به عنوان مثال، فرض کنید که شما یک حساب اینستاگرامی دارید که به نمایش کیف های دستی طراح اختصاص دارد. شخصی که به این جایگاه خاص علاقه دارد، بیشتر احتمال دارد که یک هشتگ خاص برای #طراحی_کیف_دست_ساز انجام دهد تا یک برچسب عمومی مانند #کیف‌ها.

اگرچه #کیف‌ها دارای 1.9 میلیون پست در مقایسه با 67800 پست ##طراحی_کیف_دست_ساز است، اما شما در مورد دومی تعامل بیشتری کسب خواهید کرد. این به این دلیل است که #کیف‌ها همچنین حاوی پست‌های زیادی هستند که برای شخصی که علاقه خاصی به #طراحی_کیف_دست_ساز دارد، بی‌ربط است. این هشتگ ها حاوی پست هایی با انواع کیف از جمله کوله پشتی، کیف خرید و کیف چرمی است.

استفاده از هشتگ‌های خاص نه تنها نرخ تعامل شما را بهبود می‌بخشد، بلکه به شما کمک می‌کند فالوورهایی که علاقه فعالی به جایگاه شما دارند به دست آورید. این کار باعث می‌شود که فالوورهای خود را به مشتری تبدیل کنید.

دلیل شماره 6 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: شما از هشتگ های بسیار رقابتی استفاده می کنید

مانند استفاده از هشتگ های گسترده، استفاده از هشتگ‌های بسیار رقابتی زیاد نیز می‌تواند مانع رشد شما در اینستاگرام شود. بسیاری از کاربران با توجه به تعداد پست‌های موجود که قبلاً دارند، استفاده از محبوب‌ترین هشتگ‌ها را ایده خوبی می‌دانند. اما، وقتی از هشتگ‌هایی استفاده می‌کنید که قبلاً بیش از 1 میلیون پست دارند، متمایز کردن آن دشوار است.

با استفاده از کاربران زیادی که از محبوب ترین هشتگ ها استفاده می کنند، پست های شما فقط برای چند ثانیه در فید اخیر هشتگ نشان داده می شود. این به این دلیل است که کاربران هر چند ثانیه یک بار پست های جدیدی را به هشتگ اضافه می کنند!

یک بار دیگر، توصیه می کنم از هشتگ های هدفمند و خاص برای به دست آوردن فالوورهای جدید و افزایش نرخ تعامل خود استفاده کنید. وقتی هشتگ‌هایی را انتخاب می‌کنید که محبوبیت کمتری دارند، پست شما برای مدت طولانی‌تری در فید پست‌های اخیر آن هشتگ‌ها باقی می‌ماند. همچنین رقابت کمتری در این هشتگ‌ها وجود دارد، بنابراین شانس خود را برای ورود به فید پست های برتر افزایش خواهید داد.

محبوبیت هشتگ‌هایی که باید انتخاب کنید بسته به اندازه حساب شما بسیار متفاوت است. با افزایش فالوورهای شما، می توانید شروع به استفاده از هشتگ های افزایش محبوبیت کنید، اما بهتر است به برچسب هایی با کمتر از 1 میلیون پست بچسبید.

دلیل شماره 7 برای کار نکردن هشتگ های اینستاگرام: شما از تعداد هشتگ های اشتباه استفاده می کنید

یکی از متداول‌ترین سوالاتی که در مورد هشتگ‌های اینستاگرام مطرح می‌شود این است که «چندتا از هشتگ‌ها استفاده کنم؟»

برخی از استراتژیست‌های رسانه‌های اجتماعی پیشنهاد می‌کنند که در هر پست فقط از ۵ تا ۱۰ هشتگ استفاده کنید. دیگران با استفاده از حداکثر تعداد هشتگ مجاز (حداکثر 30!) قسم می‌خورند.

حقیقت صادقانه این است که هیچ کس نمی تواند رقم دقیقی به شما بدهد. تعداد هشتگ‌هایی که برای هر حساب بهتر کار می کنند متفاوت است. هر برند دارای تعدادی هشتگ جادویی متفاوت است که جدیدترین فالوورها و تعامل بالاتر را به همراه دارد.

به همین دلیل است که آزمایش استراتژی هشتگ خود بسیار مهم است. برای انجام این کار، باید چند پست ایجاد کنید که از نظر سبک، قالب و موضوع مشابه باشند. سپس، هر کدام را با تعداد متفاوتی هشتگ پست کنید و ببینید کدام یک بهترین عملکرد را دارند. ممکن است مجبور شوید چندین بار این آزمایش را انجام دهید تا متوجه یک الگو شوید. همچنین باید این تست را هر چند وقت یکبار تکرار کنید زیرا با تغییر الگوریتم اینستاگرام، استراتژی شما نیز باید تغییر کند.

دلیل شماره 8 برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام: خطای کاربر یا مشکلات فنی

بیشتر دلایلی که در این پست برای کار نکردن هشتگ‌های اینستاگرام ذکر کردم، مربوط به استراتژی است. اما، گاهی اوقات این یک مورد ساده از خطای کاربر است.

اگر احساس می کنید هشتگ‌های شما کار نمی‌کنند، بهتر است اشتباهات املایی یا قالب بندی هشتگ را بررسی کنید. اگر هشتگ های خود را غلط املایی می‌کنید، کاربرانی که به دنبال نسخه صحیح املایی هستند، پست های شما را پیدا نمی‌کنند. همچنین باید مطمئن شوید که در هشتگ‌های خود علائم نگارشی را لحاظ نمی‌کنید. با انجام این کار، لینک های هشتگ شکسته ایجاد می شود.

گاهی اوقات دلیل کار نکردن هشتگ های اینستاگرام تقصیر شما نیست. همانطور که اینستاگرام به پیشرفت‌های جدید در پلتفرم و الگوریتم خود ادامه می‌دهد، ممکن است به صورت دوره‌ای مشکلات فنی ایجاد شود. اینستاگرام در گذشته بیانیه‌هایی را با اشاره به چنین مواردی منتشر کرده است:

در مجموع دلایل مختلفی برای کار نکردن هشتگ های اینستاگرام وجود دارد. خوشبختانه، این مشکل با تحقیق و استراتژی دقیق حل می شود! سعی بر بروز کردن اطلاعات خود حداقل یک بار در سال کنید.

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

چگونگی یک برنامه مهارت‌افزایی موفق

[ad_1]

چگونگی یک برنامه مهارت‌افزایی موفق

در دوران همه­‌گیری، برنامه­‌های مهارت‌­افزایی به یک ابزار جایگزین برای زنده نگاه داشتن و استمرار استراتژی‌­های توسعه سازمان تبدیل شده‌­اند. پیاده‌­سازی این برنامه‌­ها، افزایش عملکرد کارکنان را در پی داشته است و از همین رو توسعه آن­ها در برنامه کاری بسیاری از سازمان­‌ها قرار گرفته است. اما شرکت­‌هایی که به دنبال حفظ و ارتقاء کارمندان خود هستند، دیگر نمی‌­توانند به برنامه­‌های کوتاه­‌مدت و موقتی مهارت­‌افزایی تکیه کنند. در صورتی که این دسته از برنامه‌­ها به صورت هدفمند به کارمندان پیشنهاد شوند، می‌­توان مشارکت آن­‌ها را افزایش داده و سرمایه­‌های انسانی سازمان را حفظ کرد.

