17 واقعیت جالب و عجیب در مورد تمدن های باستانی

[ad_1]

وقتی در مورد دوران باستان فکر می کنید، اولین چیزهایی که به فکرمان می رسند، چیزهای غیرپیچیده و واپسگرایانه هستند اما چیزی که تاریخ می گوید کاملاً عکس این باور است. بدون شک، مردم دوران باستان گاهی اوقات دارای سنت ها و مراسمات عجیب و غریب با قوانین و اصول بحث برانگیز بوده اند اما همین مردمان منشأ خلاقیت های پیشرفته و هوش فناورانی ای بوده اند که هرگز دست از حیرت زده کردن ما برنمی دارند. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با واقعیاتی در مورد تمدن های باستانی آشنا کنیم که برخی از آن ها کاملاً حیرت انگیز و غیرقابل باور بوده و برخی دیگر به ماهیت پیچیده و متمدن این تمدن های باستانی اشاره دارند.

17 واقعیت جالب و عجیب در مورد تمدن های باستانی

۱- آزتک ها شمشیرهایی با تیغه هایی شفاف و ساخته شده از سنگ های آتشفشانی ساخته بودند که حتی از باکیفیت ترین تیغ های فولادی امروزی نیز تیزتر بودند

این شمشیرها ماکواهویتل (macuahuitl) نام داشته و شمشیرهایی چوبی با تیغه های ساخته شده از یک سنگ آتشفشانی موسوم به ابسیدین بودند که به عنوان سلاحی استاندارد برای جنگ های تن به تن به کار می رفتند. ابسیدین یک سنگ سخت شبه شیشه است که بعد از خشک و سرد شدن سریع گدازه های آتشفشانی، پیش از کریستالیزه شدن شکل می گیرد. شمشیرها برای حمل با یک یا هر دو دست طراحی شده و نسخه دو دستی به بلندی قد یک مرد بود. تیغه های آبسیدینی با شکاف هایی در طول ساخته می شد که گاهی اوقات چنان به هم نزدیک بودند که لبه مشترکی داشتند. بر اساس اسناد به جای مانده از کاشفان اسپانیایی، این سلاح چنان هوشمندانه ساخته شده بود که تیغه های آن نه می افتاد و نه می شکست.

17 واقعیت جالب و عجیب در مورد تمدن های باستانی

۲- در مصر باستان، مردان می توانستند برای مراقبت از زنان و دخترانشان در دوران عادت ماهانه مرخصی بگیرند

کارگران و صنعتگرانی که برای ساخت مقبره ها و اهرام فرعون های مصر باستان استخدام شده بودند به مزایای سلامتی بسیاری دسترسی داشتند و در کل شباهت های بسیاری میان سیستم مراقبت درمانی مصر باستان و دنیای مدرن وجود دارد. بر اساس مطالعات یک باستان شناس به نام آن آستین که بقایای یک روستای مصر باستان را بررسی کرده است، مدارکی وجود دارد که نشان می دهد ساکنان این روستا از چیزی که وی اولین برنامه مراقبت پزشکی مستند جهان یاد می کند سود می برده اند. کارگردان دوران مصر باستان به خوبی توسط کارفرمایانشان تامین شده و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد آن ها می توانستند برای مراقبت از زنان و دخترانشان در دوران عادت ماهیانه مرخصی بگیرند.

۳- در مصر باستان، کوتوله ها به عنوان افرادی با نعمت های آسمانی شناخته شده و به همین خاطر با احترام تمام با آن ها رفتار شده و از بالاترین جایگاه اجتماعی برخوردار بودند

کوتوله ها در مصر باستان از جایگاه اجتماعی بسیار بالایی برخوردار بودند و با احترام بسیار زیادی با آن ها رفتار می شد. آن ها با خاطر جثه کوچکشان مورد بی توجهی قرار نگرفته و به عنوان عضوی مناسب در خانواده ها پذیرفته می شدند. باور مردم مصر باستان بر این بود که کوتوله ها دارای قدرت های فرازمینی هستند و به عنوان جواهرساز، ملازمان و خادمان اشراف زادگان، خیاط و هنرمند استخدام شده و حتی جایگاه های رسمی در حکومت داشتند. مصریان چندین خدای کوتوله دارند که یکی از آن ها «بس» نام داشت که خدای رویاها، خوش شانسی و رقص بود. یکی دیگر از خدایان کوتوله مصریان باستان «پتاه» نام داشت که خدای هنر، صنعت و خلاقیت بود. کوتوله ها هرگز مورد تمسخر قرار نگرفته و مراسم تدفین و خاکسپاری باشکوهی برایشان برگزار می شد.

