گزینش محتوا – کانت کیوریشن Content Curation – تولید محتوا بر اساس گزینش – بازاریابی محتوایی
تولیدکنندگان محتوا در ایران، از روش گزینش محتوا برای ساخت یک متن استفاده مینمایند اما اسم کار خود تولید محتوا/خلق محتوا میگذارند.
تعریف کانتنت کیوریشن چیست
گزینش محتوا – کیوریشن محتوا Content Curation – فرآیند یافتن و جمع آوری محتوای آنلاین و ارائه بهترین قطعات به صورت ساختاریافته است.
گزینش محتوا یعنی درست کردن یک متن بلند با استفاده از تکه نوشته های از چندین متن . دقیقا مانند درست کردن یک تصویر از کنار هم قرارداد تکه های عکس در کنار هم.
گزینش محتوا در مقابل تولید محتوا
گزینش محتوا Content Curation اغلب جزئی از استراتژی بازاریابی محتوا است، اما تولید محتوا / خلق محتوا Content Creation دو مفهوم یکسان نیستند.
تولید محتوا شامل طراحی و تبلیغ مطالب شما از ابتداست. قطعاتی که تولید میکنید ممکن است ویدیو، وبلاگ، پادکست یا چیز دیگری باشد.
گزینش محتوا مستلزم جستجوی محتوای مرتبط از منابع و برندهای دیگر به جای ایجاد محتوای واقعا اصلیل و منحصرفرد است.
از آنجایی که الگوریتمهای رسانههای اجتماعی به برندهایی که بیشترین تعامل ساز هستند، پاداش میدهند، گزینش محتوا راه سریعتری را برای ارائه ارزش ثابتی به دنبالکنندگان ارائه میکند تا احساس مشارکت کنند.
برخلاف بازاریابی محتوا، گزینش محتوا شامل ایجاد محتوای شخصی سازی شما نمیشود. در عوض، شما در حال تحقیق و به اشتراک گذاری اطلاعاتی هستید که توسط افراد دیگری تولید شده و مخاطبان شما از آنها استقبال میکنند و به آنها پاسخ میدهند. مانند سایر جنبههای بازاریابی، گزینش محتوا به برند شما ارزش میافزاید و روابط پایداری با مشتریان شما ایجاد میکند.
گزینش محتوا چگونه استفاده میشود
گزینش محتوا در دنیای وب رخ میدهد. همه مکانهایی که محتوا به اشتراک گذاشته میشود و مورد بحث قرار میگیرد، نمونههای خوبی از گزینش محتوا هستند، از جمله فیدهای RSS، پستهای رسانههای اجتماعی، وبسایتهای جمعآوری اخبار، و پیوندها و مقالاتی که در وبلاگها به آنها ارجاع داده میشود. نوع استانداردی از محتوا نیز وجود ندارد.
وبسایتها اغلب متن، ویدیو، صدا، تصاویر و اینفوگرافیک را مدیریت و به اشتراک میگذارند.
چرا کانت کیوریشن برای کاربر ارزشمند است
با استقبال بیشتر مشاغل از بازاریابی درونگرا، وب به طور فزاینده ای مملو از محتوا شده است.
صاحبان مشاغل در سراسر جهان در تلاشند تا ادعایی در صنایع خود داشته باشند و حجم عظیمی از محتوا را در حین انجام آن تولید کنند. این منجر به وضعیتی میشود که اغلب از آن به عنوان اشباع محتوا یاد میشود.
وقتی تعداد زیادی ناشر درباره یک موضوع خاص مینویسند، مصرف کنندگان به چالش کشیده میشوند تا آن را غربال کنند و اطلاعات باکیفیت پیدا کنند. کسبوکارهایی که محتوا را مدیریت میکنند و همچنین مطالب خود را منتشر میکنند، به مشتریان کمک میکنند تا به سرعت اطلاعات خوبی را از بهترین منابع در صنعت دریافت کنند.
سه استراتژی محبوب برای گزینش محتوا
بسیاری از کسبوکارها مقالات مفیدی را از منابع دیگر به صورت آنلاین جمعآوری میکنند، آنها را سازماندهی میکنند و با خوانندگان به اشتراک میگذارند، و اساساً برندهای خود را به مجلهای آنلاین تبدیل میکنند که بهترین محتوای یافت شده در مورد موضوعات مرتبط مورد علاقه کاربران را به اشتراک میگذارد.
هدف این است که وب سایت خود را به یک مقصد “یک مرحله ای” برای بهترین اطلاعات در مورد محصولات و خدمات خود تبدیل کنید، و نیازی به تحقیقات مشتریان در مورد موضوعات مرتبط در جاهای دیگر را از بین ببرید.
«بهترین» پستهای وبلاگ جمعآوری – برخی از برندها، مقالات را در یک بازه زمانی مشخص نگهداری میکنند و آنها را در روز خاصی از هفته یا ماه منتشر میکنند. این باعث ایجاد این انتظار در بین خوانندگان آنها میشود که بهترین مقالات در قالبی قابل هضم و در زمان قابل پیش بینی در اختیار آنها قرار گیرد.یکی از نمونه ها پست هفتگی Hootsuite به نام “این هفته در شبکه اجتماعی” میباشد، که در آن آنها آخرین روندها، اطلاعیه ها و ویژگی های دنیای رسانه های اجتماعی را به اشتراک میگذارند.
خبرنامه های ایمیل – ایمیل یکی دیگر از کانال های عالی برای متصدیان محتوا است زیرا ارتباط مستقیم با مصرف کننده را ارائه می دهد. شما میتوانید محتوای با کیفیت را مستقیماً به آنها تحویل دهید و کاربران را از جستجوی آن نجات دهید. بسیاری از سایتهای بازاریابی ایمیلی مانند AWeber تست A/B را ارائه میدهند، که در آن میتوانید سرفصلهای مختلف را آزمایش کنید و ببینید چه چیزی بیشترین پاسخ را دارد.
اشتراک گذاری در رسانه های اجتماعی – ارائه اطلاعات ارزشمند از دیگر رهبران صنعت میتواند پاداش های بزرگی را در رسانه های اجتماعی درو کند. این کار اعتماد و تخصص را به دنبال کنندگان شما نشان میدهد و به آنها نشان میدهد که تجارت خود را به خوبی میشناسید و برای نظرات سایر افراد تأثیرگذار ارزش قائل هستید.
سه رکن اصلی گزینش محتوا
تشخیص اینکه مخاطبان شما چه موضوعاتی را دوست دارند و چه محتوایی را دوست دارند و شناسایی یا یافتن بیشترین اشتراکگذاری و گفتگو در مورد داستانها در صنعت شما که با موضوعاتی که در مرحله اول تعریف کردید مرتبط خواهد بود.
بررسی و سازماندهی محتوا
با به اشتراک گذاشتن بهترین آیتم ها، مخاطبان هدف از آن لذت میبرند
و در کنار مزیت افزوده این که مجبور نیستید کل بودجه خود را صرف تلاش برای تولید محتوای اندازه کافی کننده قانع خودتان کنید، انجام گزینش محتوا مزایای بیشتری دارد.
در این پست ابتدا توضیح می دهیم که عملکرد برند چیست و سپس نحوه اجرای آن را توضیح می دهیم تا بتوانید در عملیات برندینگ خود استفاده نمایید.
عملکرد برند چیست؟
عملکرد برندBrand Performance نشان دهنده مطلوبیت و سودآوری برند است. این مجموعه عظیمی از اقداماتی است که برای اطمینان از آگاهی برند بالا، درک مثبت از برند، و یادآوری قوی برند در میان مخاطبان هدف دنبال است – که در نهایت منجر به فروش بیشتر میشود.
ارزیابی عملکرد برند چیست؟
ارزیابی عملکرد برند فرآیند اندازه گیری نتایج حاصل از تلاش های برندسازی است. شرکت ها با ردیابی شاخص های کلیدی عملکرد مانند برداشت ذهنی (نگرش)، ترافیک و تعامل و مقایسه آنها با اهداف عملکرد برند خود، می توانند نقاط قوت و ضعف برند خود را تعیین کنند.
نحوه ارزیابی عملکرد برند
عملکرد برند، یا بهتر است بگوییم اثبات عملکرد برند، یکی از وظایف مدیر بازاریابی یا مدیریت برند است که تعیین آن نیاز دانش و مهارت کافی دارد. هر مدیر برند و مدیر بازاریابی میداند که وظیفه آنها این است که در مورد برند خود گفتگو کنند و مردم را وادار کنند نه تنها در مورد برند صحبت کنند، بلکه از آن محصول خرید کنند. با این حال، دانستن اینکه چقدر این مهم به خوبی انجام شده و میتواند دشوار باشد.
برای ارزیابی عملکرد برند ما به معیارهایی برای اندازهگیری عملکرد برند نیاز داریم. همچنین، به ابزارهایی برای نظارت بر برند که شامل ثبت و ضبط نتایج عملکرد برند است ، نیاز داریم.
عملکرد برند مانند یک “نهنگ آبی” نیست که به راحتی در اقیانوس تجارت پیدا شود، یک نهنگ آبی است که باید برای پیدا کردنش زحمت کشید.
اما با توجه به اینکه هم «برند» و هم «ادراک» مفاهیم غیر کمی هستند، برخی از مدیران، معیار عملکرد برند را به درستی درک نمیکنند.
آیا واقعاً اندازه گیری عملکرد برند امکان پذیر است ؟
بله، اگر بخش «ادراک» را به بتوان به صورت معیارهای قابل اندازی گیری ترجمه کنیم کنید. معیارهای مهم برای اندازه گیری عملکرد برند عبارتند از:
آگاهی از برند برتر (TOM)، آگاهی از برند با کمک و بدون کمک aided–unaided
احساسات برند شامل درک کلی برند
توجه به برند و قصد خرید
حجم فروش و ارزش فروش
ارزش طول عمر مشتری و وفاداری به برند
در این پست، ما در تیم مشاوران مدیریت ایران IranMCT به شما نشان خواهیم داد که چگونه با استفاده از KPIهای بالا و چندین ابزار مفید، عملکرد برند را اندازه گیری کنید!
اما قبل از پرداختن به “چگونگی”، اجازه دهید لحظه ای در مورد “چرایی” ارزیابی عملکرد برند صحبت کنیم.
چرا اندازه گیری عملکرد برند مهم است؟
چرا از قفسه یک فروشگاه، یک برند را بر دیگری ترجیح میدهیم؟ چه چیزی ما را ترغیب می کند که 2 برابر تا 10 برابر بیشتر برای انواع محصولات مشابه بپردازیم؟
به عنوان مصرف کننده، ما توسط عوامل منطقی و غیرمنطقی هدایت می شویم. دومی به شدت با احساسات گره خورده است.
برند Deloitte متوجه شد 44٪ از مشتریان بر اساس معیارهای احساسی – احساساتی که یک برند برمی انگیزد مانند “اعتماد”، “شادی”، “لذت” یا “قدردانی” توصیه می کنند.
احساسات همچنین بر عمق وفاداری برند و حمایت از برند تأثیر می گذارد. بدون درک اینکه مخاطبان هدف شما در مورد برند شما چه احساسی دارند و چه چیزی باعث درک آنها می شود، بازاریابان نمی توانند این ارتباطات را ایجاد کنند.
ثانیا، بازاریابی دیجیتال و فروش دیجیتال نیز زمینه رقابت برای برند را افزایش داده است. امروزه، برندهای کوچکتر میتوانند به راحتی به مخاطبان جهانی دست یابند، بدون اینکه خردهفروشی محلی، شبکه توزیع قوی، یا بودجه برای تبلیغات بینالمللی تلویزیونی یا چاپی داشته باشند.
رسانههای اجتماعی پلت فرمی را برای برندها فراهم کرده است تا به طور فعال به بخشهای عمده ای از مخاطبان دست یابند و به طور مؤثری از توزیع ویروسی استفاده تا به طور ارگانیک دامنه دسترسی خود را افزایش دهند.
Ordinary که زمانی یک برند خاص D2C بود، به لطف یک استراتژیک آنلاین به رقیب مستقیم غول هایی مانند L’Oreal و Estee Lauder تبدیل شد. این شرکت لوازم آرایشی برای ایجاد یک رابطه قوی با مخاطبان هدف در رسانه های اجتماعی سرمایه گذاری کرد.
آنها اعتماد بزرگی را به نام تجاری، که در صنعت لوازم آرایشی حیاتی است، جلب کردند، هر ثانیه یک نظر مثبت از سوی مشتری.
از زمانی که توصیههای فرد به فرد (تبلیغات دهان به دهان) برای برند Ordinary شد. این نام تجاری در اتاقهای گفتگوی فرعی مراقبت از پوست در Reddit “منفجر شد” و وبلاگ نویسان زیبایی مورد اعتماد مصرف کنندگان، محتوای بسیاری در مورد آن تولید نمودند.
آیا می توانید بدون ردیابی موثر به نتایج عملکرد مشابه برند برسید؟ غیرممکن است
در نهایت، اعداد عملکرد برند میتوانند تصویر کاملتری از تجربه برند شما را ارائه دهند و به تشخیص سایر مسائل کمک کنند و موفقیت شما را تضعیف کنند. با توجه به اینکه حتی بهبود اندک در عملکرد تجربه مشتری (CX) میتواند باعث افزایش 34% در قصد خرید آینده در تقریباً 20 صنعت شود، احتمالاً حالا شما هم مایلید در مورد این مسائل بیشتر بدانید.