در دوره جدید کارمندان بیش از هر زمانی به آینده کاری، موقعیت‌­های پیش­رو و بازاریابی اولویت‌­هایشان فکر می‌­کنند و اگر مدیران نتوانند پاسخ روشنی ارائه دهند، باید به فکر جایگزینی برای استعدادهای درخشان خود باشند. پرسشی که مدیران باید به فکر پاسخی برای آن باشند، راه درست پیاده‌­سازی برنامه­‌های مهارت‌­افزایی و توسعه توانایی­‌هاست.

به کارمندان خود برای گسترش مهارت‌­هایشان اعتماد کنید

شاید یکی از هوشمندانه­‌ترین استراتژی­‌ها در استخدام نیروهای جدید، به کار گرفتن افرادی است که تنها برای یک عنوان کاری ساخته نشده­‌اند، بلکه می‌­توانند بر اساس نیاز سازمان به تغییرات، مهارت­‌های جدید را بیاموزند. این دسته از افراد می­‌دانند برای پیشرفت سازمان چه چیزی نیاز است و تنها باید ابزار را برای آن‌­ها فراهم کنید.

شرکت Cengage با بیش از 4000 کارمند در کشورهای مختلف، روش جالبی را در برخورد با کارمندان خود در پیش گرفته است. در این شرکت، مسیر پیشرفت شغلی به کارمندان واگذار شده و توسط مدیران و سازمان حمایت می‌­شود. این شیوه جدید به منظور اتصال علائق فردی و اهداف عملیاتی سازمان در پیش گرفته شده است تا بهترین برنامه‌­های مهارت­افزایی برای هر فردی به صورت خاص تعیین شود. تمام این فرآیند با خودمراقبتی نفرات سازمان آغاز می‌­شود. از همین رو، مدیران در Cengage آموزش دیده‌­اند تا هر هفته یک جلسه فردی با نفرات گروه خود داشته باشند. در این جلسات افراد علائق و اهداف شخصی خود را بیان می­‌کنند تا حمایت مدیر مستقیم خود را به دست آورند؛ برای مثال حضور در پروژه‌­های مورد علاقه یا دوره­‌های مدنظر. اگر دوره‌­های مرتبط برای فرد در تیررس نباشند، منایع انسانی دوره­‌های جایگزین را به کارمندان پیشنهاد می‌­کنند.

شاید نفرات شما به روشنی عنوان دور­ه‌­های مدنظرشان را ندانند، اما به خوبی می­‌دانند چه چیزی می‌­خواهند یا از انجام دادن چه کاری لذت می­‌برند. توانمندسازی افرادی که امروز کارمندان معمولی هستند، ظرفیتی برای پرورش مدیران آینده سازمان و برنامه‌­های مهارت‌­افزایی هسته مرکزی این برنامه است.

ایده‌­ها را جدی بگیرید

شما نمی‌­توانید از کارمندان خود برای ترک سازمان گله­ کنید اگر ایده‌­های آن­‌ها را به راحتی نادیده می­‌گیرید. اگر از کارمندان خود در مورد دوره­‌های مهارت­‌افزایی مورد علاقه پرس­‌وجو می ­کنید، حتما به آن‌­ها نشان دهید که این پاسخ­‌ها در تصمیم­‌گیری­‌های شما تاثیرگذار است.

شرکت Medicus، یک شرکت 200 میلیون دلاری با 215 کارمند است. می‌­توان تصور کرد که هر کدام از این نفرات چه نقش مهمی را در سازمان بازی می‌­کنند. وقتی مدیران شرکت متوجه رشد محسوس ترک شرکت توسط کارمندان خود شدند، به فکر بررسی بازخوردها و نظرات کارمندان افتادند و مهم­تر آن که از این نتایج برای اقدامات عملی بهره گرفتند. آن‌­ها با اپراتورها به صورت مستقیم ارتباط گرفتند تا بتوانند به کمک برنامه­‌های مهارت‌­افزایی در برهه­‌های حساس از زندگی کاری هر فرد، آن­‌ها را به ماندن در سازمان ترغیب کنند. برنامه نهایی، یک فرآیند پله­ای 4 هفته‌­ای بود که در نهایت میزان حفظ نفرات را 50 درصد بهبود بخشید.

هماهنگی بین اهداف فردی و برنامه­‌های آموزش و توسعه سازمان، یک سرمایه­‌گزاری مطمئن است. این هماهنگی در شرکت Cengage سبب شده است تا کارمندان برای کار در سازمان احساس غرور کنند و نرخ حفظ و مشارکت آن­‌ها نسبت به دوره مشابه در سال قبل افزایش پیدا کند.

نقشه راه داشته باشید

به کمک برنامه­‌های مهارت‌­افزایی سازمان‌­ها می­‌توانند نفراتی با قابلیت‌­های گوناگون داشته باشند که بسته به تغییرات در سازمان، مسئولیت‌­های متفاوتی را بر عهده خواهند گرفت. اما کارمندان از دوره­‌های بی­پایان و بی‌­هدف در طولانی مدت استقبال نخواهند کرد. اگر این دوره­‌ها تاثیر چندانی در روند پیشرفت آن­‌ها نداشته باشند، یعنی پاداشی برای مهارت‌­افزایی در کار نخواهد بود.

یک ویژگی مهم هر برنامه مهارت‌­افزایی بررسی عملکرد افراد در قبال شرکت در دوره‌­ها و ارتقا به تناسب پیشرفت است؛ به عبارت دیگر یک مسیر روشن برای آموزش و پیشرفت. این نقشه راه به افراد اجازه می‌­دهد تا فرآیند را از آغاز تا انتها ببینند و در فرآیند پیشرفت خود تاثیرگذار باشند.

در شرکتMedicus افراد می­‌توانند عملکرد خود را به کمک سه رنگ قرمز، زرد و سبز ارزیابی کنند. از سوی دیگر عملکرد آن‌­ها توسط مدیران و اساتید بررسی و ارزیابی خواهد شد تا پیشرفت آن‌­ها تعیین شود. به کمک این معیارها کارمندان می­‌توانند پیشرفت خود را به روشنی اندازه بگیرند و مسیر خود را در صورت نیاز اصلاح کنند. همچنین کارفرمایان چهارچوبی برای بررسی تاثیر دوره‌­های مهارت‌­افزایی در اختیار خواهند داشت، چهارچوبی که معیاری برای آموزش و توسعه، حفظ کارمندان، پیشرفت و دیگر استراتژی‌­های بلند مدت سازمان فراهم می­‌کند.