۴- مصریان باستان تخصص های پزشکی متعددی داشتند، از جمله متخصص مقعد یا مقعدشناسانی که از آن ها با عنوان «چوپانان مقعد» یاد می شد

در مصر باستان در حوزه پزشکی تخصص ها و رتبه های بسیاری وجود داشت. با تاریخی که به ۲۷ قرن پیش از میلاد مسیح باز می گردد، اسنادی از یک پزشک به نام هسی-را وجود دارد که رییس دندانپزشکان و پزشکان دربار شاه دیوسر و بانو پسشت بود، کسی که با عنوان «بانوی نگهبان پزشکان ملکه» شناخته می شد. از دیگر تخصص های پزشکان دوران مصر باستان می توان به چشم پزشک، متخصص بیماری های گوارشی، مقعد شناس، دندانپزشک، «پزشکی که بر کار قصابان نظارت می کرد» و عنوان نامشخص «بازرس مایعات» اشاره کرد. عبارتی که مصریان باستان برای مقعدشناس به کار می بردند «نِرو فویت» بود که به معنای «چوپان مقعد» است. در دوران اولین سلسله پادشاهان مصر باستان، مصریان سازمان هایی به نام خانه های زندگی تاسیس کرده بودند که شبیه بیمارستان های امروزی وظیفه مراقبت پزشکی از مردم و خاندان پادشاهی را بر عهده داشتند.

۵- قلاده های میخ دار سگ در یونان باستان ابداع شده و در ابتدا برای محافظت از سگ ها در برابر حمله گرگ ها طراحی شده بود

کشاورزان یونان باستان، به عنوان نگهبان دارایی هایشان از سگ های گله و سگ های مزرعه استفاده می کردند. این سگ ها دارای یک قلاده چرمی بودند که «ملیوم» نامیده شده و میخ های متعددی در آن فرو رفته بود. این طراحی برای آن بود که در صورت حمله گرگ ها، گردن سگ ها در هنگام دفاع از گوسفندان در امان باشد. یونانیان باستان سعی می کردند سگ های مزرعه خود را از رنگ های تیره انتخاب کنند تا در طول شب پیدا کردنشان دشوار باشد، در حالی که سگ های نگهبان گله معمولاً از رنگ سفید انتخاب می شدند.

۶- ایرانیان باستان بعد از یک تصمیم گیری مهم به شدت میگساری می کردند تا ببینند که حتی در دوران مستی نیز آن تصمیم معقول به نظر می رسد یا نه

بر اساس روایت های هرودوت، تاریخ نگار مشهور یونانی، ایرانیان باستان یک مراسم شرب خمر داشتند که بعد از یک تصمیم گیری مهم دست به میگساری می زدند. هدف این سنت این بود که مفید بودن آن تصمیم و منطقی بودن آن تایید شود. از آنجایی که ایران بر این باور بودند که تنها در هنگام مستی واقعیت را خواهید گفت، بعد از هر تصمیم سخت به شدت میگساری می کردند و اگر هنوز هم ذهنشان در دوران مستی به این نتیجه می رسید که تصیمیشان درست است، درستی و منطقی بودن آن تصمیم برایشان قطعی می شد.