نحوه اندازه گیری عملکرد برند در 4 مرحله
1. با اندازه گیری آگاهی از برند شروع کنید
آگاهی از برند معیار سنگ بنا است. این نشان می دهد که آیا مردم حتی برند شما را می شناسند یا می توانند با یک اعلان سریع آن را به خاطر بیاورند.
اما آیا می توانید آگاهی از برند را اندازه گیری کنید؟ بله، با ابزارها و معیارهای مناسب.
ابتدا KPI های خود را تعیین کنید. برای تعیین عملکرد برند، باید آنالیز کنید:
آگاهی از برند برتر
آیا برند شما اولین چیزی است که مشتریان در یک دسته محصول خاص به یاد می آورند؟
پوشک = پمپرز
آگاهی از نام تجاری بدون کمک
آیا مخاطبان هدف شما می توانند برند شما را بدون هیچ گونه درخواستی در میان دیگران قرار دهند؟
کفش های کتانی محبوب = نایک، آدیداس، پوما.
آگاهی از برند کمکی
آیا مخاطب هدف شما اصلاً با برند شما آشنا است.
به عنوان مثال. آیا شرکت های تاکسی آنلاین را می شناسید؟ = Uber، Lyft، Bolt، Via، Didi
معیارهای بالا می توانند نشان دهند که برند شما در بازارهای خاص در بین مخاطبان مختلف چقدر خوب عمل می کند. اگر در حال حاضر یکی از بهترین گزینهها هستید، کمپینهای آگاهی از برند شما به خوبی عمل میکند. اما باید فشار بیشتری بیاورید تا به اول لیست بروید.
ابزار اندازه گیری آگاهی از برند
Google Search Console و Google Analytics: حجم جستجو را برای نام برند، نام محصول و تغییرات اندازه گیری کنید. همچنین، تعداد کل نمایشها را در هر کمپین پولی نظارت کنیم.
لاتانا: ما از یادگیری ماشینی استفاده میکنیم تا آگاهی از برند (و همچنین سایر KPIهای کلیدی) را در بخشها و کانالهای مختلف مخاطب هدف در زمان واقعی ردیابی کنیم.
AgoraPulse: نامهای تجاری را در سراسر شبکههای اجتماعی دنبال میکند و به شما امکان میدهد به مکالمات مشتریان پیرامون برند و رقبای خود گوش کنید.
2. احساسات برند و دانش برند را تجزیه و تحلیل کنید
احساسات مصرف کننده نشان می دهد که مردم در مورد برند شما چه احساسی دارند و چه احساساتی را برمی انگیزد.
دانش برند به نوبه خود نشان می دهد که مشتریان و اهداف شما چقدر با ارزش ها، نقاط قوت، خطوط محصول و موقعیت برند شما آشنا هستند. دانش بالای برند به این معنی است که مخاطبان شما می توانند به درستی برند شما را به خاطر بیاورند و با موارد زیر مرتبط کنند:
احساسات مثبت مصرف کننده و دانش قوی برند یک عامل محرک برای خرید، توصیه ها و وفاداری است.
ابزار اندازه گیری احساسات برند و دانش برند
Awario: نامهای تجاری و مکالمات رسانههای اجتماعی را در صنعت شما دنبال میکند و به شناسایی و ارتباط با تأثیرگذاران برتر و حامیان برند کمک میکند.
SurveyMonkey: نظرسنجیهای کلاسیک مشتری و گروههای متمرکز آنلاین هنوز هم روشی محکم برای اندازهگیری احساسات و دانش برند هستند.
برای یک تصویر حتی جامع تر، این معیارهای سلامت برند را نیز در نظر بگیرید.
3. تعیین هدف خرید
آگاهی قوی از برند و شهرت مثبت برند، محرکهای قوی برای خرید هستند. با این حال، بیشتر مدیران برند میدانند که اغلب شکاف بزرگی بین «آگاهی» و «توجه» در وسط قیف وجود دارد.
برای بستن آن، باید هدف خرید مخاطبان خود و محرک های پشت آن را بدانید. باز هم، عوامل عقلانی و غیرمنطقی هر دو وارد بازی می شوند، از زبان کپی و دلبستگی عاطفی گرفته تا عامل قیمت و اعتبار.
میتوانید با پیکربندی گزارشهای زیر، دادههای سفرهای خریداران را از Google Analytics خود دریافت کنید:
بخشهای توالی سفارشی: این گزارشها نشان میدهند که بازدیدکنندگان چگونه بین صفحات وب حرکت میکنند و چه اقداماتی انجام میدهند. به عنوان مثال، می توانید تجزیه و تحلیل کنید که جستجوگری که از یک کلمه کلیدی مارک دار استفاده کرده است، در طول جلسه از کدام صفحات بازدید می کند، کدام محتوای مورد علاقه اوست و چه چیزی باعث ایجاد تبدیل می شود.
بخش های تجارت الکترونیک پیشرفته: به پیدا کردن شکاف های تجربی در سفر مشتری و بهبود آنها کمک می کند. بیاموزید که کجا (و چرا) برخی از بازدیدکنندگان برای بهبود تبدیل ها و فروش، رها می شوند.
تجزیه و تحلیل گروهی: برای درک بهتر نحوه تعامل مخاطبان هدف مختلف با محتوای شما و نحوه ارتباط رفتارهای آنها با مرحله آنها در سفر خریدار، بخش هایی را در این گزارش اعمال کنید.
4. وفاداری به برند را ارزیابی کنید
عملکرد زمانی “خوب” است که نتایج قابل اندازه گیری را به همراه داشته باشد. در بازاریابی برند، این به معنای وفاداری بالای برند و تمایل به خرید مجدد، به علاوه توصیه محصول به دیگران است.
وقتی برند شما عملکرد خوبی داشته باشد، فروش را برای شما انجام می دهد. بنابراین آیا به اندازه کافی برای تبدیل مشتریان خود به حامیان برند فعال و مروج همتا به همتا انجام می دهید؟
معیارهای زیر را اندازه گیری کنید تا مطمئن شوید:
اشاره ها و توصیه های آنلاین ارگانیک از سوی مشتریان، اینفلوئنسرها و رسانه ها نیز نشانه خوبی برای وفاداری و محبوبیت یک برند هستند.
تخمین بزنید که همه موارد فوق چگونه بر فروش تأثیر می گذارد
در پایان روز، حجم و دفعات فروش شما قوی ترین شاخص عملکرد بالای برند خواهد بود.
هنگامی که مشتریان شما به طور مرتب از محصول(های) شما استفاده می کنند، نظرات مثبت را به اشتراک می گذارند و آنها را به دیگران توصیه می کنند، در واقع کار بسیار خوبی با عملکرد برند انجام می دهید. اگر میخواهید بدانید چقدر خوب هستید، میتوانید استفاده از برند را با Latana به عنوان یک معیار جداگانه اندازهگیری کنید. انجام این کار به شما کمک می کند تفاوت بین «در نظر گرفتن» و «استفاده از» مخاطبان را مقایسه کنید.
تحلیل این شکاف بسیار مهم است. زیرا اگر میزان آگاهی از برند و اعداد قصد خرید شما زیاد باشد در حالی که استفاده از برند کم باشد، ممکن است برند شما در بخش “تجربه” عقب بماند.
عواملی که می توانند بر استفاده از برند (و وفاداری به برند) تأثیر منفی بگذارند عبارتند از:
گفته می شود تجربه مشتری بر قیمت و محصول به عنوان متمایز کننده اصلی برند برتری دارد. عملکرد ضعیف در این زمینه می تواند فروش را تضعیف کند و آسیب قابل توجهی به برند شما وارد کند.
استراتژی قیمت گذاری کمتر از حد مطلوب
آگاهی بالا در بین مخاطبان هدف اما حجم فروش پایین ممکن است نشان دهنده اشتباه محاسباتی در حساسیت قیمت مخاطب باشد. از این رو، عدم تمایل بعدی به خرید.
پشتیبانی مشتری یا تجربه تحویل ضعیف
تجربه پس از فروش بر برند شما نیز تأثیر می گذارد. بیش از نیمی از مصرف کنندگان پس از یک تجربه تحویل بد، با یک برند خرید نمی کنند. یک تعامل منفی با تیم پشتیبانی مشتری میتواند منجر به غرغر آنلاین شود، که باز هم – برای عملکرد برند شما خوب نیست.
اگر متوجه شدید که میزان استفاده و فروش برند شما کاهش یافته است، نظرسنجیهای مستقیم را برای بررسی و اصلاح علت اصلی این مشکل برگزار کنید.
هرم برند brand pyramid ابزاری حیاتی که به شما کمک می کند تا ماهیت برند خود را تعریف کنید.
در این دنیای پر از تبلیغات، شرکت ها باید از میان این همه سروصدا خود را معرفی نمایند. هوشمندانه ترین راه برای انجام این کار، ساختن یک برند قوی و به یاد ماندنی و پرورش بی وقفه آن در طول زمان است. چه یک شرکت در لیست Fortune 500 باشید یا یک استارت آپ کوچک، برندسازی قدرتمند میتواند شما را در قیمت گذاری، وفاداری مشتری، هزینههای تبلیغاتی کمتر و کارمندان با انگیزه یاری نماید.
با این حال، بسیاری از شرکت ها برای برندینگ در حال تقلا هستند.
ما در تیم مشاوران مدیریت ایران، هر زمان که به عنوان مشاور بازاریابی یا مشاور مدیریت عامل سازمانی را بر عهده میگیریم، اولین کاری که انجام میدهم این است که سؤالاتی کلیدی زیر را مطرح مینماییم :
1. کسب و کار خود را در یک جمله توصیف می کنید؟
2. چطور مشکل مشتری را حل می کنید؟ فایده اش چیست؟
3. ارزش عاطفی محصول شما چیست؟ مشتری پس از استفاده از محصول شما چه احساسی باید داشته باشد؟
4. ارزش های اصلی شما کدامند؟
5. جوهره برند شما چیست؟ ایده اصلی که سعی در برقراری ارتباط دارید چیست؟
6. ماموریت و چشم انداز شرکت شما چیست؟
اغلب اوقات، به ویژه در شرکتهای فناوری یا شرکتهایی در مراحل اولیه حضور در بازار هستند، وقتی از 5 تا 10 نفر این سؤالات را میپرسیم، پاسخها بسیار پراکنده و بی نظم هستند. اگرچه ممکن است ایدهها و مفاهیم کلی همپوشانی داشته باشند، اما پاسخها به سؤالات من ناسازگار، گیجکننده یا آشکارا اشتباه هستند.
هرم نام تجاری برای به دست آوردن وضوح
هرم برند چارچوبی است که به اکثر سؤالات اساسی برند پاسخ می دهد. هرم برند به تنها چیزی که مستقیماً به آن نمی پردازد، سؤال مربوط به مأموریت و چشم انداز شرکت است (اگرچه ماهیت برند نتیجه مستقیم چشم انداز شرکت است).
ایجاد هرم برند باعث ایجاد اجماع بین مدیران ارشد در خصوص موارد ذیل میشود:
شرکت میخواهد چه کسی باشد، به چه کسی خدمات دهد؟
چرا و چگونه باید به مشتریان احساسی داد؟
ارزشهای اصلی شرکت چیست؟
همچنین مبانی برند را روشن می کند و بیان استراتژیک برند را تعیین می کند.
به طور خلاصه:
هرم برند همه پارو زنان را در یک جهت نگه میدارد.
اجزای هرم برند
هرم برند از پنج جزء از پایه تا بالا تشکیل شده است:
صفات و ویژگی ها: این نشان می دهد که محصول برای انجام چه کاری طراحی شده است و چگونه آن را انجام می دهد.
مزایای عملکردی: این بخش به ارائه وضوح در مورد مشکل مشتری که محصول سعی در حل آن دارد کمک می کند. چرا مشتریان از محصول استفاده می کنند و چه نوع نتایجی را انتظار دارند؟
مزایای عاطفی: مشتریان پس از استفاده از محصول چه احساسی دارند؟ مشتریان فقط به ویژگی های محصول شما علاقه مند نیستند. آنها از شما می خواهند که برای آنها داستانی تعریف کنید. آنها می خواهند که محصول شما کمی احساس بهتری در آنها ایجاد کند.
شخصیت برند یا محصول: اگر برند شما یک شخص بود، چگونه او را توصیف می کردید؟ ارزش هایی که برای این شخص و شرکت شما مهم است چیست؟ چگونه هر کاری که انجام می دهید – از توسعه محصول گرفته تا خدمات مشتری – این ارزش های اصلی را تقویت می کند؟
ایده برند: جوهره برند شما یا دلیل اساسی که چرا مشتریان به برند شما اهمیت می دهند. برای مثال، ماهیت برند اپل «توانمندسازی مردم از طریق فناوری» است. جوهره نام تجاری همان DNA برند شماست، آنچه شرکت شما بر آن ایستاده است و آنچه آن را از رقبای شما متمایز می کند.