اگر به دنبال مهارت­‌افزایی نفرات خود هستید، توانمندسازی، مشارکت و برنامه‌­ریزی را فراموش نکنید و برای دیدگاه نفرات خود ارزش قائل شوید.

منبع:hbr.org

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

چطور یک تراکتور را بفروشید؟

[ad_1]


ام بی ای نیوز: قوانین تبلیغات می‌گوید مردم مزیت را می‌خرند و برای ویژگی پول نمی‌دهند.

این قانون اکنون با عنوان «ویژگی‌ حرف می‌زنند، مزیت می‌فروشد» شناخته شده است و معنایش این است که تشریح ویژگی‌های یک محصول یا خدمت خوب است اما نشان‌دادن مزیتی که این ویژگی‌ها برای مردم دارند، جادوی واقعی‌ست.

تئودور لویت، استاد بازاریابی، در مثال معروفش گفته است که مردم نمی‌خواهند دریل ۳/۶ میلی‌متری بخرند، بلکه آنها می‌خواهند یک سوراخ ۳/۶ میلی‌متری بخرند.

اما چرا مردم به یک سوراخ ۳/۶ میلی‌متری نیاز دارند؟ سوراخ لازمه‌ی زدن دیوارکوب به دیوار است. چرا دیوارکوب لازم دارند؟ زیرا می‌خواهند روی دیوار طبقه‌ بزنند. چرا به این طبقه‌ها نیاز دارند؟ زیرا می‌خواهند انباری خانه را از شلوغی نجات دهند و به این ترتیب شاید بتوانند فضای بیشتری در انباری داشته باشندو وسیله‌های اضافی اتاق‌خواب را به انباری منتقل کنند.

می‌بینید که آنها واقعا دریل نمی‌خرند و واقعا به همین سوراخ نیاز دارند.

فروختن مزیت چیز تازه‌ای نیست. در سال ۱۹۲۱ آگهی فروش تراکتور J I Case قصد نداشته تراکتورش را بفروشد. آنها درواقع آینده‌ی بهتری برای نسل جدید را می‌‌فروختند.

اصلِ فروش مزیت است که به آگهی فروش تراکتور اجازه می‌دهد سخنش را با «پسرت را در مدرسه نگه دار» شروع کند.

این جمله ذهن مخاطب را درگیر می‌کند و مخاطب به این می‌اندیشد که تراکتور چه ارتباطی با آموزش بچه‌ها دارد.

تجربه‌ی کاربری (که درآن زمان این عبارت وجود نداشت) به این شکل است:

تو، به عنوان پدر، روزهای طاقت‌فرسای کار در مزرعه را در زمان کودکی‌ات به‌خاطر می‌آوری که مانعی برای درس‌خواندت بود. اما فرزندت نباید همان روزها را تجربه کند و تو دلت

می‌خواهد زندگی‌اش بهتر از تو باشد. می‌خواهی تحصیلات خوبی داشته باشد، تا درهای شانس که به روی تو بسته بود برای او گشوده باشد.

اما اگر فرزندت به کار در مزرعه مشغول باشد، چطور می‌تواند زمان کافی برای درس‌خواندن داشته باشد؟

«مزیت را در معرض دید خریدار بگذارید و ویژگی‌ها را در کتابچه‌ی دستورالعمل‌ قرار دهید.»

آگهی تراکتور می‌گوید که کارایی تراکتور بیش از کاری‌ست که پدر و پسر از پس آن برمی‌آیند، پس پسر می‌تواند به سراغ تحصیل برود و زندگی‌اش را بسازد.

و اگر به‌جای این‌که از نظر حسی ترغیب شوید، وجه اقتصادی ذهن‌تان تحت‌تاثیر قرار گرفت و به پولی که باید بپردازید فکر کردید، نگران نباشید چون آگهی پسر را به عنوان سرمایه‌ای به تصویر می‌کشد که توانایی‌هایش با خرید تراکتور بهتر می‌شود:

«هیچ‌گاه حسرت هیچ‌کدام از این سرمایه‌گذاری‌ها را نمی‌خورید.»

آگهی نمی‌گوید که تراکتور از استیل اصیل آمریکایی ساخته شده است. به تعداد سیلندرهای آن اشاره نمی‌کند. به ستایش تایرهای گالوانیزه‌ی تراکتور نمی‌پردازد. تمرکز آن بر چیزهای باارزشی‌ست که خرید این وسیله در زندگی برای شما به دنبال دارد: زمان و فرصت. مزیت‌هایی که به سرعت با مخاطب هدف آگهی مرتبط می‌شوند.

و باید بتوانید تراکتور را به همین شکل بفروشید.

مترجم: نازنین کی‌نژاد

منبع:www.woven.agency.com

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

آموزش پرسونال برندینگ و اصول برندسازی شخصی

[ad_1]

تا چند دهه گذشته پرسونال برندینگ بیشتر در بین بازیگران، بازیکنان فوتبال، سیاست مداران و به صورت کلی فعالین حوزه ی هنر و رسانه و افراد دارای نفوذ و قدرت سیاسی – اجتماعی دیده می شد، اما در عصر حاضر به نظر می رسد هر شخصی فارغ از حوزه ی فعالیتش می تواند برند شخصی خود را داشته و حتی از آن کسب درآمد کند.

اتفاقی که در دهه ی گذشته این امر را میسر کرده، شبکه های اجتماعی و نقش اینترنت در ارتباطات اجتماعی است چراکه این امکان را به هر فردی می دهد تا با معرفی خود و نمایش سبک زندگی، استایل، توانایی و … بتواند مخاطبانی را جذب کرده و شناخته شود.

همین امر سبب شده، اهمیت برندسازی شخصی در توسعه کسب و کار افزایش یابد و بازاریابان و صاحبان برند، و همچنین افرادی که در صدد خلق برند و کسب و کاری پر سود برای خود هستند، به دنبال برندسازی شخصی بروند.

با توجه به استقبال از این رویکرد و استراتژی بازاریابی و همچنین نظر به آنکه افرادی که در حال حاضر به دنبال خلق برند شخصی خود هستند ممکن است هیچ آشنایی با بازاریابی و برندینگ نداشته باشند، در این مقاله به آموزش پرسونال برندینگ پرداخته شده است.

7گام آموزش پرسونال برندینگ

همانطور افراد وقتی به یک برند فکر می کنند به کسب و کار آن فکر می کنند، هر شخصی هم می تواند برند شخصی خود را داشته باشد که با فکر کردن به او ویژگی های اصلی آن شخص، استعداد و توانایی اش و آنچه ارائه می دهد در ذهن دیگران تداعی شود.

برندسازی شخصی فقط برای اینفلوئنسرها و سلبریتی ها نیست. حتی اگربه دنبال آن هستید که در شغل خود ارتقاء پیدا کنید یا موقعیت های شغلی بهتری کسب کنید، در صنعت خود شناخته شوید و مشتریان جدید کسب کنید، انجام پرسونال برندینگ قدرتمند برای شما ضروری است.