۷- آزتک ها زایمان را نوعی نبرد می دانستند. زنانی که در هنگام زایمان جانشان را از دست می دادند بالاترین مکان را در بهشت به دست می آوردند، همان جایگاهی که به جنگجویان کشته شده در میدان نبرد داده می شد

عمل زایمان اهمیت ویژه ای برای تمدن آزتک داشت و به همین خاطر به مثابه جنگی مهم به آن نگاه می کردند. هر زن باردار یک قابله داشت که همانند جنگجویی پیروز که از میدان نبرد بازگشته از او استقبال و مراقبت می کرد. و اگر زن مذکور در جریان زایمان جانش را از دست می داد، همان افتخارات ویژه ای که یک سرباز قهرمان کشته شده در جنگ داشت را دریافت می کرد و به مردگان بلندمرتبه ای می پیوست که خورشید را در آسمان و در هنگام غروب به سمت افق حمل می کردند. همانند دیگر مفاهیم آزتک ها، این موضوع یک جنبه تاریک نیز داشت. آن ها بر این باور بودند که این زنان می توانند به زمین بازگشته و زندگان را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

۸- مایاها برای هزاران سال زنبورهای بدون نیش را در آمریکای مرکزی پرورش می دادند. به این زنبورها به چشم موجوداتی مقدس نگاه شده و همانند حیوانات خانگی، کندوهای آن ها در داخل  و اطراف خانه ها نگهداری می شد. برخی کندوها بیش از ۸۰ سال دوام می آوردند و به نسل های بعدی منتقل می شدند

قوم مایا به شکلی عمیق فرهنگ پرورش زنبورهای بدون نیش را توسعه می داد که اکنون به خاطر عسلشان، گونه هایی در خطر انقراض هستند. این زنبورها نماد خدای زنبوری مایاها به نام آه-موزن-کاب بود و تنه درختی که کندوی زنبورهای وحشی روی آن قرار داشت بریده شده و به خانه ها برده می شد. آن ها از یک تکه چوب یا سفال در هر طرف از کندو برای استخراج عسل بدون آسیب زدن به زنبورها و کندویشان استفاده می کردند.

۹- آزتک ها و اینکاها کره بادام زمینی را ابداع کردند

کره بادام زمینی که یکی از اقلام خوراکی بسیار محبوب و بین المللی این روزهای جامعه انسانی است، از تمدن آزتک ها و اینکاها نشأت می گیرد. در آن دوران بادام زمینی بو داده شده و سپس خرد شده به یک خمیر تبدیل می شد که تفاوت کمی با کره بادام زمینی امروزی داشت. بعده در قرن شانزدهم میلادی، بعد از معاشرت با کلمبیایی ها، مردمان غرب آفریقا نیز شروع به تهیه کره بادام زمینی و خوردن آن با عسل کردند. اگر چه تاریخ شناسان اعتبار ابداع کره بادام زمینی را به این تمدن های باستانی نمی دهند اما این ماده خوراکی بدون شک در حدود ۳,۰۰۰ سال پیش برای اولین بار خلق شده است.

۱۰- امپراطوری آزتک از دانه های قهوه به عنوان پول برای خرید اقلام کوچک استفاده می کرد. یک خرگوش کوچک ارزشی برابر با ۳۰ دانه قهوه داشت، ارزش یک تخم بوقلمون ۳ دانه قهوه بود و یک مرد می توانست دخترش را به عنوان برده جنسی یا برای قربانی کردن در مراسمات مذهبی به قیمت ۵۰۰ دانه قهوه بفروشد

انواع مختلفی از پول در تمدن آزتک وجود داشته که یکی از آن ها دانه های قهوه بوده است. این نوع پول که در بخش تجاری یا بازارها در دوران تمدین آزتک استفاده می شد در واقع از مناطق کشاورزنشین می آمد و برای خریدهای کوچک به کار می رفت. برای خریدهای بزرگ، از پارچه کتان که کواچتلی نام داشت استفاده می شد. بسته به کیفیت کواچتلی، ارزش دانه قهوه معادل آن از ۶۵ تا ۳۰۰ دانه بود. یک مجسمه طلایی به وزن حدود ۶۰۰ گرم می توانست به قیمت ۲۵۰ دانه قهوه به فروش برسد.