معنای هرم برند برای بازاریابی چیست ؟
هدف نهایی شرکت شما و به ویژه تیم بازاریابی شما این است که مشتریان را وادار کنید تا ماهیت برند شما را درک کنند، به آن ایمان بیاورند و به دیگر بشارت دهند. هر چه مصرف کنندگان بیشتر جوهر برند شما را درک کنند و مایل و مشتاق به اشتراک گذاری آن با دیگران باشند، این رابطه قوی تر خواهد شد و احتمال اینکه آنها به سمت محصول رقیب سوئیچ کنند کمتر می شود. تثبیت ماهیت یک برند در ذهن مشتری “سرزمین موعود” بازاریابی و هدفی است که به ندرت به دست می آید.
اولین قدم این است که تصمیم بگیرید که آیا باید یک هرم برند جدید ایجاد کنید یا هرم برند موجود شما قوی است. اینجاست که «ممیزی» برند وارد عمل می شود. ساده ترین راه برای انجام این کار این است که با تمام ذی نفعان اصلی شرکت خود مصاحبه کنید و لیست شش سوال بالا را از آنها بپرسید. اگر پاسخ ها منسجم و همسو باشند، پس هرم شما قوی است. اگر نه، شما باید اقدامات خاصی انجام دهید.
به طور کلی، توسعه هرم برند شما نسبتاً ساده است (اگرچه هر چه شرکت بزرگتر باشد، فرآیند پیچیده تر و طولانی تر است). برای یک شرکت در مراحل اولیه یا متوسط (بین 10 تا 200 کارمند)، موارد زیر را پیشنهاد می کنم:
1. ذینفعان کلیدی (بنیانگذاران، هیئت مدیره، روسای بخش های کلیدی) را شناسایی کنید.
2. با این ذینفعان، (ممیزی) حسابرسی انجام دهید. ترجیحاً مصاحبه انفرادی انجام شود. فهرستی از سؤالات و موضوعات کلیدی را برای آنها ارسال کنید تا به خوبی برای جلسه آماده شوند که باید بین 60 تا 90 دقیقه طول بکشد.
3. همه بازخوردها را جمع آوری کنید و یک سند “وضعیت فعلی” ایجاد کنید که بتوانید آن را به ذینفعان مربوطه ارائه دهید.
4. یک جلسه اولیه برای اشتراک گذاری برگزار کنید:
هرم برند چیست و چرا اهمیت دارد
تشریح شرایط حسابرسی شما و آنچه که نشان می دهد
تقویم و مروری بر آنچه برای توسعه هرم برند شما لازم است
5. یک جلسه طوفان فکری با ذینفعان کلیدی برگزار کنید. هدف این است که همه آنها از نظر اینکه هر جزء اصلی هرم برند چیست، همسو شوند.
6. اولین پیش نویس هرم برند خود را تهیه کنید و آن را به سهامداران کلیدی ارائه دهید.
7. ورودی جمع آوری کنید و هرم نام تجاری را در صورت نیاز تنظیم کنید.
8. هنگامی که ذینفعان هرم برند را امضا کردند، آن را به تمام افراد سازمان ارائه دهید.
حفظ شتاب
اگر قرار است هرم نام تجاری شما بر خلاف یک نمودار خوب به واقعیت تبدیل شود، مدیریت ارشد باید به طور مداوم ماهیت برند و ارزش های اصلی شما را هر زمان که فرصت داشته باشد، به طور عمومی تقویت کند.
یکی از راه های انجام این کار این است که هر جلسه ای را با یک جمع بندی سریع از ماهیت و ارزش های برند خود شروع کنید. راه دیگر این است که برای کارمندانی که ارزش های برند و ماهیت برند شما را از طریق اقدامات و ابتکارات خود به نمایش می گذارند، پاداش های فصلی در نظر بگیرید.
ساختن یک هرم برند برای اینکه مدیریت ارشد شما در همان صفحه قرار بگیرد ضروری است. هرم برند ابزاری حیاتی برای ایجاد پایه و اساس استراتژی برند شرکت شما است. اما به یاد داشته باشید، این فقط یک ابزار است. ساختن یک برند عالی به ثبات، تمرکز و صبر بستگی دارد.
امروزه دیگر تقریبا هر کسب و کاری میداند که نسل Z یا همان نوجوانان و جوانان یازده تا بیست و شش ساله بزرگ ترین بخش جامعه جهانی را تشکیل میدهند. با این حال، هنوز بسیاری از برندها نتوانسته اند در رسانههای اجتماعی نوجوانان و جوانان را به سوی خود جذب کنند.
برای جلب توجه نسل z، رسانههای اجتماعی بهترین مکان برای بازاریابی و تبلیغات به شمار میروند اما قبل از هر چیز و تلاش برای جذب آنها باید درک عمیق تری از نسل z پیدا کرده و به این شناخت برسیم که نقش آنها در توسعه کسب و کار چرا آنقدر مهم است.
نسل z چیست؟
به متولدان بین سالهای 1997 تا 2012 میلادی نسل z میگویند.
تقریبا 26 درصد از جمعیت جهان را نوجوانان و جوانان یازده تا بیست و شش ساله تشکیل میدهند. طبق اطلاعات دریافتی، 2 میلیارد نفر در جهان در این گروه جمعیتی قرار میگیرند. به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که نسل z باید بخش مهمی از استراتژی بازاریابی برندها در رسانههای اجتماعی را به خود اختصاص دهند.
این نوجوانان و جوانان لقب بزرگ ترین قشر تحصیل کرده را در میان نسلهای مختلف به خود اختصاص داده اند. با توجه به این موضوع که بخش عمده ای از عمرشان در فضای آنلاین سپری شده، احتمالا آنها بسیار باهوش تر از پیشینیان شما خواهند بود. نسل z ترجیح میدهد تا به جای صحبت رو در رو با مستقیم از طریق تلفن یا ایمیل، با برندها و سایر کسب و کارها از طریق رسانههای اجتماعی تعامل داشته باشند. همین موضوع برقراری ارتباط با آنها را کمی سخت میکند. در ادامه بیایید ببینیم که برای برقراری ارتباط با این گروه مهم چه مراحل مهمی را باید طی کرد:
بر روی یک نوع محتوای بصری جذاب تمرکز کنید
نسل z نسل اینترنت بوده و قبل از هر نوع تبلیغات و بازاریابی، به عنوان یک کسب و کار دوراندیش باید آنها را درک کنید.
دادههای اطلاعاتی دریافتی حکایت از آن دارند که 62 درصد از نسل z روزانه از اینستاگرام استفاده کرده و 60 درصد از آنها نیز یوتیوب را به بقیه ترجیح میدهند. این به معنای گشت و گذار میان پستها و استوریها در اینستاگرام و تماشای ویدئو در یوتیوب خواهد بود. این جستجوها بخش عمده ای از زندگی روزمره نوجوانان و جوانان را تشکیل میدهند.
اولویت برای نسل z، ویدئوهای کوتاه است بنابراین بازاریابان باید محتوایی در ابعاد استوری و Reel های کوتاه تولید کرده و این قبیل پلتفرمهای بصری را در استراتژیهای تبلیغاتی خود بگنجانند. وقتی نوبت به جذب مشتریان نوجوان و جوان میرسد، ویدئو و محتوای بصری کوتاه باید در اولویت قرار گیرد.
همان طور که قبلا اشاره شد، نسل z تحصیلکرده ترین و احتمالا باهوش ترین قشر جامعه را تشکیل میدهند. آنها در تلاشند تا چیز جدیدی یاد بگیرند. به همین دلیل این نسل مایل است با برندها در رسانههای اجتماعی تعامل داشته باشد. انجام نظرسنجی در توییتر و اینستاگرام به شکلهای مختلف میتوانند به شما در مسیر افزایش تعامل با نسل z کمک کنند. در ادامه این کار منجر به تشویق مخاطب به تصمیم گیری برای خرید خواهد شد.
خود را به روز نگه داشته و از ترندهای داغ عقب نمانید
ظهور سریع نسل z باعث شده تا احساس نیاز به آشنایی با ترندهای داغ برای جذب آنها بیش از پیش احساس شود. نسل z هر لحظه و به هر شکل ممکن با تلفنهای هوشمند، تبلت و کامپیوترهای خود به اینترنت وصل هستند. آنها از به اشتراک گذاشتن نظرات خود با دیگران هیچ ترسی به دل راه نداده و از تجربیات جدید استقبال میکنند. اگر بنا به هر دلیل با ترندهای داغ آنها پیش نروید، احتمالا فرصتهای فروش و جذب نوجوانان و جوانان امروزی را از دست خواهید داد.
در صورت امکان طنز و شوخی را وارد زبان خود کنید
میدانیم که همه برندها آنقدر خوش شانس نیستند که بتوانند شوخ طبعی را وارد زبان خود کنند اما حد اقل واضح است که برندها باید در تعامل با مشتریان غیر قابل پیش بینی رفتار کنند.
در نهایت این روزها اگر به عنوان یک برند آینده نگر قصد جذب نوجوان و جوانان را دارید بهتر است دست به کار شوید تا فرصت از دست نرفته است.
یک برند در هسته خود دو نقش اساسی برای مصرف کننده (مخاطب) دارد.
اول به عنوان یک منبع ارزش برای اعتمادسازی است که انتقال صحیح اعتبار، کیفیت و باورهای شرکت به مخاطب را تضمین می کند. به عنوان مثال، نایک یک برند قدرتمند و قابل اعتماد دارد. اگر کفش نایکی که من خریدم ، مشکلی داشته باشد، من به آن برند اعتماد دارم و مطمئن هستم که حتما دلیلی موجهی برای آن و راه حلی مناسبی توسط شرکت ارائه خواهد شد.
دوم، برند به دنبال ابراز خود ، معرفی خویشتن یا خود سیگنال دهی است. یک برند با دیگران ارتباط برقرار میکند و شیوه دیده شدنش توسط دیگران را انتخاب و اجرا میکند.
قرنها پیش، رایج بود که افراد به صورت شخصی یک «برند» باشند. کل عباس نعلبند، سازنده محلی نعل اسب بود. او خودش یک برند بود، نه یک شرکت.
برندینگ و برندسازی در متاورس
امروزه جهان گسترده تر شده است و برندها این نقش حیاتی را با گسترش تجارت فراتر از مرزها بر عهده گرفته اند.
با این حال، در متاورس، بعید است که کفشهای کتانی دیجیتالی شما مشکلی داشته باشند، بنابراین اهمیت مؤلفه خود بیانگر بودن برند (خود سیگنال دهی) بیش از هر چیز دیگری تقویت میشود. در حالی که هنوز عناصری از اعتماد وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند، مانند طول عمر و تداوم ارزشها، برندسازی در متاورس به توانایی بازاریابان برای زنده کردن نام تجاری خود به روشی خاص در یک محیط خاص بستگی دارد.
قدرت سیگنال دهی برند دقیقاً معنا و برداشت شخصی و خاص یک فرد از برند است. این قدرت در هنگام نمایش دیجیتالی یک برند به طور تصاعدی رشد خواهد کرد. مشابه تغییر ذهنی که هنگام گذار بازاریابان از کاتالوگ کاغذی به تجارت الکترونیک و در نهایت به تجارت در هر نقطه رخ داد، برندسازی و برندینگ در متاورس مستلزم تغییر اساسی در رویکرد آنها است.
تطبیق استراتژی های برندسازی برای متاورس
با تاکید بر سطح جدیدی از اهمیت بر تصویر برند، برندها باید شخصیت برند، ارزشهای اصلی و موضع خود را در مورد مسائل اجتماعی (در صورت تمایل به انجام این کار) به وضوح بیش از همیشه تعریف کنند.
همه چیز بودن برای هرکسی، حکم اعدام برای یک برند است. همه چیز بودن در محیطی که “خود سیگنال دهی” دلیل اصلی مالکیت برند است، خود سیگنال دهی ، بی معنا و غیرممکن می شود.
جالب اینجاست که “کیفیت در زندگی واقعی” همچنان در زندگی متاورسی مهم است.
به عقیده دکترسیدرضاحسینی :
“زندگی متاورسی در شروع وب 0.3 ، به صورت موازی با زندگی واقعی پیش میرود و به عنوان یک مکمل ، حداکثر سهم 20% از زندگی ما را به خود اختصاص خواهد داد. کم کم با افزایش ضریب رسوخ ، دنیای متاورس به صورت موازی با زندگی واقعی جایگاهی 50 درصدی زمان زندگی ما تصرف خواهد نمود. در زمان نه چندان دورتر، انسان بیش از 80% زندگی خود را در متاورس صرف خواهد نمود. اما این پایان داستان نیست؛ در چند دهه پس از آن ، سهم متاورس در زندگی انسان به 100% خواهد رسید ، در این حالت ، انسان و متاورس یکی شده و واقعیت ، یک مفهوم انتزاعی میشود.“
اکنون ما در شروع این داستان هستیم، تعامل ما با دنیای واقعی، همچنان حداکثری است. تداعیات برندها از دنیای واقعی به سادگی وارد دنیای متاورس میشوند. بنابراین اگر خودرویی در دنیای واقعی غیرقابل اعتماد شناخته شود، مصرفکنندگان این مفهوم را به دنیای دیجیتال (دنیای متاورس) تعمیم میدهند و از آن محصول دوری میکنند. این به این دلیل است که همه تعاملات برند، شخصیت و تصویر برند را ایجاد می کنند، چه در دنیای فیزیکی و چه در دنیای دیجیتال رخ دهد.