اگر فکر می کنید در حال حاضر برند شخصی خود را دارید، کافی است اسمتان را در گوگل سرچ کنید. آیا آنگونه که تمایل دارید معرفی شده اید؟ سوال آن است که ترجیح می دهید بگذارید برندتان به خودی خود و بی برنامه شکل بگیرد یا می خواهید کنترل را به دست داشته باشید؟

با مدیریت کردن پیامی که انتقال می دهید و اینکه توسط مخاطبان و بازار چگونه دیده شوید می توانید خودتان بهتر در بازار جایگاه یابی کنید و به اهداف حرفه ای تان دست یابید.

اگر قصد دارید برند شخصی خود را خلق کنید، اما نمی دانید برای پرسونال برندینگ باید روی چه مواردی مانور دهید، سوالات زیر را از خود بپرسید و به یک جمع بندی برسید :

  1. چه چیزهای محرک من است؟
  2. در چه زمینه هایی متخصص هستم؟
  3. چه کارهایی تمام انرژی ام را می گیرد؟ چه کارهایی برایم انرژی بخش است؟
  4. بیشتر آدم صبح ام یا شب؟ در چه بازه های زمانی بهتر کار میکنم؟
  5. کدام صنایع و حوزه ها برایم جذاب تر است؟
  6. می خواهم در پایان مسیر شغلی ام در چه جایگاهی قرار بگیرم؟
  7. می خواهم چه تاثیرگذاری روی مخاطبانم داشته باشم؟
  8. چگونه می توانم از توانمندی هایم برای متمایز کردن خودم از رقبا استفاده کنم؟

آموزش پرسونال برندینگ - بیلاودمارکتینگ

7 گام زیر شما را در مسیر برندسازی شخصی قدرتمند پیش خواهد برد:

گام اول، چشم انداز برند شخصی تان را مشخص کنید

چشم انداز برند مانند ماموریت برند نوشته می شود، در زمان حال و به گونه ای که انگار همین حالا هم آن را کسب کرده اید. چشم انداز برندی که به خوبی نوشته شده باشد نشان می دهد شما کجا هستید و به کجا می خواهید برسید.

برای نوشتن بیاینه ی چشم انداز خود می توانید از مقاله زیر کمک بگیرید.

بیانیه ماموریت سازمان و بیانیه چشم انداز

گام دوم، تصمیم بگیرید برای چه چیزی می خواهید شناخته شوید

اگر قرار باشد به عنوان یک متخصص شناخته شوید، ترجیح می دهید در چه حوزه ای و با چه عنوانی شناخته شوید؟

در برندسازی شخصی باید بتوانید انعکاسی صحیح و واقعی از خود، ارزش هایتان، توانایی هایتان و مهارت هایتان را ارائه دهید.

پرسونال برندینگ زمانی کامل می شود که در حوزه ی به خصوصی به عنوان شخصی با دانش و تخصص شناخته شوید. بنابراین لازم است ابتدا مشخص کنید در چه حوزه ای می خواهید شناخته شوید. سپس رقبایی که در بازار وجود دارند را شناسایی کنید و تعیین کنید به چه صورت می خواهید خود را از آنها متمایز کنید.

گام سوم، مخاطبانتان را تعریف کنید

یکی از اشتباهات معمول در این مسیر آن است که سعی کنید برند خود را به همه کس ارائه کنید. بهترین برند، برندی است که بداند ماموریتش چیست و مخاطبان او چه افرادی هستند و چه ویژگی هایی دارند.

هرچه بیشتر مخاطبان خود را بشناسید و نیازهای آنها را درک کنید، بهتر برای توسعه محصول و خدماتی که نیاز مخاطبان را پوشش می دهند آماده خواهید شد.

برای انجام اینکار تعیین اطلاعاتی مانند اطلاعات دموگرافیک، نیاز، نقاط درد و چالش هایی که مخاطبانتان با آن ها رو به رو هستند را در نظر بگیرید. تعیین پرسنا مشتریان برند می تواند اطلاعات خوبی را در اختیار شما قرار دهد.

 گام چهارم، یک پیام یکپارچه را منتشرکنید

می خواهید چه پیامی به طور مرتب محتوا و فعالیت های بازاریابی شما را تقویت کند؟ بعد از اینکه تصمیم گرفتید و پیام برند خود را مشخص کردید، لازم است در تمام کانال های ارتباطی و تعاملاتی که با مخاطبان و مشتریان خود برقرار می کنید، از این پیام به صورت یکپارچه استفاده کنید.

لحن و تن صدای مخصوص به برندتان را انتخاب کنید و در تعاملات خود از آن استفاده کنید، به این صورت برندسازی شخصی قدرتمند و مناسبی را خلق می کنید.

گام پنجم، خودتان باشید

گام مهم بعدی در آموزش پرسونال برندینگ آن است که بیاموزید خودتان باشید نه اینکه پرسنا و شخصیتی دیگر خلق کنید. تفاوت های خود و آنچه شما را از سایرین متمایز می کند را شناسایی کنید، سپس تلاش کنید از این ویژگی های منحصر به فرد در راستای جذب توجه مخاطبان به محتواهایی که تولید می کنید،  استفاده کنید. تعیین کنید می خواهید برند شخصی تان چگونه باشد، بیشتر حرفه ای یا معمولی هستید؟ شوخ طبع اید یا جدی؟ هرچقدر ویژگی های خود را مشخص تر تعریف کنید راحت تر می توانید خود را متمایز کنید.

گام ششم، وبسایت خودتان را بسازید

اگر تاکنون Domain به نام برند شخصی خود نداشته اید، پیشنهاد می کنیم اقدام به ساخت وبسایت برای خود کنید. اگر نه، به دنبال وبسایت های مشابه با نام خود باشید و آنها را خریداری کنید.

امروزه، فارغ از آنکه که هستید و چه می کنید، داشتن وبسایت رکن اصلی و اساسی برای هر کسب و کاری محسوب می شود.

به یاد داشته باشید، وبسایت بستر مادر در کسب و کار به خصوص در عصر دیجیتال محسوب می شود، حتی اگر شبکه های اجتماعی دست خوش تغییر شوند، وبسایت همیشه کانال تعاملی و راه دسترسی به شما باقی خواهد ماند.

وبسایت خودتان را بسازید - پرسونال برندینگ - بیلاودمارکتینگ

گام هفتم، در شبکه های اجتماعی حضور داشته باشید

امروز بدون استفاده از بسترهای آنلاین ارتباطی نمی توانید برندسازی شخصی خود را تکمیل کنید. سعی کنید با نام دمین وبسایت خود در شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و لینکدین فعالیت کنید.