17 واقعیت جالب و عجیب در مورد تمدن های باستانی

۱۱- حدود ۱,۰۰۰ سال پس از میلاد مسیح، اینکاها دارای جراحان مغز بودند که نوعی عمل جراحی به نام «مته کاری» روی بیماران انجام می دادند، جراحی که برای کاهش فشار درون جمجمه در افراد مبتلا به ترومای سر انجام می شد. در سال ۱۴۰۰ میلادی، نرخ زنده ماندن بعد از این جراحی به ۹۰ درصد رسید

در صورت ضربات و آسیب های شدید به جمجمع، مغز متورم می شود که فشار درون جمجمه ای و مسدود شدن جریان خون به مغز را در پی دارد. برای جلوگیری از آسیب رسیدن به مغز، جراحان اینکا، جمجمه را سوراخ می کردند تا مغز فضای کافی را در اختیار داشته و فشار درون جمجمه کاهش یابد. ظاهراً اینکاها دانش زیادی در مورد آناتومی مغز داشتند. آن ها حتی با دقت تمام از دستکاری بخش های خاصی از جمجمه که می توانست صدمات بیشتری به مغز برساند یا باعث خونریزی و عفونت شود دوری می کردند. اگر چه تلاش های اولیه جراحی مغز در دوران اینکاها مرگبار بود اما مدتی بعد این تکنیک های جراحی استاندارد و تکمیل شده و با گذشت زمان تلفات آن به زیر ۱۰ درصد رسید.

۱۲- مایان ها یک بازی توپی داشتند که بازندگان آن قربانی می شدند

یک  بازی توپی به نام اولامالیزتلی (ōllamaliztli) یک بازی بسیار مهم برای مایان ها بود. در این بازی، بازیکنان به توپی که از لاستیک محکم ساخته شده و حدود ۴ کیلوگرم وزن داشت با ران هایشان، بازوهایشان، سنگ یا راکت ضربه می زدند. این بازی معمولاً در مراسمات مذهبی برگزار می شد که در آن عموماً انسان ها قربانی می شدند، اگر چه این بازی توسط کودکان و زنان نیز برای سرگرمی انجام می شد. یک نسخه جدید از این بازی به نام اولاما (ulama) هنوز هم در میان مردمان بومی آمریکای جنوبی انجام می شود.

۱۳- شهر تنوشتیتلیان به عنوان پایتخت آزتک ها بزرگ ترین شهر قاره آمریکا با بیش از ۲۰۰,۰۰۰ جمعیت بود. این شهر روی یک جزیره دست ساز ساخته شده بود که توسط سه مسیر به ساحل متصل می شد. این شهر دارای اهرام بزرگ، باغ های معلق و کانال های آب متعدد بود

شهر تنوشتیتلیان (Tenochtitlán) که پایتخت تمدن آزتک بود دارای یک منطقه مقدس بزرگ بود که در داخل دیوارها محصور شده بود. در داخل این بخش حدود ۷۰ ساختمان وجود داشت که با تصاویر مارها تزیین شده بود. بزرگ ترین این ساختمان ها تمپلو مایور (Templo Mayor) نام داشت که حدود ۹۰ فوت طول داشته و دو هرم شیبدار در دو طرف آن وجود دارد. این شهر همچنین دارای سه خیابان اصلی بود که هر کدام به سه مسیر به سمت ساحل متصل می شد. این مسیرها با باغ های معلقی از انواع درختچه ها، درختان و گیاهان محصور شده بود. پایتخت آزتک ها دارای خانه های بزرگی موسوم به کالپولی (calpulli) بود که هر کدام بازار خود را داشت، جایی که هزاران نفر کسب و کار داشتند.

۱۴- جدای از کتاب های مقدس، اولین نفر در تاریخ که نامش را می دانیم، کوشیم نام داشت، حسابداری از بین النهرین که حدود ۳,۲۰۰ سال پیش می زیسته است

در طول تاریخ، اگر چه افراد بسیاری بوده اند که کارشناسان توانسته شناسایی کرده و نامشان را با اطمینان استخراج کنند، هیچ کسی تا پیش از سال ۳۲۰۰ قبل از میلاد مسیح با نام شناسایی نشده است و بدین ترتیب کوشیم (Kushim) اولین شخص در تاریخ است که نام او ثابت شده است. در کمال ناباوری، این فرد نه یک پادشاه بوده، نه ملکه، نه جنگجو، نه شاعر و نه شخصی بسیار مهم. او حسابداری بود که حدود ۳۳ قرن بیش از میلاد مسیح زندگی می کرده و نامش روی یک لوح در بین النهرین یافته شده است. این لوح در واقع سند یک معامله است که وی آن نوشته شده: «در مجموعه ۲۹,۰۸۶ واحد جو در مدت ۳۷ ماه دریافت شد» و زیر آن امضایی با نام کوشیم وجود دارد.