تغییر تصویر برند در متاورس
چگونه برندها میتوانند استراتژیهای خود را در متاورس تغییر دهند تا تصویری قوی از نام تجاری ایجاد کنند که با مصرفکنندگان در متاورس جلوه پیدا کند و به مصرف کنندگان ارزش منتقل نماید ؟
برند و مخاطب خود را بشناسید:
قبل از اینکه به طور کامل به سمت تغییر تصویر برندتان بپردازید.
در بسیاری از شرکتها، شخصیت برند تعریف شده توسط مدیران با آنچه مشتری میبیند ، اغلب دو چیز بسیار متفاوت است. درک درستی از این موضوع درک روشنی از برند و مشتریان را فراهم میکند، که در شکلدهی تصویر برند و پیامرسانی آن در متاورس بسیار مؤثر است. همچنین راهنمایی لازم برای ایجاد هم افزایی بین یک برند و مشتریانش را فراهم می کند تا به طور دقیق مشخص شود که چه کسی هستند.
رویکرد صحیح در بازاریابی در متاورس
برای اینکه مدیر بازاریابی بهعنوان حقهباز در متاورس تلقی نشود، باید صدا و شخصیت برند خود را در متاورس میخکوب کند.
اما چگونه؟ از طریق اصالت.
این بدان معناست که برند دیجیتال صدایی را به همراه دارد که برای پلتفرم مناسب است و «نحوه رفتار برند» در آن نوع محیط است.
این تقاضا برای تصویر برند معتبر به تجربیاتی که بازاریابان در متاورس ایجاد می کنند گسترش می یابد. آیا ترکیب یک نام تجاری در بازیها، رسانهها و محتوا یا آیتمهای دیجیتال برند باید به طور طبیعی با دنیای اطراف خود یکپارچه شود.
در مورد اقتصاد رفتاری است نه اقتصاد
بازیهایی مانند Fortnite به ما نشان دادهاند که مصرفکنندگان به دنبال اقلام کمیاب هستند یا برای ارتقای وضعیت درک شده خود رقابت میکنند. این اصل کمیابی در بازی است. سایر اقتصادهای رفتاری، مانند لنگر انداختن و ضرر گریزی، به همان اندازه که در دنیای فیزیکی کار میکنند، در متاورس هم قوی عمل میکنند.
از آنجایی که سیگنالینگ در آینده نقش مهمی در استراتژی برندسازی بازاریابان ایفا می کند، برندها باید درک تخصصی از نحوه تفکر، رفتار و واکنش مردم به نشانه ها و سیگنال ها داشته باشند.
با در نظر گرفتن این ملاحظات، بازاریابان میتوانند یک استراتژی برندینگ ایجاد کنند که ارتباط عمیقتری با مشتریان برقرار میکند و تمایل مشتریان به ارزش، جامعه و تجربیات را در متاورس برآورده میکند. با این حال، مهم ترین عنصری که بازاریابان باید از آن استقبال کنند، آزمایش است.
متاورس هنوز به طور کامل به اینجا نرسیده است، و به بازاریابان زمان کافی می دهد تا استراتژی برندسازی خود را به طور کامل بررسی کنند و رویکردهای جدید را آزمایش کنند، به طرز شگفت انگیزی شکست بخورند و تکنیک خود را کامل کنند.
تجارت الکترونیک E-COMMERCE در حال تبدیل شدن به تجارت من I-COMMERCE
برخی از موفقترین برندها و کارآفرینان فراتر از تجارت الکترونیکی به تجارت الکترونیکی من یا تجارت فراگیر رفتهاند – معاملاتی که بر اساس تعاملات عمیقتر کاربران در این محیط دیجیتال جدید انجام میشود.
نمونه ای از نمایشگاه باغ گوچی در Roblox به مدت دو هفته در ماه مه 2021 را در نظر بگیرید. باغ های گوچی شکل اتاق های مختلفی بودند. به محض ورود به آنها، آواتار بازدیدکنندگان تبدیل به مانکن های خنثی و بی لباسی شدند که نیاز به پوشش داشتند.
بازدیدکنندگان میتوانند محصولات مجازی گوچی را بخرند تا آواتارهای خود را تزئین کنند. تقاضا برای محصولات گوچی به حدی بود که یک کیسه دیجیتال زنبور دوزی که در ابتدا به قیمت 475 Robux (حدود 6 دلار) فروخته می شد، به قیمت 350000 Robux (حدود 4115 دلار) فروخته شد. این حدود 800 دلار بیشتر از هزینه کیف در دنیای واقعی است.
آیا محبوب بود؟ از 19.9 میلیون بازدید کننده ای که یک سفر مجازی انجام داده اند بپرسید.
چه یک پیج خصوصی برای ارتباط با دوستان دارید و چه پیجی با هزاران فالوور برای فروش محصول، امنیت آن مهم است؛ بنابراین بسیار مهم است که بتوانید با بالا بردن امنیت اینستاگرام، از اطلاعات خصوصی یا منبع درآمدتان محافظت کنید.
اخیراً، پیجهای بیزنسی زیادی در اینستاگرام هک شدهاند و حتماً شما هم نگران هستید که سروکلهٔ هکرها در صفحهتان پیدا شود.
در این بین، عدهای هم احتمالاً توصیه میکنند که امنیت پیجتان را به آدمهای دیگری بسپارید؛ اما نیازی به این کار نیست.
در این مقاله، یاد میگیریم که چگونه امنیت اینستاگرام را افزایش دهیم؛ آن هم فقط با چند راهکار ساده. اگر موافقید، بدون معطلی به جنگ هکرها برویم!
راههای افزایش امنیت پیج اینستاگرام
اینستاگرام روی سازوکارهای امنیتی خود دائماً کار میکند تا بهطور مؤثری، از اطلاعات شخصی و محرمانهٔ حساب شما محافظت کند. اگر تمام ترفندهایی را که در ادامه بررسی میکنیم، به کار ببندید، میشود گفت سپر دفاعی محکمی برای اطلاعات پیجتان ساختهاید!
۱. انتخاب رمز عبور (پسورد) قدرتمند و غیرقابلپیشبینی
اولین قدمی که میتوانید برای بالا بردن امنیت اینستاگرام انجام دهید، انتخاب یک رمز عبور قوی است. با ابزارهایی که هکرها در اختیار دارند، شکستن رمزهای قابلپیشبینی که از نام، تاریخ تولد، کد ملی، شمارهتلفن و… استفاده کردهاند، مثل آب خوردن است!
یک رمز عبور قدرتمند و پیچیده، باید ترکیبی از حروف بزرگ و کوچک، اعداد، نمادها و علائم باشد تا احتمال هکشدن پایین بیاید.
برای مثال، رمز عبوری مثل «Tent560axghSDR46@#HY!&*$» و «jkhGFDT34!$HFY76#08sfdhuf*()!» جایگزین بهتری برای پسوردی مثل «1388117» یا «Hamid2022» است. علاوه بر این، ابزارهایی برای ساخت رمز عبور (passwords generator) وجود دارند که با تولید گذرواژههای امنتر در مقایسه با پسوردهایی که خودمان میسازیم، امنیت پیج اینستاگرام را تا حد زیادی تضمین میکنند.
نکتهای که نباید فراموش کنید، این است که برای امنیت بیشتر، رمز عبورتان را هر چند وقت یک بار تغییر دهید و از یک پسورد ثابت استفاده نکنید. در ضمن، پسوردتان را با هیچ احدی به اشتراک نگذارید!
اگر هم رمز سختی انتخاب کردهاید که نمیتوانید حفظ کنید، نگران نباشید چون ابزارهایی مثل مرورگر اینترنت کروم، سیستم عامل اندروید و Ios امکان ذخیرهٔ امن رمزها را دارند. فقط شما باید رمزهای اصلی گوشی یا کامپیوتر را به یاد داشته باشید و راههای ورود دیگران را مسدود کنید.
۲. ثبت شمارهتلفن و ایمیل واقعی و در دسترس
اضافهکردن آدرس ایمیل و شماره تلفن معتبر خیلی مهم است، چون تمام راهکارهای جلوگیری از نفوذ یا یادآوری رمز مبتنی بر همین دو هستند. با ثبت شمارهتلفن و ایمیل، اینستاگرام شما را یک کاربر واقعی تشخیص میدهد و حتی اگر اکانت شما هک شده باشد، بازیابی حسابتان آسانتر پیش میرود.
بهعلاوه، شما باید یک راه ارتباطی معتبر پیش پای اینستاگرام قرار دهید تا در صورت نیاز، بتواند پیامی حاوی کد یا لینک را برای بازیابی اکانت به دست شما برساند.
تامین امنیت اینستاگرام با ایمیل اصلاً کار سختی نیست؛ کافی است مراحل زیر را بهترتیب انجام دهید:
۱. وارد صفحه شوید و روی منوی همبرگری (سهخط) گوشهٔ صفحه بزنید و گزینهٔ settings (تنظیمات) را انتخاب کنید.
۲. روی Account (حساب) و بعد Personal information (اطلاعات شخصی) کلیک کنید.
ٰ
۳. حالا میتوانید آدرس ایمیل و شمارهتلفنتان را ثبت کنید.
۳. فعالکردن تایید دو مرحلهای
یکی از مطمئنترین راهها برای افزایش امنیت اینستاگرام، روشنکردن احراز هویت دو مرحلهای است. وقتی این گزینه را در اینستاگرام فعال کنید، فقط واردکردن رمز عبور برای واردشدن به اکانت کافی نخواهد بود! شما باید هویت خود را به روشی دیگری که قبلاً انتخاب کردید، ثابت کنید.
به همین دلیل هم به آن احراز هویت دو مرحلهای میگویند.
دسترسی به روش دوم چیزی را لازم دارد که در اختیار کاربر است؛ مثل اپلیکیشن نصبشده روی گوشی (مثل برنامههای تأیید اعتبار Duo Mobile یا Google Authenticator) یا سیمکارتی مرتبط با حساب کاربری.
برای فعالکردن احراز هویت دو مرحلهای هم مسیر زیر را دنبال کنید:
بهترتیب، روی گزینهٔ Settings (تنظیمات)، Security (امنیت) و Two factor Authentication (احراز هویت دو عاملی) بزنید.
در این مرحله، باید روی Get start (شروع به کار) کلیک کنید و از بین ارسال پیامک، واتساپ و اپلیکیشن احراز هویت (توصیهشده توسط اینستاگرام)، یکی را برای ارسال کدهای امنیتی انتخاب کنید.
اگر اساماس را انتخاب کنید، پیامکی حاوی کدی ۶ رقمی برای شما ارسال میشود که باید آن را ثبت کنید. برای اتصال اپلیکیشن هم اینستاگرام یک کد به شما میدهد که در برنامه کپی میکنید. پس از آن، کدی را که اپلیکیشن به شما میدهد، در قسمت مربوطه وارد میکند.
استفاده از اپلیکیشنهای تولید رمز موقت راهکار بهتری است؛ چون وقتی امکان دریافت پیامک محدود شود یا به هر دلیلی سیمکارت شما غیرفعال شده باشد، با اپلیکیشن به راحتی میتوانید رمز دوم بسازید.
توجه: پس از فعالسازی تایید دو مرحلهای، اینستاگرام کدهایی (Backup codes) را در اختیارتان میگذارد؛ چون ممکن است گوشی خودتان را گم کنید، گوشی خراب شود، سیمکارت غیرفعال شود یا اتفاقهای مختلف دیگری رخ دهد. با کمک این کدها، میتوانید هویت خود را تایید کنید. آنها را در جایی مطمئن حتماً ذخیره کنید.
به همین سادگی توانستید امنیت پیجتان را افزایش بدهید!
۴. بررسی ورود و خروج در login activity
اینستاگرام بهمحض اینکه یک دستگاه یا لوکیشن جدید وارد حساب کاربریتان شود، به شما اطلاع میدهد. اگر دستگاه یا لوکیشن ثبتشده با موقعیت خودتان متفاوت است، دسترسی آن به اکانتتان را فوراً قطع کنید.
اگر به Settings > Security > Login Activity بروید، میتوانید ببینید که چه دستگاههایی از کدام مناطق جغرافیایی و چه زمانی وارد حساب شما شدهاند.
در این بین، اگر مکان و دستگاه مشکوکی را دیدید که متعلق به شما نیست، میتوانید روی نماد سه نقطه در کنار موقعیت جغرافیایی ضربه بزنید و دسترسی آن دستگاه به حساب خود را قطع کنید.
اگر هنگام بررسی ورود و خروج دستگاهها به حسابتان، متوجه لوکیشنی از خارج کشور شدید، تعجب نکنید! گاهی اوقات، ممکن است بهدلیل استفاده از نرمافزارهای تغییر آیپی ببینید که کسی از کشوری بهجز ایران، وارد اکانت شما شده است.
در این مواقع، میشود از روی نوع دستگاه، ساعت و تاریخ لاگین متوجه شد که آیا دستگاه واردشده خودتان بودهاید یا خیر.