بازاریابی شبکه های اجتماعی یکی از راه های تعاملی و اثربخش برای دسترسی به مخاطبان محسوب می شود، سعی کنید یک یا دو تا از شبکه های اجتماعی که تناسب بیشتری با حوزه ی فعالیت شما دارند را انتخاب کنید و  به صورت مرتب پست بگذارید و با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید.

سعی کنید با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید و اعتماد آنها را جلب کنید به این صورت می توانید برند شخصی خود را توسعه دهید.

در این مقاله به طور خلاصه به گام های اصلی در آموزش پرسنال برندینگ پرداختیم. به یاد داشته باشید در برندسازی شخصی جلب توجه، اعتماد و حتی علاقه مخاطبان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند منجر به موفقیت شما شود. بنابراین تلاش کنید برند شخص خود را اثرگذار، متفاوت و جالب توجه بسازید.

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

پوست‌اندازی شبکه‌های اجتماعی

[ad_1]


ام بی ای نیوز:
 در این پست می‌خواهیم تغییرات شبکه‌های اجتماعی را در دهه‌ی گذشته ببینیم. تغییر رفتار کاربران و فرصت‌های شبکه‌های اجتماعی برای برندها را با هم بررسی کنیم. 
در چند سال گذشته شبکه‌های اجتماعی تغییرات زیادی کرده‌اند و این تغییرات اکنون به عنوان قانون و نرم اجتماعی پذیرفته شده‌اند. آن‌ها از «شبکه‌های اجتماعی صرف» که مخصوص تعامل با دوستان و آشنایان بود به مکانی برای نمایش مجموعه‌ی متنوعی از رفتارهای اجتماعی نوین تبدیل شده‌اند. 

شبکه‌های اجتماعی تلویزیون را فتح کرده‌اند
واقعیت این است که مردم هر ساله زمان بیش‌تری را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. براساس داده‌های شاخص جهانی وب، به طور متوسط هر فرد (در مقایسه با تلویزیون) روزانه ۱۶ دقیقه بیش‌تر، زمانش را صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کند. در واقع نسبت بیش‌تری (۵۰٪) سرگرم Facebook هستند و این رقم در مقایسه با ۳۹٪ تلویزیون عدد کم‌تری است. این اعداد و ارقام به این معناست که نه تلویزیون و نه هیچ رسانه‌ی سنتی دیگری، یارای برابری با شبکه‌های اجتماعی را ندارند. 

به اشتراک‌گذاشتن زندگی خصوصی مقام پایین‌تری را دارد
در سال ۲۰۱۴، به اشتراک‌گذاشتن افکار، مهم‌ترین انگیزه‌ی مخاطبان برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی بود. با نگاهی سریع به سال ۲۰۱۷ درمی‌یابیم که در این سال این انگیزه در انتهای لیست قرار داشته است. در سال ۲۰۱۷ فقط ۳۰٪ مردم به این دلیل شبکه‌های اجتماعی را به کار می‌بردند. به همین ترتیب بین کسانی که رویدادهای روزمره‌ی زندگی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاشتند، نیز کاهش مشاهده می‌شود. 
به عبارت دیگر محتوای سرگرم‌کننده و پر کردن زمان بسیار مهم‌تر از به‌ اشتراک گذاشتن مطالب است. پس مادامی که نسب به روزرسانی وضعیت (Status)، توییت کردن و به اشتراک‌گذاری عکس‌ها کم شده، میانگین تماشای ویدیو و مطالعه‌ی اخبار افزایش پیدا کرده است؛ مخاطبان تمایل بیش‌تری به مصرف محتوا پیدا کرده‌اند. 

رفتارهای اجتماعی مردم هدف‌محور شده‌است
با کم شدن توجه مردم به انتشار محتوا در مورد زندگی روزمره، آن‌ها هر چه بیش‌تر به دنبال انجام فعالیت‌های هدفمند اجتماعی هستند. آن‌ها نمی‌خواهند مصرف‌کنندگان منفعل اطلاعات باشند. به همین دلیل است که می‌بینیم آمار جستجوی محصولات و برندهایی که می‌خواهند بخرند و بررسی خبرهای آن‌ها و دنبال کردن اخبار ورزشی در شبکه‌های اجتماعی افزایش یافته است.
این تغییر در رفتار در شبکه‌های اجتماعی، فرصت مناسبی را در اختیار برندها می‌گذارد. 

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

برند چیست و انواع برند را بشناسید

[ad_1]

“برند” نامی آشنا با ماهیتی کمی پیچیده و اغلب ناشناخته برای افرادی است که در حوزه ی برندینگ فعالیت ندارند. اغلب ممکن است نام یا لوگوی یک کمپانی یا شرکت به عنوان برند شناخته شود، اما اینگونه نیست.

برند چیست ؟

طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا برند، مارک، نام تجاری ( Brand ) یک نام، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگری است که مشخص‌کننده خدمات یا فروشنده محصولی خاص باشد که به وسیله آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز می‌گردد.

بر این اساس، طراحی منحصر به فرد، نشانه، نماد، کلمه، یا ترکیبی از این موارد که تصویری را در ذهن تداعی می کند، که معرف محصولی است و آن را از رقبایش متمایز می کند، همگی نمایانگر ماهیت کلی Brand است.

انواع برند کدام اند؟

نکته دیگری که در این حوزه حائز اهمیت است آن است که با توجه به زمینه ی فعالیت، مخاطبان، نوع معرفی و ماهیت فعالیت کسب و کار انواع برند به گونه های متفاوتی، مورد استفاده قرار می گیرند. انواع برند بر اساس طبقه بندی های مختلفی که برای برندها تعریف می شود، به شیوه های گوناگون تعیین شده است.

در این مقاله سعی شده پرکاربرد ترین انواع برند که تا کنون شناخته شده اند، معرفی شوند.

از آنجایی که برندسازی از ضروریات هر کسب و کاری محسوب می شود لازم است انواع برند را به خوبی بشناسید تا برندینگ کسب و کارتان را به گونه ای انجام دهید که بیشترین هماهنگی را با استراتژی بازاریابی شرکت تان داشته باشد.

برند چیست

برند محصول (Product Brand)

کاربرد آن در بهبود ادراک و دیدگاه نسبت به محصولات و کالاها است، به گونه ای که در ارتباط با ایده ها و عواطفی باشند که فراتر از ظرفیت کارکردی آنها است. برندهای کالاهای مصرفی(CPG)، که از طرفی به عنوان برندهای کالاهای مصرفی بیدوام (FMCG) هم شناخته می شوند، در زمره ی برندهای محصولات قرار می گیرند.

شاید این نوع برندها از معمول ترین انواع برند باشند که روی هر کالایی می بینید. همچنین بیشتر کسب و کارهای B2C عموماً از برند محصول استفاده میکنند.

برند خدمات (Service Brand)

شبیه به برندسازی محصولات اند، اما ارزش ادراک شده از خدمات هم به آن اضافه می شود. توسعه برندینگ خدمات از چندین لحاظ سخت تر از توسعه ی برند محصولات است، چرا که خود خدمات به تنهایی به اندازه ی محصولات ملموس نیست و بیشتر برای خدمات حرفه ای مناسب است.