۱۵- تمدن دره ایندوس اولین توالت های دارای سیفون را داشته است. تقریباً تمام خانه های شهرهای هاراپا و موهنجو-دارو دارای توالت هایی سیفون دار بودند که به یک سیستم فاضلاب پیچیده متصل می شدند

تمدن دره ایندوس سبک زندگی بسیار پیشرفته ای داشت و برابری را میان مردم خود رعایت می کرد بدون این تمرکز قدرت وجود داشته باشد. مراکز مسکونی این تمدن نزدیک منابع مواد خام قرار گرفته و برنامه ریزی شهری آن ها شامل اولین سیستم های فاضلاب جهان بود. تمامی خانه ها به آب چاه و سیستم زهکشی و فاضلاب کارآمد دسترسی داشتند. آب فاضلاب بدست آمده از حمام، دستشویی و شستشو از طریق یک سیستم فاضلاب که در خیابان های اصلی قرار داشت به بیرون از خانه ها و شهر منتقل می شد.

۱۶- معماران اینکا نوعی سیستم ساخت و ساز طراحی کرده بودند که در برابر بزرگ ترین زلزله ها مقاومت می کرد

دیوارهای سازه های اینکاها در گوشه ها گرد و متمایل به داخل بود. ثبات استاتیک و دینامیک دیوارهای اینکاها را نمی توان با هیچ معماری دیگری مقایسه کرد وقتی پای زلزله در میان باشد. بدون توجه به بزرگی زمین لرزه ها، این دیوارها کاملاً ثابت باقی می ماندند و در صورت وقوع زلزله های بسیار قوی، سنگ ها طوری در دیوار قرار گرفته بودند که در همان حوالی قرار گرفتنشان «می رقصیدند» و وقتی زمین لزره به پایان می رسید، سنگ ها دقیقاً همان جای قبلی قرار می گرفتند.

۱۷- ایرانیان باستان نوعی خنک کننده تبخیری ساخته بودند که یخچال نامیده شد و می توانست یخ را حتی در فصل تابستان نیز حفظ کند

این خنک کننده دارای ظاهری شبیه گنبد بود که بالای سطح زمین قرار می گرفت و زیر آن فضایی برای نگهداری یخ بود. از این یخچال ها برای نگهداری یخ و دیگر مواد غذایی استفاده می شد. این خنک کننده ها با استفاده از اقلام ساختمانی ضخیم و عایق گرما ساخته شده که باعث می شد کل فضا در مقابل گرما عایق باشد. فضای انبار زیرزمینی نیز که حدود ۵,۰۰۰ متر مکعب مساحت داشت، این قابلیت خنک کنندگی را بهبود می بخشید. یخ از مناطق کوهستانی مجاور در فصل زمستان به این یخچال ها منتقل می شد. همچنین این فضای انباری دارای تونل های آبی بود که از کوهستان ها و برج های باد بود که حتی در طول تابستان نیز دمای داخل را به نقطه انجماد می رساندند.

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب

مدیران بازایابی و ارزش‌آفرینی در سال جدید

[ad_1]

با ادامه همه­‌گیری و شناخت بیش از پیش نقش مدیران بازاریابی در شرکت­‌ها، زمان آن رسیده که این گروه از مدیران خود را برای اعمال تغییرات ساختاری و مهم در مجموعه خود آماده کنند. فرصت طلایی برای مدیران این بخش ایجاد شده تا بتوانند به کمک ابزار دیجیتال، تحلیل داده و تعیین اولویت‌­ها جایگاه خود را در شرکت تثبیت کرده یا حتی بهبود ببخشند. در ادامه پنج پیشنهاد به جهت افزایش ارزش ایجادشده توسط تیم بازاریابی به پیشنهاد شده است.