۵. بررسی دسترسی اپلیکیشنها و وبسایتها
بعضی اپلیکیشنها و وبسایتها در صورت اجازهٔ شما میتوانند به اکانت اینستاگرامتان متصل شوند. آخرین قدمی که باید برای بالابردن امنیت پیج کاری اینستاگرام بردارید، مسدودکردن دسترسی همین برنامهها و سایتهاست.
وقتی به Settings > Security > Apps & Websites بروید، اپلیکیشنها و وبسایتهایی را که به حساب کاربری شما دسترسی دارند، میبینید. این موارد به سه دستهٔ فعال (active) ، منقضیشده (expired) و حذفشده (deleted) طبقهبندی شدهاند.
برای مسدودکردن دسترسی به این سایتها و برنامهها، باید وارد دستهٔ فعال شوید و مواردی را که دوست ندارید، حذف کنید. این کار امنیت اکانت اینستاگرام شما را تا حد زیادی افزایش میدهد.
یک نکتهٔ ظریف: لطفاً دور همهٔ سایتها و اپلیکیشنهای افزایش لایک، بازدید و فالوور و… را یک خط قرمز بکشید!
استفاده از این سایتها و برنامهها نهتنها نقض قوانین اینستاگرام است و کمکی به رشد پیجتان نمیکند، بلکه اطلاعات شخصی و محرمانهٔ صفحهتان را در معرض خطر قرار میدهد و ضربهٔ بزرگی به امنیت پیجتان وارد میکند.
با این راهکارهایی که تا اینجا گفتیم، پیج شما از شر هکرها و سرقت اطلاعات در امان است؛ اما کار از محکمکاری عیب نمیکند! به همین دلیل، برای کاملکردن بحثمان، به چند نکتهٔ خیلی مهم برای بالا بردن امنیت اینستاگرام در بخش بعدی اشاره میکنیم.
۳ نکتهٔ مهم برای افزایش امنیت اینستاگرام
هکرها ابزارهای متنوعی برای سرقت اطلاعات حساب شما در چنته دارند؛ برای اینکه به دامشان نیفتید، در کنار ترفندهایی که تا حالا گفتیم، لازم است این نکات را هم گوشهٔ ذهنتان ثبت کنید.
۱. اخطارهای اینستاگرام را جدی بگیرید!
هشدارهای امنیتی را که اینستاگرام برای شما ارسال میکند، پشت گوش نیندازید. این ایمیلها ممکن است پیام امنیتی مهمی برای شما داشته باشند که در صورت نادیدهگرفتن آنها، عواقب ناگواری در پی داشته باشد.
۲. اینستاگرام به شما هرگز در دایرکت پیام نمیدهد
اخیراً تعداد دایرکتهایی با این مضمون که تصاویر شما در اکانت دیگری استفاده شده یا قوانین اینستاگرام را نقض کردهاید، بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کرده است و همگی ادعا میکنند که از طرف اینستاگرام هستند.
برای بالا بردن امنیت اینستاگرام، به هیچ کدام از آنها اعتنا نکنید؛ چون همهٔ این پیامها جعلی هستند!
خودِ اینستاگرام اعلام کرده است که هیچ پیامی در دایرکت به کاربران ارسال نمیکند و اگر به تماس و ارتباط با شما نیاز بود، این کار را از طریق ایمیلی که در اکانتتان ثبت کردهاید، انجام میدهد. پیامهای معتبری که از سمت اینستاگرام برای شما ارسال شده باشد، در قسمت «Emails from Instagram» در دسترس است.
۳. روی لینکهای مشکوک کلیک نکنید
این نمونه لینکها برایتان آشنا نیست؟ http://bit.lj/4lumtpn
بههیچوجه روی چنین لینکهایی قبل از بررسی کلیک نکنید؛ مخصوصاً اگر در دایرکت دریافت کردید یا در بایو پیجی قرار گرفته است.
هکرها به بهانههای مختلف مثلاً تغییر رمز، لینک کوتاهشدهای را در ایمیل یا دایرکت برای شما ارسال میکنند. کلیک روی این لینک همانا و سرقت اطلاعاتتان همانا!
البته تمام لینکهای کوتاهشده خطرناک نیستند! یک راه ساده وجود دارد که ببینید پشت این لینک چه خبر است. به سایت ExpandURL مراجعه و لینک خود را وارد کنید. این ابزار به شما میگوید که مقصد لینک واردشده کجاست.
سپرتان را زمین نگذارید!
در این مقاله یاد گرفتیم که افزایش امنیت پیج اینستاگرام چگونه است و چطور میتوانیم از اطلاعات شخصیمان محافظت کنیم. اگر صفحهٔ بیزنسی در اینستاگرام دارید، آب دستتان است زمین بگذارید و همین حالا، امنیت پیجتان را افزایش دهید.
در نهایت اگر روشهای دیگری برای بالا بردن امنیت اینستاگرام میشناسید، حتماً در قسمت نظرات با ما هم در میان بگذارید.
فاصله بین رویا تا واقعیت فقط استراتژی است! قبول نمیکنید؟ بعد از دیدن ویدئوی تدتاک امروز، نظرتان عوض میشود!
حتما برای همهمان پیش آمده است که خودمان را تسلیم موجهای رویا بکنیم و ساعتها بدون هیچ مسیر مشخصی، به بادِ افکارمان اجازه بدهیم که جابجایمان بکنند. اما در نهایت با تجربه نه چندان خوشایند و شاید حتی کمی تلخ به این رویا پایان بدهیم چون به این نتیجه میرسیم که این فقط یک رویاست و باید به زندگی روزمره برگردیم!
اگر شما هم چنین تجربهای داشتید، حتما پیشنهاد میکنم ویدئوی امروز ما را تا آخر ببینید! در این سخنرانی، آسترو تلر (Astro Teller) در مورد تحقق رویاها حرف میزند و به ما یاد میدهد که رویاپردازی تنها بخشی از مسیر موفقیت است. بخش دیگر آن داشتن استراتژی برای عمل به آن رویاست! راستی اگر دنبال منابع مطالعه با موضوع موفقیت، توسعه فردی و مدیریت زمان میگردید، پیشنهاد میکنیم سری به ۳۶۵ بوک بزنید. ما در ۳۶۵ بوک، خلاصه صوتی برترین کتابهای دنیا از نویسندگان بزرگ را جمع آوری کردهایم که به شما کمک میکند تغییرات بزرگی در زندگیتان ایجاد کنید، با زندگی و تجربیات افراد موفق دنیا آشنا شوید و مسیر موفقیت را پیش رویتان روشن کنید.
آسترو تلر کیست؟
حالا که ما این همه از آقای آسترو تلر تعریف کردیم و قرار است چند دقیقه از وقت ارزشمندمان را پای حرفهایش صرف کنیم، بهتر است که او را بیشتر بشناسیم.
آسترو تلر شخصی است که در خیلی زمینهها دست دارد! او یک کارآفرین، دانشمند، مخترع، نویسنده، سخنران، رهبر تجاری و متخصص فناوری هوشمند است! (بعد بگویید کار نیست!) دیگر نیازی به گفتن ندارد که این آدم کلا قید زندگی تکبعدی را زده و میتواند شخص خوبی برای نشستن پای حرفهایش باشد!
آسترو تلر چه چیزی به ما یاد میدهد؟
این کارآفرین حرفی میزند که همه ما شاید ته دلمان از آن اطلاع داشته باشیم اما نتوانستهایم به زبان بیاوریم. او میگوید که برای موفقیت در یک کار، اول باید رویایی در مورد آن کار داشته باشیم. بعد از آن باید مشکل بزرگی در این کار را پیدا کنیم و در مرحله آخر، راه حلی جامع و کاربردی برای آن پیشنهاد بدهیم. اما همه اینها حرف است، نه؟
حالا بیایید ببینیم که آقای تلر برای ثابت کردن حرفش چه مدرکی دارد؟ این بحث را بصورت گام به گام با یکدیگر پیش میرویم تا هم ما و هم شما مطمئن شوید که آقای تلر مرد عمل هم است!
این شخص در ویدئو میگوید که از ابتدا رویای گسترش پوشش اینترنتی را داشت و همیشه دوست داشت که افراد بیشتری پا به دنیای سریع و جالب اینترنت بگذارند. تا اینجا میبینیم که رویای خودش را مشخص کرده است.
دنبال یه کار پر درآمد از اینترنتی؟
تو دوره فرصتهای اینترنتی بهترین راه رو بهت نشون میدیم! برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.
حالا نوبت میرسد به مشکل. رویای آقای تلر چه مشکلی دارد؟ مشکل این است که اینترنت با این همه فراگیری، هنوز دو سوم از جمعیت جهان را نتوانسته است پوشش بدهد! بله درست متوجه شدید! عمدهترین دلیل این مشکل هم این است که بسیاری از مردم جهان در نقاطی زندگی میکنند که ایجاد خطوط ارتباطی و اینترنتی در آن بسیار مشکل است و تا به حال انجام نشده است!
حالا راه حلی که آقای تلر پیشنهاد میدهد چیست؟ بالون! آقای تلر و تیمش بعد از کلی گفتوگو و جر و بحث بالاخره به این نتیجه رسیدند که میتوانند بالونهای دو لایهای درست کنند که یک لایه آن هوا و لایه دیگرش پر از هلیوم است.
گیرندههای ارتباطی که قرار است پل ارتباطی بین کاربر و دکلهای مخابراتی باشند به این بالونها وصل میشوند و به هوا فرستاده میشوند. خیلی جالب است بدانید که این بالونها ارتفاعی دو برابر بیشتر از یک هواپیما پیدا میکنند و در آخرین قسمت استراتوسفر قرار میگیرند!
این ایده ممکن است در نگاه اول خیلی ساده و حتی کمی مسخره به نظر بیاید اما اگر ویدئو را ببینید میبینید که آقای تلر و تیمهایش چقدر برای طراحی و پیادهسازی آن زحمت کشیدهاند و هزینه صرف کرده اند.
خب حالا بهتر است که بدون هیچ حرف دیگری، پای حرفهای متخصص این زمینه بشینیم تا اطلاعات دقیقتر و مفیدتری به دست بیاوریم:
باشگاههای ورزشی سالانه صدها میلیون تومان درآمد دارند! طبق آخرین آمار منتشرشده، اعضای باشگاههای ورزشی در سرتاسر دنیا به بیش از ۱۸۴ میلیون نفر میرسد. این عدد بزرگ، نشاندهندۀ تمایل بالای مردم این عصر برای حفظ تناسب اندامشان است.
ناگفته پیدا است که رقابت در این حوزه بسیار شدید است. همین شدت بالا نشان میدهد که تبلیغ باشگاه تا چه حد ضرورت دارد. درست مثل هر کسبوکار دیگری، مجموعههای ورزشی هم برای اینکه بهتر کار کنند و مشتریان بیشتری داشته باشند، باید برنامهای مدون برای تبلیغاتشان داشته باشند.
در این مقاله، راجع به همین موضوع صحبت خواهیم کرد و ۱۳ روش مختلف برای تبلیغ و پروموت باشگاه ورزشی ارائه خواهیم کرد؛ همچنین چند نمونه متن موثر برای تبلیغات هم برایتان خواهیم نوشت.
اجازه دهید با چرایی تبلیغات برای باشگاهها شروع کنیم.
«صنعت بیمه بیش از هر کسبوکار دیگری به رشد و افزایش مداوم تعداد مشتریان خود متکی است.»
«تقریباً هر ایرانی یک مشتری بالقوه برای خرید بیمه است؛ چون اکثر آنها حداقل از یکی از انواع بیمه (بیمه عمر، بیمه خودرو، بیمه درمان و…) استفاده میکنند.»
همین دو جمله با زبان بیزبانی به شما میگویند:
اگر یک استراتژی قوی برای تبلیغ بیمه بچینید، نانتان در روغن است!
برای خیلی از شرکتهای بیمه (علیالخصوص شرکتهای تازهتأسیس)، یافتن مشتری چالش بزرگی است. آن هم در بازار شلوغی که همه برای جلب اعتماد مشتری میجنگند.
پس خیلی مهم است که بتوانید با روشهای تبلیغاتی مناسب، جریان جذب مشتریان جدید و نگهداشت مشتریان قبلی را حفظ کنید. اگر شما به دنبال تبلیغ شرکت بیمهٔ خود هستید، جای درستی آمدهاید!
ما در این مقاله، تمام گزینههای روی میز برای تبلیغات بیمه را توضیح میدهیم و چند نمونه پیامک تبلیغاتی بیمه برای ایدهگرفتن شما هم در انتها ارائه میکنیم.
قبل از هر چیزی، اجازه دهید گریزی به اهمیت تبلیغات در صنعت بیمه بزنیم.
چرا برای فروش بیمه به تبلیغات نیاز دارید؟
بيمه كالایی خدماتی است و مانند هر كالای ديگری، محتاج فروش است. اين كالا (بيمه آتشسوزی، بیمه عمر، بیمه درمان، بیمه خودرو و…) بازار و مشتريان بالقوهای دارد که باید بتوانید احساس نیاز را در آنها بیدار کنید تا برای مزیتها و پوششهای بیمه، هزینه و از خدمات شما استفاده کنند.
بگذارید با یک مثال، موضوع را روشنتر کنیم.