نام تجاری بازاریابان را قادر می سازد تا از رقابت بر سر مهارت جلوگیری کنند (چراکه در حوزه ی خدمات اثبات برتری و بحث بر سر قیمت کار دشواری است) و برندهای خود را به صورت حسی توسعه دهند.

وفاداری به برند و انتظارات مربوط به تکنولوژی مدل های آنلاین جدید، مانند برندهای حق اشتراکی که افراد مبلغی را به صورت ماهانه یا سالانه برای دسترسی به خدمات / کالا و محتوا پرداخت می کنند به سرعت در حال تغییر هستند.

به عنوان مثال کالاهای بسیاری با نرم افزارهایی به بازار می آیند که با تجربه و ارزش ادراک شده افراد  ادغام می شوند (مانند مشاهده ی داخل یخچال از طریق گوشی تلفن در جایی خارج از منزل)

برند شخصی (Personal Brand)

به عنوان برند فردی هم شناخته می شود، نوعی از برندینگ است که افراد برای خود می سازند، تا از این طریق قادر باشند فرصت های شغلی خود را افزایش دهند.

برندهای فردی یا شخصی اغلب با توجه به آنکه افراد چگونه توانایی ها و محاسن خود را به معرض نمایش می گذارند و خود را در شبکه های اجتماعی بازاریابی می کنند

(درست خواندید ” بازاریابی، خوب است بدانید بازاریابی فقط مختص کالا و خدمات نیست هر فردی روزانه با ارتباطات، رفتارها و کارهایی که انجام می دهد خود را در جامعه بازاریابی می کند)، شکل می گیرد.

کارشناسان در معرفی آن به عنوان یکی از انواع برند شک دارند، چون با اینکه روشی برای ایجاد ارزش افزوده محسوب می شود، اما فاقد مدل کسب و کار برای اجرا و تجاری سازی استراتژی است.

تفاوت برندینگ شخصی با برندینگ سلبریتی در فردی است برندسازی برایش انجام میشود، در برند شخصی افراد غالباً معروف نیستند و با برندسازی برای خود توانایی و مهارت هایشان را معرفی میکنند و خود را بازاریابی میکنند تا بتوانند از این طریق مشتری جذب کنند.

به عنوان مثال وکلا یا گرافیست ها و هنرمندانی که به واسطه ی مهارت و نام خود معروف شده اند از برندسازی شخصی بهره میبرند.

برند شخصی (Personal Brand)

برند عمومی (Public Brand)

به عنوان برندهای دولتی هم شناخته می شود. برخی از کارشناسان بر این باورند که نمی توان موجودیتی را که چیزی تحت عنوان انتخاب مشتریان و مدل رقابتی وابسته به آن ندارد را،  از انواع برند دانست.

اما این به آن معنا نیست که شما نمی توانید از نظم و متدولوژی استراتژی های برندینگ برای آگاهی بخشیدن به سهامداران خود و کسب اعتماد نهادهای دولتی، استفاده کنید.

به همین دلیل گفته می شود نهادهای دولتی بیشتر از آنکه به برندینگ احتیاج داشته باشند، به توسعه ی نمادی اطمینان بخش نیاز دارند. چراکه امروزه برندهایی در بخش خصوصی وجود دارند که همانند خدمات عمومی، تمام زندگی ما را تحت شعاع خود قرار داده اند، مانند گوگل که شاید قادر نباشیم بدون آن یک روز خود را به شب برسانیم.

برندهای خصوصی (Private)

به عنوان اتیکت یا برچسب خصوصی هم شناخته می شوند. به طور سنتی، این نام های تجاری مبتنی بر ارزش هستند. تمرکز آنها بر قیمت است. این نام های تجاری پتانسیل قابل توجهی برای ارزشمندتر شدن و ایفای نقشی برجسته تر به عنوان “مزایای مقرون به صرفه” در بازار دارند.

برای آنکه این اتفاق بیافتد، برندهای خصوصی نیاز خواهند داشت تا جاذبه ها و وفاداری خود را با در نظرگیری مجموعه ای از شاخص ها منتشر کنند.

برندهای بی نشان (لوح پاک) (Clean Slate)

برندهای لوح پاک یا بی نشان به نام های تجاری غیراستاندارد گفته میشود. آنهایی که به سرعت تغییر می کنند، غیر قابل استدلال اند و حتی برندهای ناشناخته ای که بر تاریخچه و میراثی که بخشی از استراتژی برندینگ است، تکیه ندارند.

این نام های تجاری خواسته ها و آرزوهای مصرف کنندگان را به صورت دوره ای و به روشی جدید پاسخ می دهند. مانند محصولات محلی که نامی ندارند اما نیاز مصرف کنندگان را پاسخ می گویند.

نام گذاری آن به لوح پاک هم برگرفته از آن است که هویت مشخصی برای آن تعریف نشده است ممکن است یک دوره با یک نام نیازهای محلی مصرف کنندگان را پاسخ دهد و دوره ای بعد اینکار را با نام دیگر یا حتی بدون نام دنبال کند.

به عنوان مثال اگر به شهرهای شمال کشور سفر کرده باشید با محصولاتی به نام اسکیمو مواجه میشوید که دست ساز اند اما برندی مشخص ندارند.

برند شرکتی (Corporate Brand)

به عنوان برند سازمانی هم شناخته می شود. دیوید آکر به بهترین نحو ممکن برندهای شرکتی را معرفی کرده است : ” برند شرکتی، آرمانی را تعریف می کند که متولی پیشنهاد یا خدمتی است که مشتریان آن را خواهند خرید و از آن استفاده خواهند کرد.

” اطمینانی که برای مشتریان حاصل می شود از این حقیقت ناشی می شود که ” برند سازمانی به صورت بالقوه دارای مالمیک، سرمایه، ظرفیت، نیروی انسانی، ارزش و هنجارها، چارچوب مرجع جهانی و محلی، برنامه های شهروندی، و ثبت و ضبط عملکرد است.”

بنابراین میتوان اینگونه عنوان کرد که برندسازی شرکتی برای سازمان های بزرگ، بسیار گسترده است و لازم است استانداردهای بیشتری را رعایت کند.

برندهای عوامل سازنده (Ingredient)

برندینگ برای اجزائی که به واسطه ی ارزش و کارکردی که با خود به همراه می آورد، به برند دیگری ارزش می بخشد. در واقع این برندها مربوط به محصولاتی است که برای ساخت محصولات دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، شاید مشتریان مستقیما آن را خریداری نکنند اما برای شان مهم است محصولی را خریداری کنند که با استفاده از آنها ساخته شده باشد، مانند اینتل در لپ تاپ.