۱.شرکت­ها حالا بیش از هر زمانی به این باور رسیده‌­اند که بخش بازاریابی است که می‌تواند درآمد شرکت را افزایش دهد؛ از این فرصت استفاده کنید!

در گذشته نه چندان دور، واحد بازاریابی به عنوان یکی از بخش­های هزینه­‌آور شرکت­ها دیده می­شد و این دیدگاه در مواقع بحران مالی، بسیار ناخوش­آیند و برابر با تعدیل نیرو در این بخش بود. اما همه­‌گیری کرونا، بیش از هر زمانی به مدیران ارشد شرکت­‌ها ثابت کرد که هزینه‌­های بخش بازاریابی، مهم­ترین رانه درآمد شرکت­هاست. امروزه در مدیوم­‌هایی مانند فضای مجازی، موتورهای جست‌­وجو و حتی Push Notification ها، امکان ارائه آمار دقیق از میزان تعامل کاربران وجود دارد و مدیران عامل شرکت­‌ها انتظار دارند که مدیران بازاریابی، برای اثبات کارایی کمپین­‌های خود، آمار و ارقام ارائه کنند. هرچند ناگفته پیداست که استراتژی­‌های به کار گرفته شده توسط مدیران باید تعادلی را میان اهداف کوتاه و بلند مدت برقرار کند؛ برای مثال تاکید فراوان بر بالا بردن نرخ کلیک‌­هایی نهایی که به خرید منجر می­‌شوند در ازای کاهش تمرکز بر ساخت برند و داستان محصولات، در بلند مدت کمکی به سلامت و اعتبار برند نخواهد کرد. اما در نهایت این آمارها هستند که حالا بیش از هر زمانی، مدیران ارشد مدیران ارشد را به اثرات بازاریابی علاقه­مند کرده­‌اند. با استفاده بهینه از این شرایط، مدیران بازاریابی می­‌توانند در سطحی برابر با مدیران فروش قرار بگیرند.

با توجه به وجود پلتفرم‌­های گوناگون برای تبلیغات و شیوه‌­های گوناگون، بیش از هر زمانی به ریاضیات و آمار برای فهم کاراترین شیوه­‌های بازاریابی نیاز داریم. وظیفه یک مدیر بازاریابی در سال جدید، ارائه آمار ارقام هزینه برای کل قیف فروش است: از هزینه­‌های برندینگ تا عملیات فروش. مدیر بازاریابی باید به جای تمرکز بر هزینه­‌های جزئی و کوچک، این تصویر کلی را ببیند و در نهایت بهترین سناریوی متصور جهت افزایش فروش را معرفی کند.

۲.دستور کار رشد end-to-end را سرلوحه امور خود قرار دهید

در ساختار امروزی، تیم­‌های بازاریابی دیگر محدود به دیوارهای پیشین نیستند و مدیران بازریابی باید خود را برای ایفای نقش­های جدید آماده کنند. مدیران بازاریابی باید ادعاهای روشنی را برای رشد کل مجموعه ارائه داده و در عین حال یک رهبر اقتصادی منسجم باشند. این رهبری به معنای به دست آوردن داده‌­های بزرگ یا استخدام تیم قدرتمندی از تحلیل­گران داده نیست؛ بلکه به معنی ساخت یک پیوستگی درونی در مراحل خرید از دریچه چشمان خریداران است. برای خریداران مهم نیست که تیم شما از چند نفر تشکیل شده یا چه کارهایی انجام می­‌دهد، آن­ها می­خواهند تجربه خریدی آرام، رضایت­‌بخش و البته مرتبط با نیازهایشان داشته باشند.

مثال کسب­وکارهای دیجیتال را در نظر بگیرید. پیدا کردن صفحات مرتبط جهت تبلیغات موثر، ارائه اطلاعات مناسب و فراهم آوردن پلتفرم مرتبط با تلفن همراه یا لب­تاب، از مهم­ترین الزامات یک فرآیند خرید رضایت­‌بخش هستند. اگر شما درگاه خرید اینترنتی مناسبی نداشته باشید، بازاریابی به فروش منتج نخواهد شد. تسهیل این زنجیره از مهم­ترین وظایف مدیران بازاریابی است که نیاز به فهم تصویر کلی توسط مدیران این بخش دارد.