فرض کنید حسابی گرسنهاید و در خانه چیزی برای خوردن ندارید. در همین حین، پیامکی تبلیغاتی از رستوران نزدیک شما روی صفحهٔ گوشیتان ظاهر میشود:
«غذای لذیذ فقط چند قدم با تو فاصله داره! غذای امروز رو با ۱۰ درصد تخفیف سفارش بده.»
از آنجایی که شما به غذا نیاز دارید، احتمال اینکه برای رفع نیازتان به این رستوران مراجعه کنید، خیلی زیاد است.
بیمه هم چیزی است که همهٔ آدمها به آن نیاز دارند؛ اما جنس نیاز به بیمه با نیاز به غذا کمی فرق میکند. مردم نیاز به بیمه را بهاندازهٔ نیاز به غذا حیاتی و مهم نمیدانند؛ چون به بیمه، نیاز فوری و جسمی ندارند.
این مقایسه را انجام دادیم تا به این نقطه برسیم که بیمههایی مثل بیمه عمر محصولی ناخواسته (Unsought) به شمار میآیند. به محصولی ناخواسته گفته میشود که مصرفکننده در حالت عادی بهدنبال آن نیست.
آنها یا از وجود این محصول اطلاع ندارند یا در صورت داشتن اطلاعات کافی هم دربارهٔ خرید آن بیش از سایر خریدها مثل خرید غذا، لباس یا صابون فکر نمیکنند.
بهتر است بگوییم شاید حتی برخی دربارهٔ بیمه عمر، بیمه خودرو، بیمه درمان و… بدانند؛ ولی تنها زمانی برای خریدن آن اقدام میکنند که احساس کنند داشتن آن واقعاً حیاتی و واجب است.
در این شرایط، تبلیغ بیمه مثل پلی است که خریدار را به شما که فروشندهٔ بیمه هستید، میرساند. در واقع، شما اهمیت و مزایای خرید بیمه را با تبلیغات گوشزد میکنید.
شاید به همین خاطر است که اغلب بیمههای مطرح کشور سالانه میلیاردها تومان را به تبلیغات اختصاص میدهند. بد نیست بدانید که در ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۰، بیمهها رقمی حدود ۱۱۱ میلیارد تومان را برای تبلیغات خرج کردهاند.
راههای کاربردی و موثر برای تبلیغ بیمه
از آنجایی که شرکتهای بیمه با طیف وسیعی از مردم در ارتباط هستند، روشهای تبلیغاتشان هم باید بهاندازهٔ کافی متنوع باشد تا هر مخاطبی را در بر بگیرد.
برای همین، لازم است که قبل از پیادهکردن هرکدام از روشهایی که در ادامه میگوییم، نیاز مخاطب و بازار هدفتان را کاملاً بشناسید و متناسب با آن، راه و روش تبلیغاتتان را مشخص کنید.
۱. ثبت موقعیت مکانی در گوگل
آمار و ارقام نشان میدهند بیشتر از ۷۰ درصد کاربران دنبال محصولات و خدماتی هستند که از نظر مکانی به آنها نزدیک باشد. یکی از معیارهایی هم که در نشاندادن نتایج جستوجو برای گوگل مهم است، موقعیت مکانی است. حالا چرا اینها را میگوییم؟
قاعدتاً اغلب مشتریانی که برای خرید بیمه به سراغ شما میآیند، کسانی هستند که در محدودهٔ دفتر بیمهٔ شما زندگی میکنند؛ مثلاً بیشتر مشتریان یک نمایندگی بیمه در سعادتآباد، کسانیاند که در همان محل زندگی میکنند.
بنابراین، وقتی شما آدرستان را در گوگل مپ ثبت کنید:
بدون هیچ هزینهای در نتایج جستوجوی گوگل حضور دارید؛
کاربران محلی که اصلیترین مشتریان بالقوهٔ شما به حساب میآیند، شما را خیلی راحتتر پیدا میکنند.
این یک معاملهٔ دو سر برد برای شماست!
۲. افیلیت مارکتینگ (همکاری در فروش)
همکاری در فروش برای تبلیغ بیمهٔ عمر خیلی خوب جواب میدهد. حتماً با شکل سنتی این نوع تبلیغات آشنا هستید. حالا نزدیک به دو دهه است که همکاری در فروش از شکل سنتی خود فراتر رفته و پایش به دنیای دیجیتال هم باز شده است.
سازوکار افیلیت مارکتینگ اینطور است که شما از سایت پربازدید یا اینفلوئنسری میخواهید که در لابهلای مطالبش، خدمات بیمهٔ شما را هم معرفی (تبلیغ) کند. به ازای هر خریدی که از طریق معرفی آن سایت یا اینفلوئنسر انجام شود، باید مقدار مشخصی پورسانت (حق کمیسیون) پرداخت کنید.
مقدار پورسانتی که در این نوع تبلیغ صرف میکنید در برابر آوردهٔ آن هیچی نیست!
توجه: نیاز نیست حتماً با اینفلوئنسرها یا سایتهای پربازدید کار کنید! افراد زیادی بهدنبالِ راهی برای کسب درآمدند. شما میتوانید از این فرصت استفاده و آنها را به فروش بیمههای خود ترغیب کنید. در این حالت، شما بیمه عمر و سایر بیمهنامهها را میفروشید و آنها کمیسیون خود را میگیرند. برای هرکدام، یک لینک اختصاصی در نظر بگیرید تا بتوانید میزان فروششان را بسنجید.
ما قبلاً دربارهٔ افیلیت مارکتینگ و مزایای آن مفصل صحبت کردهایم. برای آشنایی بیشتر با این روش، پیشنهاد میکنیم نگاهی به این مقاله بیندازید.
۳. بازاریابی ارجاعی
آدمها به تجربهٔ دوستان و آشنایان خود بیشتر اعتماد میکنند تا تبلیغات مستقیم برندها! برای همین است که بازاریابی ارجاعی یکی از بهترین روشها برای افزایش فروش بیمه است.
در بازاریابی ارجاعی، بهجای اینکه خودتان دنبال مشتری باشید، ارتباطتان را با مشتریان فعلی بهتر میکنید. در این روش، با ارائهٔ پاداش و هدیههای وسوسهانگیز مثل کارت اعتباری هدیه و تخفیف برای معرفیکننده و مراجعهکننده، آنها را به ارجاع اطرافیانشان برای استفاده از خدمات بیمهٔ خودتان تشویق میکنید.
نکته: بازاریابی ارجاعی، یک فرق اساسی با تبلیغات دهانبهدهان دارد. در تبلیغات دهانبهدهان، مشتری شما را کاملاً داوطلبانه و رایگان تبلیغ میکند؛ ولی در بازاریابی ارجاعی، باید راهکارهای تشویقی برای مشتریان در نظر بگیرید.
۴. تبلیغات پیامکی
روشی سریع، ارزان و پربازده برای تبلیغ بیمه میخواهید؟ از قدرت تبلیغات پیامکی استفاده کنید!
با تبلیغات پیامکی، تیر تبلیغاتتان خطا نمیرود؛ چون میتوانید از طریق سامانههای پیامکی، مخاطبتان را بر اساس سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و… طبقهبندی و پیامک را برای یک منطقه یا محلهٔ خاص (ترجیحاً مناطق نزدیک به نمایندگی بیمه) ارسال کنید.
خب، این چه نفعی برای کسبوکارتان دارد؟
تصور کنید پیامک تبلیغ نمایندگی بیمه در مازندران به دست فردی در بوشهر برسد! چه سودی برای او و نمایندگی بیمه دارد؟ پس با هدفگرفتن مشتریان یک منطقه، تبلیغات هدفمندتر پیش میرود و احتمال جذب مشتری بیشتر میشود.
برای افزایش اثربخشی تبلیغات پیامکی، باید چند اصل مهم را رعایت کنید:
کوتاه و با لحن صمیمی بنویسید.
وقتشناس باشید و در زمان مناسب پیامک بفرستید.
با ارسال کد تخفیف یا ارائه یک پیشنهاد جذاب در مناسبتها، مشتری قدیمی را برگردانید.
مطمئن شوید پیامک شما برای مشتری مفید است.
شروعی طوفانی داشته باشید!
جلوتر، همهٔ این نکات را در قالب چند نمونه متن بررسی میکنیم.
۵. استفاده از نظرات مشتریان
مشتری قرار است مبلغ قابلتوجهی برای خرید بیمه پرداخت کند؛ پس امکان ندارد که چشمبسته و بدون تحقیق با شما وارد معامله شود! سادهترین کاری که او انجام میدهد، خواندن نظرات مشتریان شماست.
قراردادن نظرات مثبت مشتریان قبلی در هایلات اینستاگرام، تشویق آنها به ثبت نظر در گوگل مپ و مصاحبهٔ ویدیویی با آنها، اعتمادکردن به شما را برای مخاطب راحتتر میکند.
در تصویر زیر میبینید که یکی از نمایندگیهای بیمه سامان چگونه با تشویق مشتریان به ثبت نظر در گوگل مپ، از این ترفند برای تبلیغات خود استفاده کرده است.
۶. تبلیغات در اینستاگرام
میلیونها نفر کاربر ایرانی در اینستاگرام فعالیت دارند. تعداد قابلتوجهی از آنها هم برای خرید یا تحقیق دربارهٔ کالا و خدمات موردنیازشان (از یک سنجاق سر گرفته تا خدماتی مثل همین بیمه) از این پلتفرم استفاده میکنند. خیلی از آنها میتوانند مشتریان راغب شما باشند.
همینها نشان میدهد که باید ساختن یک پیج اینستاگرام را در اولویت قرار دهید.
هرچند ساختن یک پیچ قوی در اینستاگرام وقتگیر است و کمی صبر و حوصله میطلبد؛ اما واقعاً ارزشش را دارد. کمترین سودش هم این است که میتوانید از پیجتان بهعنوان یک رسانهٔ شخصی برای تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم بهره ببرید. برای مثال، این پست از بیمه پاسارگاد را ببینید که چطور بیمهٔ آتشسوزی را تبلیغ میکند:
چند ایده برای تولید محتوا در اینستاگرام:
با انتخاب عکسهای مناسب و نوشتن کپشنهای خواندنی، انواع بیمه را معرفی کنید.
برای افزایش فالوورها مسابقه برگزار کنید.
در استوریها، به سؤالات احتمالی مشتریان خود پاسخ دهید.
داستان تبلیغات اینستاگرامی به همین جا ختم نمیشود! وقتی پیجتان کمی بالا آمد، به پیجهای پربازدید و اینفلوئنسرهای حوزهٔ کاری خودتان تبلیغ بدهید.
۷. تبلیغات در لینکدین
اسم تبلیغات در شبکههای اجتماعی که به گوشمان میخورد، ذهنمان میرود به سمت اینستاگرام، حاکم شبکههای اجتماعی! غافل از اینکه لینکدین هم یک بستر تبلیغاتی حرفهای برای بیزنسهاست. در لینکدین، میتوانید شرکتها و سازمانها را مستقیماً نشانه بگیرید و برای کارمندانشان، تخفیفات و پکیجهای ویژهای پیشنهاد بدهید.
اینفلوئنسرها، متخصصان حوزهٔ کاری شما و پرسنل شرکت، کانالهای تبلیغاتی شما در لینکدین هستند. برای اینکه بیشتر با تبلیغات در لینکدین آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم مقالهٔ «بازاریابی در لینکدین چگونه است» را بخوانید.
۸. ساختن وبسایت
کلمهٔ «بیمه» چیزی حدود ۳ هزار بار در ماه، توسط کاربران در گوگل سرچ میشود. اگر کلمات کلیدی مثل «بیمه عمر»، «بیمه بدنه خودرو»، «بیمه تکمیلی» و… را هم در نظر بگیریم، نتیجه جالبتر هم میشود. این اعداد و ارقام به ما میگویند که چندین هزار نفر در ماه، دنبال خدمات آنلاین بیمه یا اطلاعاتی دربارهٔ انواع آن میگردند.
برای اینکه شما هم جایگاهی در این جستوجوها تصرف کنید، باید سایت بسازید و بر اساس کلمات کلیدی شغلتان، محتوا تولید کنید. سپس با بهینهسازی وبسایت برای موتورهای جستوجو، ترافیک بیشتری بگیرید.
البته مزایای داشتن سایت بیمه یکی دو تا نیست. خودِ سایت امکان تبلیغات به شکلهای دیگری را برایتان فراهم میکند که در ادامه، به آنها اشاره میکنیم.
۹. تبلیغات در گوگل
قبلاً در جایی خوانده بودم که در صفحهٔ دوم گوگل، میتوان یک جسد را مخفی کرد، بدون اینکه کسی بویی ببرد! همهٔ کسبوکارها از جمله کارگزایهای بیمه، خودشان را به آبوآتش میزنند تا به صفحهٔ اول و نتایج نخست گوگل برسند؛ چون در این صورت است که ورودی بیشتری میگیرند و ورودی بیشتر مساوی است با فروش بیشتر.
تبلیغات در گوگل روند رسیدن به صفحهٔ نتایج جستوجو را تسریع میکند. در این نوع تبلیغات، با پرداخت مبلغی به گوگل، وبسایت شما در صورت داشتن کیفیت لازم جزو نتایج صفحهٔ اول جستوجو نشان داده میشود.
توجه: این تبلیغات با برچسب «Ad» از نتایج ارگانیک جدا میشوند.