با مقایسه کارکرد تولیدات تجهیزات اصلی (OEM) در فرآیند تولید، برندهای عوامل سازنده عناصر برجسته ای هستند که بر ارزش پیشنهادی نهایی، می افزایند. دلیل اصلی این امر آن است که آنها خود را برای مصرف کنندگان به عنوان شاخصی که موقع خرید باید به دنبال آن باشند، بازاریابی می کنند.

برخی از کارشناسان بر این باوراند که دوره ی برندهای عوامل سازنده رو به اتمام است، و موارد زیر را علت این امر می دانند : افزایش تکه تکه شدن بخش های تولید، کمبود فضا برای جمع شدن ابزارآلات، نیاز شدیدتر برای ادغام و این مورد که توجه مشتریان به اجزا به کار رفته در وسایل خریداری شده شان، به مرور زمان کاهش میابد.

برند مکان  (Place Brand)

همچنین به عنوان برند شهری و مقصد هم شناخته می شود. این نام تجاری را بومیان یا شهرسازان و متولیان شهر ایجاد می کنند، تا از این طریق قادر باشند محل خود را به ایده و مقصدی خاص مرتبط کنند و به این صورت از امکانات آن سخن بگویند. از این نوع برندسازی اغلب برای جذب توریست، سرمایه گذار، کسب وکار و سکنه استفاده می شود.

می دانید که تمام افراد برای انتخاب محل زندگی، مقصد سفر، محل سرمایه گذاری و … معیار مشخصی را مد نظر دارند که کدام محل را انتخاب کنند. فاکتور حیاتی موفقیت آن است که شهروندان و متولیان شهر، در قبال تجربه ای که برای بازدیدکنندگان در شهر ایجاد می کنند، مسئولیت پذیرانه عمل کنند.

شما اگر بخواهید برای کسب و کارتان شهر یا محله ای را انتخاب کنید، چگونه اینکار را انجام میدهید؟ بر اساس سلیقه؟ بر اساس نیاز بازار؟ یا با توجه به استراتژی های بازاریابی و برندینگ خود دست به انتخاب میزنید؟

برند جهانی (Global)

برندهای جهانی به نام های تجاری بزرگ و بین المللی تعلق میگیرد. این برندها به راحتی قابل شناسایی هستند و به طور گسترده در تمام دنیا پراکنده شده اند.

برندهای جهانی به “نام های محلی و داخلی خود”جلوه و وجهه ی خارجی می بخشند. طرح کسب و کار آنها بر پایه ی آشنایی، دسترسی و ثبات است، اگرچه یکپارچگی که در پیشنهاد آنها دیده می شد، و مدل عملیاتی که آنها را هدایت می کند سبب میشود به طور افزایشی و در زمانی که می خواهند تغییراتی ایجاد کنند در معرض تهدید قرار بگیرند، از این رو در هنگام ورود به کشورها و قومیت های مختلف انتظارات و سلیقه های مردم جوامع مختلف را بررسی می کنند و با زیرکی از این اطلاعات برای ورود به بازارهای جدید استفاده می کنند. شاید مثالی در این مورد که با آن آشنایی کامل دارید یونیلور باشد.

برندهای جامع (Generic)

اگر تمایزی وجود نداشته باشد نام تجاری به برند جامع تبدیل می شود. این نوع نام تجاری به سه بخش تقسیم می شود. اولی مخصوص محصولات بهداشتی و مربوط به آن برندهایی می شود که از فاز حفاظت از پتنت خارج شده اند و حالا با رقابتی از جانب دسته ای از عوامل و عناصر مشابه مقلد که به عنوان نام های تجاری عام شناخته می شوند، روبه رو شده اند.

نوع دوم برندهای جامع آنهایی اند که در همه جا حضور دارند و پس از مدتی حتی وارد زبان رایج افراد جامعه می شوند مانند عبارت ” مای بیبی شو عوض کنم یا کلنکس لازم دارم”.

نوع سوم این نام های تجاری محصولات فاقد برند و نشان هستند که توضیح کارکردی دارند ولی به هیچ عنوان ارزش برندی ندارند.

این نوع آخر نهایتا برای کالاهای مصرفی مورد استفاده قرار می گیرد. نکته اصلی در خصوص برندهای جامع یا جنریک آن است که تمایز رقابتی خاصی نسبت به رقبا ندارند، محصولات موجود در بازار  و حتی قیمت آنها در یک سطح تعریف شده ای است و هر از چندگاهی با وارد کردن ایده ای نو در طراحی محصول، بسته بندی، قیمت گذاری و … ممکن است برندی از رقبایش پیشی بگیرد، اما سایرین هم به سرعت راهکارهای اجرایی را دنبال میکند و دوباره شرایط بازار به حالت سکون بازمیگردد.

برند جهانی

برند سرمایه گذار (Investor Brand)

معمولا برای سهام داران یا فعالین در حوزه های مرتبط به خدمات سرمایه گذاری و مالی مورد استفاده قرار می گیرد. ماهیت و موجودیت آنها به عنوان یک نهاد سرمایه گذاری و سهامدار ممتاز موقعیت گذاری می شود، با ترکیبب عوامل مالی و استراتژی با جنبه هایی مانند ارزش پیشنهادی، هدف و شهرتی که به واسطه ی مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR)، روز به روز در حال افزایش است.

برندهای سرمایه گذار قوی باید قیمت سهام خود را منعطف کرده و درک آگاهانه ای از ارزش سهام خود در میان مخاطبان، ایجاد کنند.

برندهای اخلاقی (Ethical)

به دو روش مورد استفاده قرار می گیرد. اولی توصیفی از آنکه برند چگونه کار می کند، خصوصا تکنیک هایی که به کار می گیرند و تعهداتی که در حوزه هایی مانند امنیت نیروی کار، مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) و مواردی از این دست دارند، مشخص می کند که به عنوان برندی اخلاقی شناخته می شوند یاخیر؟

دومی، مشخص کردن حداقل و محدوده ی کیفیتی که مشتریان به دنبال آن هستند تا از این طریق اطمینان حاصل کنند برندی که انتخاب می کنند، مسئولیت پذیر است.

میتوان با اطمینان عنوان داشت که موفق ترین برندهای اخلاقی، آنهایی اند که تجارت منصفانه ای دارند. این نوع نام های تجاری عموما تحت عنوان NGO ها شناخته می شوند.

برند سلبریتی ها یا اشخاص مشهور (Celebrity)

روشی که اشخاص مشهور از ترکیبی از محتوای ارسالی در شبکه های اجتماعی، ظاهر، محصولات و حواشی، جهت حفظ موقعیت و هیجان بخشیدن به دنبال کنندگان برای برجسته و بلد کردن ویژگی های خود، به کار می برند.

مدل کسب و کار (تعجب نکنید که آن را مدل کسب و کار می خوانیم، افراد مشهور هم اگر برای خود بازاریابی نکنند و برنامه ای برای متمایز کردن خود از دیگران نداشته باشند، به زودی فراموش خواهند شد.)