۳.تحول دیجیتال را فراموش نکنید، فردا دیر است.

همه­‌گیری کرونا، مدیران ارشد سازمان­ها را بیش از هر زمانی برای تحول دیجیتال متحد کرده است. اما این تحول بر پایه تحول داده­‌ها شکل خواهد گرفت. ممکن است شرکت‌­ها بانک داده یا سیستم CRM را با موفقیت پیاده­سازی کنند، اما سوالی که پیش از این همه باید مطرح شود سطح کیفیت داده و مدیریت سلامت داده در سازمان است. بازریاب­‌ها بیش از همه باید نسبت به کیفیت داده‌­های خود اطمینان حاصل کنند. این داده­ها و مدل­های تحلیلی باید زمینه­‌ساز مهم­ترین تصمیم­های مدیران باشند. به زبان دیگر، تنها از طریق اتصال تیم فروش، مالی، فناوری و بازاریابی است که می­توان تحول دیجیتال را در یک سازمان پیش برد. بر اساس گزارش EY/Financial Times، 600 مدیر ارشد اجرایی شرکت‌­کننده در این بررسی تاکید کرده­‌اند که تهیه استراتژی داده در دوره جدید توسط بلند­پایه‌­ترین افراد شرکت­ها مانند CEO، COO و … صورت می­‌پذیرد.

۴.از تجربه چیزهای جدید نهراسید و یافتن استعداد را در اولویت خود قرار دهید.

بر اساس تحقیقات انجام شده توسط تیم دانشگاه هاروارد از بخش­‌های تولیدی، خدماتی و فناورانه، استخدام نیروهای با استعداد در بخش­‌هایی همچون تحلیل داده، حفظ مشتری و طرح­‌های وفاداری و مشوق­‌ها، از مهم­ترین چالش­‌های حال حاضر مدیران عامل کسب و کارهاست. مدیران بازریابی به مهارت‌­های گوناگون و عمیقی جهت پیشبرد امور خود نیاز دارند. از این رو برای گذر از این چالش نیازمند برنامه‌­ریزی دقیق برای آموزش گروه خود و استفاده از ظرفیت­ شرکت­های ارائه­‌دهنده خدمات است. مدیران بازرایابی باید رشته امور را خودشان در دست بگیرند و یک برنامه مدون جهت تبدیل نیروهایشان به نیروهایی با مهارت و منعطف ارائه دهند. این برنامه­‌ها در نهایت سبب افزایش تحرک و کارایی مجموعه خواهد شد.

۵.در مرحله گذار کامل به تحول دیجیتال، از جرقه­های خلاقیت غافل نشوید.

استفاده هر چه بیش­تر از داده به معنی تحلیل و پیش­بین آینده در یک فرآیند منطقی است. این روزها بازاریاب‌­ها دیگر نیازی به بالا و پایین کردن داده‌­ها برای تصمیم­‌گیری ندارند و تنها به برنامه‌­های تحلیل داده می‌توانند به راحتی و در یک نگاه تمام نتایج حاصل از تحلیل را مشاهده کنند. این تحلیل‌­ها نه تنها کارایی بازاریابی را بهبود خواهد بخشید، بلکه به بازاریاب­‌ها کمک می­‌کند تا بر اساس موجودی انبار اقدام به طراحی کمپین­‌های تبلیغات و فروش کنند.

اما این اتوماتیزه شدن تصمیم‌­گیری و تکیه بیش از حد بر داده، سبب می‌شود تا هرگونه تفاوت میان نیروهای یک تیم بازاریابی از میان برداشته شود؛ وقتی ماشین تمام تصمیمات شما را هدایت می­کند، تفاوتی بین شما و یک اپراتور ساده نخواهد بود. از این رو مهارت­‌هایی همچون آفرینش داستان یک برند و ریسک­‌پذیری در هنگام تصمیم‌­گیری، حتی وقتی تمام احتمالات ریاضی بر علیه شماست، مورادی هستند که می­‌توانند یک مدیر بازریابی را از یک اپراتور ساده تفکیک دهند.

منبع: www.hbr.org

[ad_2]

منبع

ادامه مطلب
تیکت جدید