۱۰. تبلیغات بنری در سایتهای پربازدید
به زبان ساده، تبلیغات بنری همان بیلبوردهایی هستند که بهجای کوچه و خیابان، در سایتهای پربازدید خودنمایی میکنند. مثل تصویر زیر:
برای تبلیغات بنری، شما باید جایگاه بنر تبلیغتان را بخرید و و بنر را برای مدتزمان مشخصی مثلاً یک هفته یا یک ماه در آن قرار دهید. البته شما میتوانید تبلیغات همسان بنری را هم امتحان کنید تا بیش از پیش دیده شوید. اگر قصد دارید این نوع تبلیغات را امتحان کنید، میتوانید شرایط و تعرفه تبلیغات کلیکی یکتانت را همین حالا بخوانید.
۱۱. میزبانی وبینارهای آموزشی
یکی دیگر از راهکارها برای تبلیغ و فروش بیمه و جمعکردن لیدهای بیشتر – که اتفاقاً بازخوردهای مثبتی هم دارد – میزبانی وبینار است.
شما میتوانید وبینارهایی آموزشی راجع به موضوعات مختلفی مثل معرفی انواع بیمه، تشکیل تیم فروش در بیمه عمر و… تدارک ببینید و لابهلای مطالب، خدمات خودتان را هم معرفی کنید.
اگر به سایت ایسمینار سری بزنید، وبینارهای مختلفی را بهصورت رایگان یا پولی میبینید که میتوانید از آنها ایده بگیرید.
۱۲. تبلیغات محیطی
پایتان را که از در خانه بیرون بگذارید و دوری در شهر بزنید، تبلیغات مختلفی را روی دیوارها، اتوبوسها، مترو و حتی کف خیابان میبینید. از بین انواع تبلیغات محیطی، بیلبوردهای تبلیغاتی مؤثرترین روش برای تبلیغ بیمه هستند. میدانید چرا؟
چون بیلبوردها پیام تبلیغات را خیلی ساده و سریع به مخاطب میرسانند، ابعاد بزرگی دارند و بسیار جلب توجه میکنند و در مدتزمان کوتاهی، در معرض دید هزاران نفر قرار میگیرند.
اگر متن خوب و طرح خوش رنگولعابی هم داشته باشند، در پس ذهن مخاطب میماند. وقتی پای انتخاب بین دو شرکت بیمه در میان باشد، شرکتی که بیلبوردش بارها و بارها دیده شده است، شانس بیشتری برای انتخابشدن دارد.
نمونهٔ بسیار جذاب این نوع تبلیغات، به بیمهٔ دی تعلق دارد که با انتخاب طرحی خلاقانه، توانست وجه واقعگرایانهٔ بیمه را بهخوبی به تصویر بکشد.
۱۳. تبلیغات تلویزیونی
تیزرهای تبلیغاتی تلویزیون ترکیبی از صدا، رنگ، تصویر و متن هستند و تمام حواس مخاطب را درگیر خود میکنند و اثرگذاری تبلیغات را دوچندان میکنند. بیایید یکی از نمونه تبلیغات تلویزیونی را با هم ببینیم:
یادآوری: یادتان است در قسمت تبلیغات پیامکی، به اهمیت ارسال منطقهای اشاره کردیم؟ این مورد دربارهٔ تبلیغات تلویزیونی هم صدق میکند. برای مثال، اگر کارگزار بیمه در کرج هستید، بهتر است شبکه استانی البرز را برای نمایش تبلیغتان انتخاب کنید.
ما نهتنها به سؤال شما یعنی «چگونه بیمه عمر را تبلیغ کنیم» پاسخ دادیم، بلکه راهکارهای مختلفی برای افزایش فروش سایر بیمهنامهها هم ارائه دادیم.
برای اینکه مقاله را با دستپُر ترک کنید، بیایید ۱۱ نمونه متن مختلف برای تبلیغ بیمه عمر و خودرو را هم ببینیم.
نمونه پیامک تبلیغاتی برای بیمه
در این بخش، چند نمونه پیامک تبلیغاتی بیمه را برای روشنشدن موتور مغزتان، با هم بررسی میکنیم؛ اما قبل از آن، این نکته یادتان باشد:
نمیشود برای نوشتن متن تبلیغاتی برای جذب مشتری بیمه، یک نسخهٔ کلی پیچید؛ چون بیمه انواع مختلفی دارد که هرکدام هدف خاصی را نشانه گرفتهاند و مخاطبان خاص خودشان را دارند.
با نمونههایی که در ادامه ارائه میکنیم، بیشتر متوجه این موضوع خواهید شد.
مشتریانی که به دنبال خرید بیمه عمر هستند، معمولاً یک پشتوانهٔ مالی مطمئن برای آیندهٔ خود یا خانوادهشان میخواهند که در شرایط اضطرار به آن مراجعه کنند؛ پس باید برای نوشتن متن تبلیغاتی بیمه عمر، دقیقاً به همین مسئله یعنی «داشتن امنیت مالی و سرمایهگذاری برای آینده» اشاره کنید.
برای مثال، چند نمونه پیامک تبلیغ بیمه عمر را ببینید:
بیمهٔ عمر پشتوانهای برای آینده؛ دریافت اطلاعات بیشتر با ارسال عدد ۲.
از امروز به فکر آیندهٔ فرزند دلبندتان باشید؛ خرید بیمهٔ عمر با بهترین قیمت از لینک زیر.
در دوران بازنشستگی، عصای دستتان میشویم! تخفیف ویژه برای خرید بیمهٔ عمر تا آخر هفته.
در برابر مشکلات غیرقابل پیشبینی، پشتت به ما گرم باشه! ۲۰٪ تخفیف برای خرید بیمهٔ عمر پاسارگاد تا آخر امروز.
آیندهٔ فرزندت رو با روزی ۱۰ هزار تومان تضمین کن! برای اطلاعات بیشتر روی لینک بزن.
خرید بیمه خودرو، متقاضیان بیشتری نسبت به دیگر بیمهها دارد و این به نفع شماست! چون میتوانید با گنجاندن یک پیشنهاد جذاب مثل «تخفیف»، «حداکثر میزان پوشش بیمه»، «خرید اقساطی» و… در متن پیامک، نظر کاربر را به خود جلب و او را به مشتری تبدیل کنید.
برای نمونه هم به پیامکهای تبلیغاتی زیر دقت کنید:
هوای ماشینت رو داریم! ۲۰۰ هزار تومان تخفیف خرید بیمهٔ بدنه خودرو تا پایان شهریور.
با خیال راحت به دل جاده بزن! تخفیف ویژهٔ خرید بیمهٔ خودرو از بیمهٔ دی با کد SFJGY58.
برای جبران در کنارتان هستیم؛ برای دریافت ۱۰٪ تخفیف بدون سقف بیمهٔ بدنه روی لینک بزنید.
حادثه خبر نمیکند؛ اما جبران میشود! بیشترین تخفیف بیمهٔ بدنه در بیمهٔ البرز. برای اطلاع از جزئیات، با شمارهٔ زیر تماس بگیرید.
هنگام حادثه پابهپای شماییم؛ کاملترین پوشش بیمهٔ بدنه در بیمهٔ ایران. برای اطلاعات بیشتر روی لینک کلیک کنید.
هنوز ماشینت رو بیمه نکردی؟ جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته! همین الان با این شماره تماس بگیر تا بیمه بدنه رو اقساطی بخری.
با تبلیغات، فروش خود را بیمه کنید!
گذشت آن روزهایی که با اجارهٔ چند بیلبورد در شهر، اسم شرکت بیمهٔ شما نقل محافل بود! حالا این صنعت، یک کسبوکار رقابتی است و کسی در این رقابت برنده است که استراتژی دقیق و برنامهریزیشدهای برای تبلیغات داشته باشد و بتواند تمایز خود را به نمایش بگذارد.
تمام چیزهایی را که برای برداشتن اولین قدمهای تبلیغ بیمه باید میدانستید، با شما در میان گذاشتیم و با ارائه ۱۳ راهکار مؤثر، مسیر تبلیغاتیتان را تا حد زیادی روشن کردیم.
در آخر، امیدواریم این مقاله به دردتان خورده و به سؤالاتتان پاسخ داده باشد. اگر هنوز پرسشی دربارهٔ تبلیغات بیمه برایتان باقی مانده است، در بخش نظرات بنویسید تا به آنها در اولین فرصت پاسخ دهیم.
دنیا عجیبوغریب عوض شده است! بسیاری از ارزشهای قدیمی دیگر کارایی گذشته را ندارند و دیر یا زود، چیز جدیدی جای آنها را میگیرد (یا حتی گرفته است!).
دیگر موبایلهای هوشمند در اقلیت نیستند؛ اتفاقا غیرهوشمندها بسیار اندکاند. دیگر خرید از اینترنت کاری حیرتانگیز نیست و شاید حتی خرید برخی اقلام و سرویسها بهصورت سنتی عجیب باشد؛ مثلاً گرفتن تاکسی و آژانس را در نظر بگیرید.
در راستای این تغییرات، دنیای تبلیغات هم دستخوش تحولات بسیار شده است. مدتهاست که تبلیغات دیجیتال، دستاوردها و نتایج مثبتی را برای استفادهکنندگان به همراه میآورد. گذشته از همۀ مزایا، این کار در حال تبدیلشدن به یک ضرورت است.
در این مقاله، میخواهیم راجع به همین موضوع بیشتر صحبت کنیم. اول از همه ببینیم اصلاً با چه چیزی طرفیم!
تبلیغات دیجیتال چیست؟
هدفگیری دقیقتر! این مهمترین دستاورد تبلیغ دیجیتال است. برخلاف تبلیغات سنتی، در کانالهای دیجیتال، میتوانید مشخص کنید تبلیغ دقیقاً برای چه دسته از افراد نمایش داده شود. دقیقتر بگوییم، میتوانید تعیین کنید چه افرادی تبلیغتان را ببینند!
مثلاً فرض کنید ماشینتان را که یک 206 مشکی است، در یک روزنامه کثیرالانتشار برای فروش گذاشتهاید. احتمالاً همۀ خوانندگان روزنامه آن تبلیغ را میبینند، اما همه لزوماً پتانسیل این را ندارند که مشتری شما باشند.
در عوض، اگر خودروی خود را در پلتفرمی مثل دیوار قرار دهید، افراد با جستوجوی عبارت 206 مشکی، به تعدادی آگهی میرسند که یکی از آنها متعلق به شما است. احتمال اینکه این افراد ماشین شما را بخرند، بسیار بیشتر خواهد بود؛ چون آنها ۲۰۶ مشکی میخواهند!
بنابراین، هرگونه تبلیغ و پروموت برند، محصول یا خدمت در انواع مختلف کانالهای دیجیتال مثل وبسایت، نوعی از انواع تبلیغات دیجیتال است. در بخش بعدی، راجع به روشهای مختلف این شکل از تبلیغات صحبت خواهیم کرد.
در تصویر بالا، 5 فرمت رایج را میبینید؛ اما در قسمت بعدی، میخواهیم 8 فرمت را به شما معرفی کنیم.
۸ روش تبلیغات دیجیتال برای موفقیت در دنیای آنلاین
کانالهای دیجیتال بسیاری وجود دارند؛ از شبکههای اجتماعی بگیرید تا اپلیکیشنهای موبایل و بازیها. به همین سبب، شکلهای مختلفی از تبلیغهای دیجیتال به وجود آمدهاند. بیایید آنها را بررسی کنیم:
۱. تبلیغات نمایشی (Display)
هرگونه تبلیغ بصری یا شنیداری که در فضای تبلیغات آنلاین (جایگاههای نمایش آنلاین) نمایش داده شود، نوعی Display Ad محسوب میشود که در زبان فارسی به آن تبلیغات نمایشی میگوییم؛ همین قدر ساده و سرراست.
تبلیغات بنری (ثابت یا متحرک)، تبلیغات همسان، تبلیغات بینابینی، تبلیغات ویدیویی و… جزو این شکل از تبلیغات هستند.
۲. تبلیغات در گوگل
Google Ads یکی از پرفایدهترین پلتفرمهای تبلیغهای دیجیتال است؛ بهشرطی که از آن درست استفاده شود. تبلیغات در گوگل یکی از کمپینهایی است که میتوان با کمک این پلتفرم اجرا کرد.
منظور از تبلیغ در گوگل، تبلیغ متنیای است که در بالا یا پایین صفحهٔ نتایج جستوجو ظاهر میشود و به سایت تبلیغکننده لینک میشود. سازوکار به این شکل است که کاربر کلمهٔ کلیدی را جستوجو میکند و سپس تبلیغی مرتبط با آن اجرا میشود.
مثلاً، فرض کنید در زمینۀ کاشت مو فعالیت میکنید. کلمه کلیدی «کاشت مو» جزو عباراتی است که توسط کاربران زیاد جستوجو میشود.
اگر بخواهید در گوگل – شلوغترین نقطهٔ اینترنت – تبلیغ کنید، برای این کیورد در مزایدهٔ گوگل ادز شرکت میکنید. اگر بتوانید برنده شوید، تبلیغ شما بالا یا پایین نتایج جستوجو نمایش داده خواهد شد.
همان طور که میبینید، آنها با برچسب «Ad» از دیگر نتایج تفکیک شدهاند.