برای این افراد از ظهور در تبلیغات رشد نمود و اکنون موارد دیگری از جمله جوایز و گواهی نامه ها، تاییدیه ها، نقش سفیر یک برند بودن، و برندهایی که بسته به مکان به وجود می آید (مانند فرش قرمز) را شامل می شود.

افراد مشهور و به خصوص فوتبالیست ها که عمر حرفه ای کمی دارند علاقه ی زیادی به برند کردن خود نشان میدهند زیرا از این طریق می توانند حتی پس از اتمام دوران حرفه ای خود از این طریق کسب درآمد داشته باشند.

برند ملی (Nation Brand) 

برندهای ملی و قومی هم همانطور که از نامش پیداست، برای معرفی و ایجاد دیدگاه و شهرت در زمینه ای خاص برای کشورها است. مثلا همه ژاپن را به سخت کوشی و آلمان را به نظم می شناسند.

برندهای غیر انتفاعی یا  NGO – Non-Governmental Organization)

در برندینگ غیر انتفاعی، مدل های ارزشی از اینکه صرفا جنبه ی کمک مالی و قرض الحسنه باشند خارج می شوند و به سمت ماموریت های اجتماعی رو می آورند. برخی افراد در جامعه و انجمن های غیر انتفاعی، این مدل برندسازی را به عنوانیکی از انواع برند قبول ندارند، چراکه آن را به عنوان نهادی می شناسند که به فکر فروش و سودآوری است.

برندهای لوکس (Luxury)

نام های تجاری با پرستیژ که وضعیت اجتماعی و تاییدیه ای را به مصرف کنندگان می رساند. برندینگ لوکس  باید مرزی مشخص را بین واقعیت و ویژگی های انحصاری تعریف کنند.

آنها این کار را با استفاده از کیفیت، ارتباطات و داستان سرایی انجام می دهند. در برندینگ لوکس انتقال تصویر و شور و شوق به بازار خود را تکمیل کرده اند، اما همچنان در مقابل انتظارات و اطمینان مصرف کنندگان آسیب پذیر هستند و از جانب برندهای “لوکس مقرون به صرفه ” تحت فشار هستند.

نکته ای که در خصوص برندینگ لوکس وجود دارد ارزش ویژه برند است، این ارزش ویژه به واسطه ی باوری است که در ذهن افراد ایجاد شده است، مثلا شاید کفشی بدون نام تجاری شناخته شده کیفیتی برابر با کفش زارا داشته باشد اما بسیاری ترجیح میدهند کفشی را بخرند که نام زارا بر روی آن درج شده باشد چراکه میخواهند

به واسطه ی این انتخاب خود را به دیگران معرفی کنند. بنابراین شناخته شدن به عنوان برند لوکس ملزم به آن است که داستان خود را به گونه ای در بازار تعریف کنید که افراد تمایل پیدا کنند برای معرفی خود گذری به داستان شما بزنند.

برند عملگرا (Activist Brand)

همچنین به عنوان برندهای هدف گرا شناخته می شود. انواع برند عملگرا از آن جهت هم معنی با هدف و علت است که، تمایزات خود را در ذهن مشتریان تعریف و مشخص می کند.

این نام های تجاری به منظور انجام و تحقق هدف خاصی ایجاد میشوند و ممکن است بعد از تحقق آن هدف نیز موجودیتی نداشته باشند. شاید این نوع برندسازی بیشتر در فعالیت های پروژه ای مورد استفاده قرار گیرد.

برندهای دینی یا آیینی (Cult)

نام تجاری که حول جامعه ای از حامیان متعصب تشکیل می شود.

مانند برند چالشگر، این نام های تجاری هم اغلب با دشمنان خود می جنگند تا رتبه ی بهتری به دست آورند، اما برندهای آیینی صادقانه و درست بازی می کنند و نشانه های خود را بیشتر از علایق و وسواس فکری خود می گیرند تا از بازار و رقبایشان.

آنها بیشتر ترجیح می دهند دنبال کننده داشته باشند تا مشتری، قوانینی را تعیین می کنند و از مردم میخواهند آن را پذیرفته و اجابت کنند، به این صورت مردم بیشتر به سمت آنها خواهند آمد تا رقبایشان.

برندهای کارفرما (Employer)

توانایی شرکت ها برای جذب کارکنانی با قابلیت و کیفیت بالا در بازارهای رقابتی. برندینگ کارفرما اغلب به ارزش پیشنهادی کارکنان گره خورده است. تمرکز آن بر فرآیند استخدام است، با این حال گاهی اوقات گسترش می یابد تا پیشرفت و توسعه ی فرهنگ سالم و تولیدی را در برگیرد.

از آنجایی که کارکنان منابع انسانی وسواس فکری بیشتری به خرج می دهند و کارکنان بازاریابی توجه کمتری به مشکلات افراد دارند، به همین دلیل ترجیح بر آن است که برند بر پایه ی نام باشد تا طبیعت و کارکردهایی که ممکن است در محیط کاری وجود داشته باشد.

این نوع نام تجاری پتانسیلی عالی دارد، اما کسب درجه ی رضایتمندی پایین در فرهنگ جهانی شرکت ها به صورت کلی نشان دهنده ی آن است که کارهای بسیاری باید انجام شود تا پتانسیل این نوع نام تجاری از انواع برند، به خوبی ادراک شود.

برندهای چالشگر (Challenger)  

برندهایی که تغییر ایجاد می کنند، نام های تجاری که تصمیم دارند فعالین سلطه گر بازار را ، به چالش بکشند. این نام های تجاری هنگامی که قصد دارند با متصدیان وارد بازی شوند، فعالیت خود را در بازارهای مشخص و به خصوصی آغاز می کنند.

آدام مورگان در ماهی بزرگ را بخور (Eat Big Fish) اینگونه عنوان می دارد:  ” چالشگر بودن در مورد وضعیت بازار نیست، اینکه جزو شرکت های اول یا دوم یا 5 تای اول باشید به خودی خود شما را برند چالشگر نمی کند”.

همچنین ادامه می دهد: “… این برند و گروهی از افراد پشت آن هستند که باعث می شوند آرزوها و بلندپروازی کسب و کارشان از منابع متداول بازاریابی فراتر می رود، و نیاز به تغییر معیارهای تصمیم گیری در بخش های مختلف به وجود می آید، تا از این طریق بتوانند آنچه منجر به ایجاد  شکاف شده اند را بهبود بخشیده و آن را بپوشانند. ”

تعجبی ندارد که افراد خارج از بطن بازاریابی، در تلاش و کشمکش اند تا بفهمند” برند چیست “. در این مقاله انواع برند و گونه های مختلف آن معرفی شدند. ناگفته نماند که ممکن است یک نام تجاری ویژگی های چند مدل مختلف از انواع برند را در خود جای دهد، اما آنچه بازاریابان باید به آن توجه کنند آن است که برندی ارزشمند، مرتبط و متمایز ایجاد کنند.

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب
تیکت جدید