۳. تبلیغات همسان (Native)
هر سایتی ظاهر مخصوص به خود را دارد. وقتی تبلیغی دقیقاً مطابق با ظاهر و گایدلاینهای نمایشدهنده (سایت یا اپلیکیشن) طراحی شود، با یک تبلیغ همسان یا Native Ads طرفیم.
مثلاً وقتی در خلال بلاگپست یک سایت، برند یا محصولی معرفی شود، تبلیغ همسان داریم. یا وقتی محصولی از برندی دیگر، در صفحۀ محصولات سایتی قرار میگیرد، طوری که انگار برای سایت تبلیغکننده است، تبلیغمان از نوع Native ads است.
۴. تبلیغات در شبکههای اجتماعی
اکثراً با این شکل از تبلیغات دیجیتال آشناییم. شبکههای اجتماعی ثابت کردهاند پتانسیل بسیار بالایی برای اجرای کمپینهای مختلف تبلیغاتی دارند.
همهٔ ما چندین و چند تبلیغ مختلف را در شبکههای اجتماعی مختلفی که از آنها استفاده میکنیم، روزانه میبینیم؛ از اینستاگرام گرفته تا یوتیوب و توییتر. این تبلیغات میتوانند از جنس صوت، تصویر، متن و عکس باشند.
همچنین همکاری برندها با اینفلوئنسرهای هر شبکۀ اجتماعی، شکل رایجی برای اجرای تبلیغات در شبکههای اجتماعی است.
5- تبلیغات درون اپلیکیشنی (In-App)
تعریف بسیاری سادهای دارد. سازندگان اپلیکیشنهای مختلف، در ازای دریافت پول یا خدمات، محصول یا خدمت برندی را در اپلیکیشن خود تبلیغ میکنند. این تبلیغ ممکن است بهصورت بینابینی یا بنری باشند.
این شکل از تبلیغات در بازیهای موبایلی بیشتر از جاهای دیگر دیده میشوند. مثلاً کمپانی X (سازندهٔ بازی) میتواند در صفحات Loading قبل از شروع بازی، برند، محصول یا خدمت شما را تبلیغ کند.
۶. تبلیغات ویدیویی
هرگونه از تبلیغهای دیجیتال که در آن ویدیو وجود داشته باشد، در دستۀ تبلیغات ویدیویی قرار میگیرد؛ مثلاً تبلیغاتی که قبل از شروع یک ویدیو در آپارات میبینید. درست مثل عکس زیر:
قبلاً در مقالات مختلف، راجع به گسترش ویدیو مارکتینگ و قابلیتهای زیاد این فرمت از محتوا صحبت کردهایم. کاربران زمان زیادی از روزشان را صرف تماشای ویدیوها میکنند؛ به همین دلیل، تبلیغات ویدیویی هم یکی از کارآمدترین انواع تبلیغهای دیجیتال به شمار میآیند.
استفادۀ درست از این شکل تبلیغات، در نهایت به افزایش نرخ تعامل، کلیک و فروش منجر میشود.
۷. تبلیغات ریتارگتینگ (Retargeting)
ریتارگیتنگ مختص کاربرانی است که از سایت یا کسبوکار شما قبلاً بازدید کردهاند. به عبارتی دیگر، این نوع تبلیغات با هدف تشویق کاربر به بازدید مجدد از سایتتان طراحی و اجرا میشوند!
حتماً دیدهاید وقتی وارد سایتی میشوید، به شما اطلاع داده میشود که این سایت از Cookie استفاده میکند. کوکیها شما را در اینترنت دنبال میکنند.
فرض کنید وارد سایتی میشوید که حوزۀ فعالیتش فروش ماشینهای اداری مثل پرینتر و اسکنر است. این سایت با کمک کوکیها، اقدامات شما پس از خروج از سایت را هم زیر نظر دارد؛ یعنی میتواند بفهمد از کدام سایتها دیدن میکنید. به این ترتیب، وارد هر سایتی که بشوید، تبلیغات نمایشی مختلفی را در رابطه با ماشینهای اداری مشاهده خواهید کرد.
این تبلیغات نمایشی که با کمک کوکیها اجرا میشوند، سعی میکنند بازدیدکننده را به سایت مدنظر بازگردانند؛ چراکه تبدیل این بازدیدکنندگان به خریدار نهایی، کار راحتتری است.
۸. تبلیغات در پادکست
رسانههای شنیداری بهشدت محبوب شدهاند. پادکستهای فارسی بسیاری روزانه یا هفتگی منتشر میشوند که هرکدام شنوندههای مخصوص به خود را دارند.
تبلیغات در پادکست میتواند آوردۀ زیادی برای کسبوکارتان داشته باشد، بهشرطی که مخاطب هدفتان با مخاطب هدف پادکست مدنظر یکسان باشد.
مثلاً پادکستی دربارۀ فوتبال که مخاطبانش افراد بین 16 تا 35 سال سن دارند، در نظر بگیرید. اگر ویژگیهای مخاطب هدف شما با ویژگی آنها همخوانی داشته باشید، میتوانید برند یا محصول خود را از طریق این پادکست معرفی کنید.
فهمیدیم تبلیغات دیجیتال چیست و با انواع آن آشنا شدیم. حالا بیایید راجع به مزیتهای این شکل از پروموت کردن برند و کسبوکار صحبت کنیم.
مزایای تبلیغات دیجیتال
اگر بخواهیم هرآنچه را که گفتهایم، در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم:
تبلیغ دیجیتال یعنی استفاده از کانالهای دیجیتالی برای پروموت کردن محصول یا خدمت یک برند.
این شکل از تبلیغات، تفاوتهای زیادی با حالت سنتی مرسوم دارد. عموم مزیتهای آن هم ناشی از همین تفاوتهاست.
۱. بهرهوری از پتانسیل دنیای دیجیتال
چرا از بیلبوردها برای تبلیغات استفاده میشود؟ چون مردم در خیابانها و جادهها تردد میکنند و حضوری فعال در این اماکن دارند.
حالا که بیشتر از نیمی از جمعیت جهان از اینترنت استفاده میکنند، یعنی آنها در دنیای دیجیتال هم حضوری فعال دارند؛ پس استفاده از این فضا و تبلیغات دیجیتال، میتواند سرشار از نتایج مثبت باشد. جملۀ کلیشهای بیل گیتس را احتمالاً شنیده باشید:
کسبوکاری که آنلاین نباشد، محکوم به نابودی است!
کلیشهای اما عین حقیقت.
آدمها بسیاری از نیازهایشان را از طریق اینترنت برطرف میکنند؛ از جمله خرید انواع و اقسام وسایل و سفارش خدمات گوناگون. هر روز هم بیشتر از روز قبل، این عادت گسترش پیدا میکند؛ پس حضور در دنیای دیجیتال، کمک میکند نهایت بهرهوری را از این دنیا داشته باشید و از زوال کسبوکارتان جلوگیری کنید.
۲. امکان هدفگیری دقیقتر
بالاتر، به شکلهای مختلف به این مسئله اشاره کردیم. در حالت سنتی، امکان هدفگیری وجود ندارد. حداقل میتوان گفت این قابلیت به مقدار بسیار کمی فراهم است؛ اما وقتی صحبت از تبلیغات دیجیتال باشد، میتوانید دقیقاً به وسط خال بزنید!
مارکترها میتوانند تبلیغ را به افرادی نشان دهند که احتمال خریدشان خیلی بیشتر است؛ چون مشکلی بهخصوص دارند که با محصول یا خدمت آنها حل خواهد شد یا بهنحوی، علاقهٔ خود را نشان دادهاند.
شما ویژگیهای جمعیتشناختی، روانشناختی، موقعیت مکانی و سایر اطلاعات مخاطبان هدف و مشتریهای خود را دارید؛ بنابراین تیرتان به احتمال زیاد خطا نمیرود.
۳. استفاده از دادهها برای بهبود امور
مطابق معمول باقی مسائل در دنیای دیجیتال، در رابطه با تبلیغات هم میتوان از دادهها کمک گرفت. با استفاده از آنها، میتوان فهمید کاربران دقیقاً چه چیزی میخواهند، از کدام پلتفرمها بیشتر استفاده میکنند، کدام تبیلغهای دیجیتال را بیشتر میپسندند و…
همۀ این دادهها کمک میکنند بودجهتان را بهتر و کارآمدتر مصرف کنید و در نهایت، بیشترین دستاورد ممکن را هم به دست آورید.
نکتۀ مهم: تبلیغات دیجیتال با دیجیتال مارکتینگ تفاوت دارد!
تفاوت تبلیغات دیجیتال با دیجیتال مارکتینگ
شاید در بسیاری از موارد، هر دو مورد پر از وجه اشتراک و تشابه باشند؛ اما در برخی موارد، تفاوتهای چشمگیری دارند. بیایید هر دو مورد را جداگانه بررسی کنیم.
دیجیتال مارکتینگ
به تمام اقداماتی گفته میشود که طی یک کمپین توسط یک کمپانی برای پروموت محصولات یا خدماتش در کانالهای آنلاین انجام میشود. اقداماتی که برای جذب یک گروه مشخص از افراد انجام میشود. کارهایی مثل ایمیل مارکتینگ، بازاریابی شبکههای اجتماعی، SEO، بازاریابی محتوایی، تبلیغات دیجیتال و…
تبلیغات دیجیتال
این عبارت به تبلیغ محصول یا خدمت یک برند از طریق کانالهای دیجیتالبرای مخاطب هدف مشخص اختصاص دارد. آنها میتوانند جزئی از یک کمپین دیجیتال مارکتینگ باشند؛ اما برعکس این گزاره صادق نیست.
در بخش بعدی که بخش آخر این مقاله است، هزینۀ این نوع تبلیغات را بررسی خواهیم کرد.
هزینه تبلیغات دیجیتال چگونه محاسبه میشود؟
روشهای مختلفی برای محاسبۀ هزینۀ تبلیغ دیجیتال وجود دارد. هرکدام برای اوضاع و شرایط بهخصوصی مناسباند. در ادامه، با شکلهای مختلف آن آشنا خواهیم شد.
مخفف Cost per Click است. سازوکار به این شکل است که تبلیغکننده بهازای هر کیلکی که روی تبلیغش میشود، هزینهای پرداخت میکند. برای نمونه، هزینۀ تبلیغات در گوگل با این روش محاسبه میشود.
مخفف Cost per Mile است. فرمول آن به این صورت است که هزینۀ کل تبلیغ بر تعداد ایمپرشن (impressions) تقسیم و در ۱۰۰۰ ضرب میشود و جواب نهایی به دست میآید.
مخفف Cost per Action است؛ یعنی هزینه با توجه به اقدامی که مخاطب تبلیغ انجام میدهد، محاسبه خواهد شد. این اقدام میتواند سابسکرایبکردن و پرکردن فرم باشد یا نصب اپلیکیشن و خرید یک خدمت یا محصول.
مخفف Cost per View است. این مدل بیشتر در تبلیغات ویدیویی کاربرد دارد. در این شکل از پرداخت هزینه، هدف اصلی افزایش هرچه بیشتر بازدید و بهدنبال آن، افزایش آگاهی از برند (Brand Awareness) است. فرمول به این صورت است که کل هزینۀ تبلیغات بر تعداد بازدیدها تقسیم میشود.
مخفف Cost per Lead است. این روش جزو محبوبترین روشهای پرداخت هزینۀ تبلیغهای دیجیتال است. در این حالت، تنها زمانی مبلغ پرداخت خواهد شد که یک Lead (لید یا مشتری راغب) درستودرمان ایجاد شود. برای تعیین درستودرمان بودن، باید یک فرم پر شود؛ این فرم، مشکلات ناشی از کلیکها و بازدیدهای اشتباه را برطرف میکند.
مخفف Pay per Sale است. این روش زیرمجموعۀ CPA است. وقتی اقدام مدنظر فروش باشد، از CPS استفاده میشود. هزینه با فرمول کل پولی که برای تبلیغات خرج شده است، تقسیم بر تعداد فروش بهدست میآید.
تمام فرمولها را هم میتوانید در جدول زیر ببینید:
همین حالا، برنامهای برای تبلیغات دیجیتال خود تنظیم کنید!
تبلیغات لازمۀ رشد هر کسبوکاری است! این را که همه میدانیم؛ اما شاید خیلیهایمان از تاثیر بسیار بالای تبلیغهای دیجیتال بیخبر بودیم؛ حداقل تا قبل از این مقاله!
در این مقاله، چیستی این شکل از تبلیغات را بررسی کردیم و سپس 8 مدل از آنها را بیشتر زیر ذرهبین بردیم.
تبلیغات نمایشی
تبلیغات در گوگل
تبلیغات همسان
تبلیغات در شبکههای اجتماعی
تبلیغات درون اپلیکیشنی
تبلیغات ویدیویی
تبلیغات ریتارگتینگ
تبلیغات در پادکست
همچنین در ادامه، از فواید و مزایای این نوع تبلیغ گفتیم و تفاوتهایش با دیجیتال مارکتینگ را بررسی کردیم. در بخش انتهایی هم انواع مختلف محاسبۀ هزینۀ تبلیغات دیجیتال را یاد گرفتیم.
لطفاً اگر این مقاله برایتان مفید بود، آن را برای دیگر دوستانتان هم بفرستید.